برچسب: کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو

کاریکلماتور : بازار طلاق، با “سکه” گرم شده است!


   ۱۵ دی ۱۳۹۶    ۱۲:۲۳ ب.ظ    196 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : بازار طلاق، با “سکه” گرم شده است!

کاریکلماتورهای پیرسوک (ابوالقاسم صلح جو) : یارای ایستادن ندارم، وقتی سگ دنبال ام می کند! با خط لب اش، روی گونه ام خط قرمزی نوشت! وقتی”بخت ام برگشت”، تحویل اش نگرفتم! آدم سر به زیری شده ام، تا فکرت از سرم بیفتد! اَبروهایش آوار شدند، تا زیرش را برداشتند! ماهی را با خجالت، “سرخ”می کنم! […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : چون “حسابی” درس خواندم، استاد فیزیک شدم!


   ۷ دی ۱۳۹۶    ۱۱:۵۸ ق.ظ    110 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : چون “حسابی” درس خواندم، استاد فیزیک شدم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو : ۱-با اقتدار، بورسیۀ بیکاری شدم! ۲- در جیب بُری، خیّاط شده بود! ۳- شب ها لباس خواب ام، بیدار می ماند! ۴- منظورش آنقدر”روشن”بود که خاموش اش کردند! ۵- مستقیم، کج روی می کنم! ۶- “دریا” با “باران”، “جاری”شد! ۷- روی ترازو”کشید” دکتر، پوست چروکیده ام را! ۸- نمی توانست […]

خواندن ادامه

شلوغترین سرزمین تنهائی است، فضای مجازی!


   ۲۰ آذر ۱۳۹۶    ۱۰:۲۸ ق.ظ    102 بازديد    بدون دیدگاه
شلوغترین سرزمین تنهائی است، فضای مجازی!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو : “بِیتِ” آخر شعرم را، اجاره دادم! پرندۀ سکوت، روی درخت بید آشیانه دارد! به غیرت شانه هایم بر می خورد ، وقتی سرت را زمین می گذاری! “صادق”بود، “هدایت”اش کردم! جگر شیر داشت و دل خر، که دکّان اش را پلمپ کردند! با اینکه گرم پوشیده بودم، دلم لرزید! همه […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : فضانورد در مریخ، به “زمین”خورد!


   ۹ آذر ۱۳۹۶    ۱۰:۵۹ ب.ظ    90 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : فضانورد در مریخ، به “زمین”خورد!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو : ۱-فضانورد درمریخ، به”زمین”خورد! با “زدن” پنبه اش، مزد گرفتم! حسّ اش نبود، منتظرماندم تا آمد! برای دفاع ازحقوق بشر، باحیوانات می جنگید! آشپزباشی،”ماهی”را خوب از”آب”در آورد! خوانندۀ سنّتی، نمازش را در”سه گاه”می خواند! کاردینال ها به عوض”پاپ”، امسال”راک”را انتخاب کردند! درتصادف نگاهمان، من بیشتر خسارت”دیدم”! برای”غیبت”، همیشه”حاضر”بود! بادلتنگی، غصّه هایم […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : در جیب ام “کار”می کند، فکر همسرم!


   ۲۹ آبان ۱۳۹۶    ۶:۰۲ ب.ظ    117 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : در جیب ام “کار”می کند، فکر همسرم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو : نقّاشِ “سر”کِشی بود! شفّاف سازی کرده بود، ابعاد وجودی اش را! پدرِ سگ اش، مُرده بود (کژتابی) وقتی چپ شد، برگشت! (کژتابی) باورآورده ام، به خدایی که می رقصد و می رقصاند! دل “بستۀ”، خانۀ دل “باز” ام! تانگاهت به من افتاد، بدون روغن”سرخ”شدم! درجیب ام”کار”می کند، فکر همسرم! همیشه […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : سقوط را تجربه کردم، وقتی از چشمت افتادم!


   ۲۱ آبان ۱۳۹۶    ۹:۵۹ ب.ظ    159 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : سقوط را تجربه کردم، وقتی از چشمت افتادم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو، کاریکلماتورنویس شیرازی : ۱-کتابی که درخواب خواندم، “بیدار”ام کرد! ۲- درخیال ام بودی که توهّم زدم! ۳- شعرش هم یک تخته کم داشت! ۴- دلِ”ریش”ام، خوت به سبیل ام نمی رساند! ۵- حدّ شلاق، ازروابط ریاضی محاسبه می شود! ۶- عاشق ششلیکی هستم که دولیک آن را خورده باشند! ۷- برای […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : فرهاد، از خواب “شیرین” پرید!


   ۶ آبان ۱۳۹۶    ۱:۱۳ ب.ظ    138 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : فرهاد، از خواب “شیرین” پرید!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو : ۱-فرهاد، ازخواب”شیرین”پرید! ۲- مرا به خدا سپرد و خودش را به دیگری! ۳- وقتی “برایش زدم”، رقصید! ۴- برای آوردنِ”دخل”همه، بانیسان آبی آمد! ۵- گریه امانش رابُریده بود که دکتر در حال بخیه اش بود! ۶- عاشق جنینی هستم که پیش از تولّد، نام پارسی اش را انتخاب کرده باشد! […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : تا خواب بد می بینم، چشمانم را می بندم!


   ۲۹ مهر ۱۳۹۶    ۵:۵۴ ب.ظ    179 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : تا خواب بد می بینم، چشمانم را می بندم!

کاریکلماتور از ابوالقاسم صلح جو متخلص به پیرسوک : دوبنده اش را به بازار برده فروشان بُرد، کشتی گیر! کارآفرین ماندگار، دستمال ابریشمی تولید می کند! وقتی”تند”می نویسم، قلمم”می سوزد”! کودک معتاد به”شیشه”را، پستانک ازشیرمی گیرد! به ازدواج، “تن”داد! کلّه ام باد برمی دارد، وقتی هوایت به سرم می زند! دیگر حرف اش را”نمی زد”، […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : آنقدر زیر سوال رفت، تا کمرش شکست!


   ۱۶ مهر ۱۳۹۶    ۱:۱۱ ب.ظ    126 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : آنقدر زیر سوال رفت، تا کمرش شکست!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : ۱-مشت های گره خورده، شعار بالا می آورند! ۲- آنقدر زیر سوال رفت، تا کمرش شکست! ۳- متّهم بود، “خلاف”اش ثابت شد! ۴- با اختیار”تام”، “جری”می شوم! ۵- سرِ بزنگاه، نزدم! ۶- وقتی میروی، خودت را جا می گذاری! ۷- گلِ گوشۀ جمالت را، کمال چید! ۸- وقتی هفت […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : برای “کشیدنِ” یک نفس عمیق، کاغذ کم آوردم!


   ۳ مهر ۱۳۹۶    ۱۲:۴۶ ب.ظ    219 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : برای “کشیدنِ” یک نفس عمیق، کاغذ کم آوردم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : ۱-برای”کشیدنِ”یک نفس عمیق، کاغذ کم آوردم! ۲- “نهال”برای”ریشه زدن”، خوابِ تبر می دید! ۳- وقتی ماشه را “چکاندم”، قطره قطره روی سیبل ریخت! ۴- تا “روی پایش افتادم”، در رفت! ۵- با”من”آمد، سه کیلو اضافه وزن داشت! ۶- تابستان ها، بازار پالودۀ شیرازی”داغ”می شود! ۷- مُشت زیرچشم اش “کاشتم”، […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : برای تَرک دوچرخه ام، صیغۀ طلاق جاری کردم!


   ۲۷ شهریور ۱۳۹۶    ۱۱:۴۱ ق.ظ    179 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : برای تَرک دوچرخه ام، صیغۀ طلاق جاری کردم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : با سیلی، ماهی را سرخ می کنم!   نگاهم با”گل”مژه، به استقبال نگاهت آمد!   برای تَرک دوچرخه ام، صیغۀ طلاق جاری کردم!   تاگفتم:”لازم نکرده”، بُرید!   دوربین ها، مُچ صدا”بردار”را گرفتند!   “پرواز”چون سگ پاسوخته، درپیِ پرندۀ ازقفس گریخته افتاده بود!   باچاقوی”ضامن”دار، وام”بی برگشت” گرفتم!   […]

خواندن ادامه

دانلود جلد سوم “چاقوی تیغه مخملی” کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو


   ۱۶ شهریور ۱۳۹۶    ۵:۱۳ ب.ظ    476 بازديد    بدون دیدگاه
دانلود جلد سوم “چاقوی تیغه مخملی” کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو

جلد سوم کتاب چاقوی تیغه مخملی شامل کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو به قلم ابوالقاسم صلح جو به تحریر در آمده و توسط پایگاه خبری شیرین طنز به صورت الکترونیک منتشر شد. کاریکلماتور، عضوی از خانواده طنز به شمار می‌رود که امروزه به‌سرعت جای خود را در ادبیات باز و با رشد چشمگیر خود، پیروان زیادی […]

خواندن ادامه


برو به ابتدای صفحه