یکی از نیازهای حیاطی پدر بزرگم بود شیلنگ


   ۲۲ مهر ۱۳۹۶    ۱۱:۲۶ ق.ظ    117 بازديد    بدون دیدگاه

سری پنجاه و هشتم از سیبیل نوشت ها _ سری شانزدهم

کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی :

_یکی از نیازهای حیاطی پدر بزرگم بود شیلنگ.

_بعد از دمخور شدن با معتاد، باز دم برایم سخت شد.

_به من حق داد اما پول هایم را گرفت، وکیل.

_سربلند کردم کبک را، بعد از شکارش.

_برای پیش داوری کردن، نیازی به سوت نیست.

_با دندان مصنوعی نتوانستم چوب حماقتم را بخورم.

_آرزوی گنجشک مهربان گرفتن محرومین زیر پر و بال خودش بود.

_ضرب شستش، ماشین حساب را از کار می انداخت.

_صدایم که گرفت، نتوانستم با جامعه هم صدا شوم.

_با چهره ی جدیدی از خودم مواجه شدم در آرایشگاه.

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=24943

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه