گزارش مراسم بزرگداشت “عمران صلاحی”


   ۹ آبان ۱۳۹۳    ۵:۴۲ ب.ظ    4530 بازديد    بدون دیدگاه

جمعی از شاعران ،دوستان و خانواده عمران صلاحی در مراسم بزرگداشت او که در موسسه بهاران خرد و اندیشه برگزار شد گرد هم آمدند و به شعرخوانی و تعریف خاطره از او پرداختند. یزدان سلحشور در این نشست به نقل قول از رضا براهنی در یکی از مقاله هایش گفت:عمران صلاحی نماینده پست مدرنیسم در ایران است.

عمران صلاحی

به گزارش شیرین طنز، به نقل از خبرنگار ادبیات ایسکانیوز، در این مراسم که با مجری گری اسدالله امرائی، مترجم برجسته کشور، برگزار شد، افرادی از جمله: فرهادعابدینی ،عبدالله صمدیان، محمود معتقدی، علی سرهنگی، پوران کاوه ،کریم قنبری و یزدان سلحشور حضور داشتند و به شعر خوانی و تعریف کردن بخشی از خاطرات خود با زنده یاد عمران صلاحی پرداختند. در این مراسم یاشار و بهاره صلاحی که فرزندان عمران صلاحی هستند نیز حضور داشتند.

اسدالله امرائی با شعر “من بچه جوادیه هستم” از عمران صلاحی این نشست را آغاز کرد و در ادامه گفت: من هرگز باور نمی کنم عمران مرده و معتقدم فقط جسم او با ما نیست. به قول بورخس: “نویسندگان وقتی می میرند، در قالب کتاب هایشان به زندگی ادامه می دهند. من به تناسخ اعتقاد دارم و این بهترین نوع تناسخ است.”

در ادامه این نشست محمود معتقدی به نقل از احمد شاملو درباره عمران صلاحی گفت: “بحثِ عِمران یا عُمران نیست، او هر جا که برود، آن جا را خراب می کند.” البته این خرابی نشان از بسته شدن مجلاتی دارد که عمران صلاحی در آن ها کار می کرد. با عمران مشکل داشتند و هرجا که می رفت آن جا را می بستند. اولین شعر عمران در مجله خوشه به سردبیری احمد شاملو چاپ شد و پس از آن بود که عمران صلاحی شناخته شد.

یزدان سلحشور هم در این نشست حرف خود را این گونه آغاز کرد: نبود عمران در میان ما واقعا مشکل است و نقل قول امرائی از بورخس درباره صلاحی واقعا نقل درستی بود. نوشته های او و روح وسیع این شاعر همیشه همراه ما هست. سلحشور در ادامه با اشاره به یکی از مقالات رضا براهنی درباره عمران صلاحی گفت: براهنی در مقاله ای اشاره می کند، جریانات پست مدرنیستی که خارج از ایران راه افتاده اند در ایران هم نماینده ای دارد و نماینده این نوع از ادبیات در ایران عمران صلاحی است.

از سوی دیگر علی سرهنگی ضمن ابراز خوشحالی از برگزاری این نشست گفت: همه ی خاطره ها یه قطارندکه تو مه سوت می کشند…این سطری ازشعر عمران درکتاب ایستگاهی درمه است که شاعرباحسرت روزهای کودکی و زندگی کنارراه آهن سروده است …واکنون خود او به این سوت و قطارو خاطره پیوسته است ….از این که با دوستان عمران جمع شده ایم خوشحالم مدت هابودکه دلم برای او و نمک اشعار و شکرهای طنزش تنگ شده بود. اولین بار عمران صلاحی را در دهه شصت در کافه ای روبروی دانشگاه تهران درجمع دوستانم هم چون حسین منزوی ،حسن اسدی ،مجید شهرتی ؛رضوان ابوترابی و …دیدم و بعدها هم همدیگر را در شب شعرها می دیدیم. مدتی گذشت تا در مجله سروش با هم همکار شدیم.

گاهی بین کارهایمان در کتابخانه سروش با هم گپ هایی می زدیم و خاطرم هست که در آن صحبت ها عمران از نمایشنامه یا داستانی طنز می گفت که در حال نوشتن آن بود اما بعدها هیچ خبری از آن نشد.امیدوارم یاشارصلاحی فرزندشاعردراین باره اطلاعاتی به همه بدهد…وی گفت :روزی زنده یاد رضا سید حسینی از من درباره طنز عمران صلاحی پرسید …من گفتم : اگرعزی زنسین کمی قدو قواره اش بلندتر بود …می شد عمران صلاحی …و یادم هست که استادبرای این حرف من بسیار خندید و خوشش اومد…وی در ادامه شعری از پائیز و پنجره و باران به یادعمران خواند .

کریم قنبری در این نشست نیز عمران صلاحی را به فواره ای تشبیه کرد که هیچ وقت پایین نیامده و در اوج ادبیات طنز ایران مانده است…هم چنین پوران کاوه شعری به یادصلاحی خواند. اسدالله امرائی نیز از روز درگذشت عمران صلاحی این گونه یاد کرد: آخرین روز حیات عمران صلاحی بود. آمد سازمان هواشناسی و من در آن سازمان کار می کردم. چند امانتی برایم آورده بود آن ها را به من داد و بعد هم رفت. رفت که رفت. فردا صبح خبر غم انگیز مرگ او را شنیدم…درآخرمراسم شرکت کنندگان عکسی دسته جمعی و صمیمی با خانواده صلاحی گرفتند.

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=6128

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه