شعر طنز : چیست در داخلِ یخچالِ تُهى؟


   ۱۲ آبان ۱۳۹۶    ۴:۳۹ ب.ظ    188 بازديد    بدون دیدگاه

از روى دست فریدون مشیرى
تو بمان و تو بمک!
شعر طنز حمید آرش آزاد

«همه مى ‏پرسند»:
«چیست در زمزمه‏ ىِ مبهم آب؟»
چیست در داخلِ یخچالِ تُهى؟
چیست در سیمِ کجِ داخلِ لامپِ خاموش؟
چیست در برفکِ تکرارىِ این ده اینچى؟
چیست در گوشىِ تلفن آخر؟
چیست در غیره و ذالک، اخوى؟
«که تو چندین ساعت،
مات و مبهوت به آن می‏نگرى؟»
×××
من به آن آب نمى ‏اندیشم
که پس از شُل شدنِ واشرِ شیرِ حمّام
مى‏چکد هى شب و روز!
من به یخچال نمى‏اندیشم
که نه در آن مُرغى‏ ست
و نه گوشت و ماهى،
نه در آن میوه و سبزى
و نه کوفتِ کارى!
من به آن لامپ ندارم کارى،
چون خودش – جُز دو، سه ساعت در روز –
دایماً خاموش است.
من نه اهلِ فیلم ‏ام، و نه اصلاً سریال،
چون همه تکرارى‏ست.
تلفن نیز مهم نیست برایم هرگز
چون که از وقتِ خروسخوانِ سحر،
تا دمِ بوق سگ،
گوشى ‏اش دستِ خانم مى‏باشد!
×××
نه به آب،
نه به لامپ و یخچال،
نه به تلفن، و نه حتّى سیما،
«من به این جمله نمى‏اندیشم»
«به تو مى‏اندیشم»
اى زنِ بدبختم!
که پس از پرداخت این همه پول
بابتِ آب و برق،
بابتِ تلفن دور و نزدیک،
و اجاره‏ ىِ خانه،
به تو آیا چیزى خواهد ماند؟!
«تو بمان با من، تنها تو بمان»
این همه قبض که آمد این ماه
مبلغ ‏اش را «تو بخوان»
از حقوقم، تنها پولِ سماقى باقى‏ست،
آخرین ذّره‏ ىِ آن را تو بمک!

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=25335

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه