اشعار طنز دانشجویی ملیحه خوشحال


   ۹ دی ۱۳۹۶    ۱۱:۲۲ ق.ظ    243 بازديد    بدون دیدگاه

چند رباعی یادگار دوران دانشجویی:

با درس و کتاب زیستی دانشجو
در حسرت چند بیستی دانشجو

فرسوده شدی برای تحصیل علوم
من در عجبم تو کیستی دانشجو؟؟؟

او بعد شکست شاخ کنکور از جا
امسال پذیرفته شده دانشگا

با شرط و شروط ثبت نامش کردن
این نوگل نوشکفته ی بابا را !

علامه شدن ترانه ی دانشجوست
مشروط شدن نشانه ی دانشجوست

سرگشته میان جزوه هایی درهم
این درس فقط بهانه ی دانشجوست!

خسته است اگرچه دیر برمیگردد
با نمره ی بی نظیر بر میگردد

باسختی امتحان به لطف استاد
هربار شبیه شیر برمیگردد

یک جزوه به دست ، دست دیگر خودکار
شش صفحه جلو نرفته اما انگار

یک ساعت دیگر امتحان دارد او…
ای داد از این سوالهای دشوار!…

بداهه های دانشجویی :

کلاسای بی رمق و خستگی و خمار خواب
برای یه سوال تو استاده مونده بی جواب

میون توضیحات درس هرکی یه جوری در میره
یکی داره حرف میزنه یکی با گوشی ور میره

استاده میگه: بچه ها گوش نمیدین آخه چرا!؟
چرا سوال نمیکنین سوالای خوب و بجا!؟

بچه ها میگن که: آقا این دفه رو کوتاه بیا
مبحثو جمع کن تا بریم حالی نمونده بخدا

استاده اما بی خیال با آب و تاب توضیح میده
یه مطلب تازه ترم الان به ذهنش رسیده!

بهتره آشنا بشیم با چندتا از این استادا
که بعد آشناییمون بریم سراغ ماجرا

استاد اندیشه ی ما حاج آقای واعظیه
بنده خدا یادش میره که مطلباش چی به چیه

میخواد مثالی بزنه از احادیث و آیه ها
همین که گیر کنه میگه: یه صلوات بگین شما!

کاشفی از ته کلاس تیکه میگه به حاج آقا
جوابشو فوری میده فرزانه از تو دخترا

بعد سه چار تا صلوات کلاس ما تموم میشه
نسکافه های بوفه مون داغ و آماده ست همیشه

اما کلاس بعدی مون درس زبان خارجیه
استادشو نمیدونی اورجیناله ،چه عالیه!

حلو حاواریو میگه و بچه ها ساکت میمونن
زل میزنن به همدیگه خوبم رو فارسی میخونن!

خلاصه توی هرکلاس ما کلی ماجرا داریم
با هر یک از اساتیدم حکایتی جدا داریم

خب حالا آشنا بشیم با بچه های این کلاس
هرکدوم از یک طبقه دارای ویژگی خاص!

بهتره این اول کار بریم سراغ پسرا
موجودای خوش گذرون تقدمم مال شما!

اولی پاسبانیه تو خط جام جهانیه
فوتبالیه دو آتیشه ست طرفدار قوچانیه

دومیه جمالیان مشغول عرض ادبه
زبون باز و پرادعاست اما تو درسا عقبه!

سومیه حامدیه تو کار فیلم و سی دیه
فیلمای روز سینما تو دست اون قدیمیه

ساعت ۱۲میشه و حالا شده وقت ناهار
دانشجوهای بیچاره ژتون به دست مثل قطار

میخواد خودی نشون بده! قاسمی ؛ میره تو صف
واسه تموم دخترا غذا میگیره با شعف!

تقی زاده توی جیباش یه عالمه ژتون داره
هرکی غذا اضافه خواست باید که زنبیل بذاره

نگفتم از قلی نژاد عاشق شده تازگیا
رفته تو فکر نسترن آواز میخونه بی هوا!!

نامی نجیبه، نمونه س، کارگر یه کارخونه س
واسه ی مامان و خواهرش، نون آوره؛ مرد خونه س

خب پسرا تموم شدن بریم سراغ دخترا
شما چی میدونین از این بنده های خوب خدا!

نازی تو کار تقدیره ،فال گیریاش بی نظیره
پیش بینی هاش غلط میشه !هی فال تازه میگیره

وسواسیه فرانکه !میون دخترا تکه
تو انتخاب واحداش دچار تردید و شکه!

پارمیدا خیلی مد گراس شیک پوشه و کلاس بالاس
زمستونا این ور آب تابستونا تو کاناداس!

سپیده توی دخترا درس خونه و منظمه
سرش توی کتابه و حواسشم خیلی جمه

بشنوید از آناهیتا ؛گونه گذاشته این هوا!
لبای پرحجمو ببین! دماغشم برده بالا!

عاطفه هم مهربونه ساده و شیرین زبونه
محبت و صداقتش تو ذهن آدم میمونه

اون که نمونه س نگاره ،سنگینه و با وقاره
محجوب و ماخوذ به حیاس، تو دخترا تا نداره
***
این روزا هرکی یه جوری دانشگا رو میگذرونه
اگر که گاهی وقت کنه یه کمی هم درس میخونه!

خلاصه که اینو بگم: همینه کل ماجرا
حکایت هرساله ی دانشجوهای باصفا

باهوش و اهل هنرن ؛تو رشته هاشون قدرن
میخوان که از دانشگاشون خاطره ی خوب ببرن

خب زحمتو کم میکنم ترانه هم که شد تموم
چه ساده رفتین سرکار وقت شما که شد حروم!
شاعر : ملیحه خوشحال

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=25994

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه