برچسب: کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو

کاریکلماتور : در جیب ام “کار”می کند، فکر همسرم!


   ۲۹ آبان ۱۳۹۶    ۶:۰۲ ب.ظ    55 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : در جیب ام “کار”می کند، فکر همسرم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو : نقّاشِ “سر”کِشی بود! شفّاف سازی کرده بود، ابعاد وجودی اش را! پدرِ سگ اش، مُرده بود (کژتابی) وقتی چپ شد، برگشت! (کژتابی) باورآورده ام، به خدایی که می رقصد و می رقصاند! دل “بستۀ”، خانۀ دل “باز” ام! تانگاهت به من افتاد، بدون روغن”سرخ”شدم! درجیب ام”کار”می کند، فکر همسرم! همیشه […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : سقوط را تجربه کردم، وقتی از چشمت افتادم!


   ۲۱ آبان ۱۳۹۶    ۹:۵۹ ب.ظ    88 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : سقوط را تجربه کردم، وقتی از چشمت افتادم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو، کاریکلماتورنویس شیرازی : ۱-کتابی که درخواب خواندم، “بیدار”ام کرد! ۲- درخیال ام بودی که توهّم زدم! ۳- شعرش هم یک تخته کم داشت! ۴- دلِ”ریش”ام، خوت به سبیل ام نمی رساند! ۵- حدّ شلاق، ازروابط ریاضی محاسبه می شود! ۶- عاشق ششلیکی هستم که دولیک آن را خورده باشند! ۷- برای […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : فرهاد، از خواب “شیرین” پرید!


   ۶ آبان ۱۳۹۶    ۱:۱۳ ب.ظ    99 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : فرهاد، از خواب “شیرین” پرید!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو : ۱-فرهاد، ازخواب”شیرین”پرید! ۲- مرا به خدا سپرد و خودش را به دیگری! ۳- وقتی “برایش زدم”، رقصید! ۴- برای آوردنِ”دخل”همه، بانیسان آبی آمد! ۵- گریه امانش رابُریده بود که دکتر در حال بخیه اش بود! ۶- عاشق جنینی هستم که پیش از تولّد، نام پارسی اش را انتخاب کرده باشد! […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : تا خواب بد می بینم، چشمانم را می بندم!


   ۲۹ مهر ۱۳۹۶    ۵:۵۴ ب.ظ    108 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : تا خواب بد می بینم، چشمانم را می بندم!

کاریکلماتور از ابوالقاسم صلح جو متخلص به پیرسوک : دوبنده اش را به بازار برده فروشان بُرد، کشتی گیر! کارآفرین ماندگار، دستمال ابریشمی تولید می کند! وقتی”تند”می نویسم، قلمم”می سوزد”! کودک معتاد به”شیشه”را، پستانک ازشیرمی گیرد! به ازدواج، “تن”داد! کلّه ام باد برمی دارد، وقتی هوایت به سرم می زند! دیگر حرف اش را”نمی زد”، […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : آنقدر زیر سوال رفت، تا کمرش شکست!


   ۱۶ مهر ۱۳۹۶    ۱:۱۱ ب.ظ    106 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : آنقدر زیر سوال رفت، تا کمرش شکست!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : ۱-مشت های گره خورده، شعار بالا می آورند! ۲- آنقدر زیر سوال رفت، تا کمرش شکست! ۳- متّهم بود، “خلاف”اش ثابت شد! ۴- با اختیار”تام”، “جری”می شوم! ۵- سرِ بزنگاه، نزدم! ۶- وقتی میروی، خودت را جا می گذاری! ۷- گلِ گوشۀ جمالت را، کمال چید! ۸- وقتی هفت […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : برای “کشیدنِ” یک نفس عمیق، کاغذ کم آوردم!


   ۳ مهر ۱۳۹۶    ۱۲:۴۶ ب.ظ    169 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : برای “کشیدنِ” یک نفس عمیق، کاغذ کم آوردم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : ۱-برای”کشیدنِ”یک نفس عمیق، کاغذ کم آوردم! ۲- “نهال”برای”ریشه زدن”، خوابِ تبر می دید! ۳- وقتی ماشه را “چکاندم”، قطره قطره روی سیبل ریخت! ۴- تا “روی پایش افتادم”، در رفت! ۵- با”من”آمد، سه کیلو اضافه وزن داشت! ۶- تابستان ها، بازار پالودۀ شیرازی”داغ”می شود! ۷- مُشت زیرچشم اش “کاشتم”، […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : برای تَرک دوچرخه ام، صیغۀ طلاق جاری کردم!


   ۲۷ شهریور ۱۳۹۶    ۱۱:۴۱ ق.ظ    137 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : برای تَرک دوچرخه ام، صیغۀ طلاق جاری کردم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : با سیلی، ماهی را سرخ می کنم!   نگاهم با”گل”مژه، به استقبال نگاهت آمد!   برای تَرک دوچرخه ام، صیغۀ طلاق جاری کردم!   تاگفتم:”لازم نکرده”، بُرید!   دوربین ها، مُچ صدا”بردار”را گرفتند!   “پرواز”چون سگ پاسوخته، درپیِ پرندۀ ازقفس گریخته افتاده بود!   باچاقوی”ضامن”دار، وام”بی برگشت” گرفتم!   […]

خواندن ادامه

دانلود جلد سوم “چاقوی تیغه مخملی” کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو


   ۱۶ شهریور ۱۳۹۶    ۵:۱۳ ب.ظ    347 بازديد    بدون دیدگاه
دانلود جلد سوم “چاقوی تیغه مخملی” کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو

جلد سوم کتاب چاقوی تیغه مخملی شامل کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو به قلم ابوالقاسم صلح جو به تحریر در آمده و توسط پایگاه خبری شیرین طنز به صورت الکترونیک منتشر شد. کاریکلماتور، عضوی از خانواده طنز به شمار می‌رود که امروزه به‌سرعت جای خود را در ادبیات باز و با رشد چشمگیر خود، پیروان زیادی […]

خواندن ادامه

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) طنزپرداز شیرازی


   ۱۳ شهریور ۱۳۹۶    ۴:۴۳ ب.ظ    130 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) طنزپرداز شیرازی

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) طنزپرداز شیرازی : “گل”های پنالتی، همه”بودار” اند! صدایش را بریده بودند، پانسمان اش کردم! به”زمین”خورد، حواسِ”ماه”ام که پرت شد! تیغ آفتاب، رگِ خواب ام را زد! مشرف نداشن، “بی پرده”سخن می گفت! مدادم، “سیاه”می نویسد! “منابع”پژوهشی نویسنده، همه سوراخ بودند! برای سوزاندن چربی های اضافه اش، هیزم جمع می کرد! […]

خواندن ادامه

یکصد و بیست و هشت کاریکلماتور از ابوالقاسم صلح جو


   ۱۵ مرداد ۱۳۹۶    ۷:۵۴ ب.ظ    366 بازديد    بدون دیدگاه
یکصد و بیست و هشت کاریکلماتور از ابوالقاسم صلح جو

یکصد و بیست و هشت کاریکلماتور از ابوالقاسم صلح جو : لبخندم درد می کرد، نان و یخ دوا نمودم! ماضی ام بعید نیست، آینده ام بعید است! آغوش تنگت، مهرۀ چهاروپنج ام را جابجا کرد! باندیشۀ سیر شدن، کتک “می خورد”! برای نشنیدن صدایم، گوشش را”پیچاندم”! با همۀ خوبی هایش، “محاسن”نداشت! با”حقّه”، پای منقل […]

خواندن ادامه

می خواستم به”خودم”برگردم، یکطرفه بود!


   ۲۷ تیر ۱۳۹۶    ۱۱:۵۴ ق.ظ    247 بازديد    بدون دیدگاه
می خواستم به”خودم”برگردم، یکطرفه بود!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : ۱-ستارۀ سهیل، ژیلاست! ۲- آدم یک”دنده”، کلاچ ندارد! ۳- پدر بزرگ ام ماست سفید را، با پول سیاه می خرید! ۴- چون یک”ریز””سوال”می کرد، یک”درشت””جواب”اش دادم! ۵- تا از زمان جلو می افتم، به دوپینگ متّهم می شوم! ۶- قالب تهی کردن، تخصّص کارگر قالب ساز است و عزراییل! […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : همه دوستم دارند، وقتی خر می شوم!


   ۲۱ تیر ۱۳۹۶    ۱۲:۰۶ ب.ظ    191 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : همه دوستم دارند، وقتی خر می شوم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : ۱-روی دیوار، اسلحه” کشیدم”! ۲- قلمِ دست ام، شکست! ۳- در آستانۀ درِخروجی زندگی، کالبد ذهنی ام را بدوش می کشم! ۴- تا بچّه اش را “انداخت”، “گرفتم اش”! (کژتابی) ۵- جیب اش”دریده”شده بود، از وقتی میلیاردی به جیب زده بود! ۶- “جنس”اش خُرده”شیشه”داشت، “ساقی”! ۷- وقتی موهایش را”کشیدم”، […]

خواندن ادامه


برو به ابتدای صفحه