کاریکلماتور : بازار طلاق، با “سکه” گرم شده است!


   ۱۵ دی ۱۳۹۶    ۱۲:۲۳ ب.ظ    157 بازديد    بدون دیدگاه

کاریکلماتورهای پیرسوک (ابوالقاسم صلح جو) :

  • یارای ایستادن ندارم، وقتی سگ دنبال ام می کند!
  • با خط لب اش، روی گونه ام خط قرمزی نوشت!
  • وقتی”بخت ام برگشت”، تحویل اش نگرفتم!
  • آدم سر به زیری شده ام، تا فکرت از سرم بیفتد!
  • اَبروهایش آوار شدند، تا زیرش را برداشتند!
  • ماهی را با خجالت، “سرخ”می کنم!
  • تا آروغ زدم، به خرف های نزده ام عفو خورد!
  • فریاد”تیز”اش، طوری رگ حرف ام را زد که سکوت ام بند نمی آید!
  • بیمار برای بهتر شدن”حال”اش، رباعیّات خیّام می خواند!
  • بازار طلاق، با “سکه” گرم شده است!
  • آرزوی عریان ام، جامۀ عمل نمی پوشد!
  • معتاد تا”پاک”شد، گرمابه را”تَرک”کرد!
  • تا”حکم”کرد، “دل بُریدم”!
  • “دام”را، از پیش پا برداشتم!
  • نازنین بود، خط لب اش!
  • “دستشوئی”داشت، فروخت اش!
  • تا”افتابی”شد، “سایه”اش شدم!
  • ویندوز نصب کردم، روی چرتکۀ پدربزرگ!
  • “سوگند” را “می خورد”، وقتی قسم یاد می کرد!
  • با قهرمان”پرتاب”دیسک، مُچ “انداختم”!
  • ستارۀ”سُهیل”، شهلا است!
  • عصبانی که می شوم، اوقات شرعی ام تلخ می شود!
  • برای”کاشت”گونه، لُپ هایش را شخم زدم!
  • برای اینکه در راه نماند، همیشه از بیراهه می رفت!
  • برایت می میرم، دکترها جواب ام کرده اند!
  • “باران”آمد، جای خالیت را پُرکرد!
  • آئینه، خودبین ام کرده است!
  • با”مزّۀ” تنهائی، “عرق”شرم می ریخت!
  • آدم نپخته، از کوره در می رود!
  • مسافر”می کشید”، کیلوئی!
  • از وقتی چشمم آب آورده، خوابِ”دریا”می بینم!
  • نمی توانستم حواس ام را “جمع”کنم، اعشاری داشت!
  • هرکس جای من بود”می ّسرید”، امّا من هنوز”می دوزم”!
  • با چهار قدّ، دراز می نمود!
  • “تخت”خوابیده بود، روی”تخت”!
  • با حرف ربط، بی ربط می نویسم!
  • زبان اش را “گاز” گرفت، “خفه”شد!

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=25768

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه