برچسب: شاطر حسین

شعر طنز حکایت گورستان از عباس خوش عمل کاشانی


   ۱۸ مهر ۱۳۹۶    ۶:۰۲ ب.ظ    243 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز حکایت گورستان از عباس خوش عمل کاشانی

*  حکایت گورستان … روزگاری به دهی ویرانم گذر افتاد به گورستانم دیدم آن جا دو سه قبر بی سنگ به ردیف و یله و تنگاتنگ بود آن جا همه تسخیر سکوت هی دعا خواندم و هی کردم فوت کرد یکباره چو خرگوشانم وحشت وادی خاموشانم چون که افزودم بر سرعت گام تا رها گردم […]

خواندن ادامه

گزارشی از دیدار با شاطر حسین، طنزپرداز پیشکسوت مجله گل آقا


   ۴ خرداد ۱۳۹۶    ۵:۵۷ ب.ظ    521 بازديد    بدون دیدگاه
گزارشی از دیدار با شاطر حسین، طنزپرداز پیشکسوت مجله گل آقا

به گزارش شیرین طنز، به نقل از گروه فرهنگ و هنر روزنامه وطن امروز : عباس خوش‌عمل کاشانی در دی‌ماه ۱۳۳۷ در کاشان متولد شد. سال‌های ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه خیام درس خواند. مدرسه‌ای که زمانی چهره‌هایی چون مشفق‌کاشانی و سهراب در آن درس خوانده بودند. پس از اتمام تحصیل در دبیرستان، یک […]

خواندن ادامه

شعر طنز : عید از راه آمد اما نیست ما را رخت نو


   ۹ اسفند ۱۳۹۵    ۱۲:۲۵ ب.ظ    610 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : عید از راه آمد اما نیست ما را رخت نو

نوروزنامه! عید از راه آمد اما نیست ما را رخت نو رخت نو مال کسی باشد که دارد بخت نو جامه ی ده سال پیش خویش را پوشیده ام تازه آن را هم در آوردم اخیرا از گرو پیرهن-شلوار مردم بر تن خود کرده اند بنده دارم بر تن خود چون زمستان پالتو عید در […]

خواندن ادامه

شلغمیّات شاطر حسین و قزوه….!


   ۱۷ آبان ۱۳۹۵    ۱۲:۵۴ ب.ظ    1873 بازديد    بدون دیدگاه
شلغمیّات شاطر حسین و قزوه….!

*شلغمیّات عباس خوش عمل کاشانی (شاطر حسین) و علیرضا قزوه….! من و دکتر «علیرضا قزوه» از سوپراستارهای نجیب و نامبردار شعر معاصر فارسی رفاقت سی ساله داریم و گهگاه با هم مزاح هم می کنیم. وی اگر چه خود را شاعر طنزپرداز نمی داند اما مثل اغلب شاعران غیر طنّاز فارسی زبان دستی در سرودن […]

خواندن ادامه

اخوانیه ی منظوم «عمران صلاحی» برای «عباس خوش عمل کاشانی»


   ۲۴ مهر ۱۳۹۵    ۹:۴۵ ق.ظ    1879 بازديد    بدون دیدگاه
اخوانیه ی منظوم «عمران صلاحی» برای «عباس خوش عمل کاشانی»

*(اشاره: سوم خرداد ماه ۱۳۷۹ برای دیدن عمران صلاحی به دفتر گل آقا رفتم. او حضور نداشت و من نامه ای منثور و منظوم حاوی درد دل و بثّ الشکوی برایش گذاشتم. بیستم تیرماه همان سال، جواب نامه را دریافت کردم با اخوانیه ای منظوم از آن دوست و استاد ارجمند و گرانمهر که بخشهایی […]

خواندن ادامه

شعر طنز : گاهی آدم می تواند ثروت اندوزی کند


   ۴ مهر ۱۳۹۵    ۴:۲۷ ب.ظ    1891 بازديد    ۲ دیدگاه
شعر طنز : گاهی آدم می تواند ثروت اندوزی کند

*گاهی …. گاهی آدم می تواند ثروت اندوزی کند ثروت اندوزی برای وسعت روزی کند کلّ حقّ الله و حقّ الناس را بالا کشد تازه بعدش هم گدایی پیشه، دریوزی کند تا که شاید جنگ در گیرد بخندد قاه قاه بین داماد و زن خود آتش افروزی کند بخت اگر برگشت از او، در وزارتخانه […]

خواندن ادامه

شعر طنز : چندی است که من حال ندارم، تو چطوری؟


   ۷ شهریور ۱۳۹۵    ۹:۴۷ ق.ظ    409 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : چندی است که من حال ندارم، تو چطوری؟

*نامه ی احوالپرسی! چندی است که من حال ندارم، تو چطوری؟ یارم تو چطوری؟ افتاده به دارو سر و کارم، تو چطوری؟ یارم تو چطوری؟ * در رهگذر عمر به مقصد نرسیده با «کفش» دریده خارج شده از ریل قطارم، تو چطوری؟ یارم تو چطوری؟ * تنگ است مرا دست و دل و کار و […]

خواندن ادامه

شعر طنز : اشک تمساح ز غرغر اثرش بیشتر است


   ۲۸ مرداد ۱۳۹۵    ۱۰:۲۲ ق.ظ    368 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : اشک تمساح ز غرغر اثرش بیشتر است

*کشف همسر! هر که در کشور ما سیم و زرش بیشتر است شده ثابت که زیان و ضررش بیشتر است ماکیان را کند آرامش خوابیدن سلب شام در لانه خروسی که پرش بیشتر است با چراغ ار که بود دزد ، بَر َد کالا نغز قوم را عالم فاسد خطرش بیشتر است نوچه بسیار بود […]

خواندن ادامه

شعر طنز : ای از لبت چکیده به کامم سکنجبین


   ۲۱ مرداد ۱۳۹۵    ۱۰:۵۰ ق.ظ    220 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : ای از لبت چکیده به کامم سکنجبین

* سکنجبین! ای از لبت چکیده به کامم سکنجبین صفرا بَر و معطّر و خوشاب و دلنشین آن لعل لب بر آمده از کان کائنات در کارگاه کون، تراشیده با یقین حجّار سختکوش قضا و قدر که هست بر حلقه ی گران سلیمان از او نگین صفرائیان عالم بالا نهاده اند ماءمعین ز کف به […]

خواندن ادامه

شعر طنز : قاتل شادی و لبخند گرانی شده است


   ۲۴ تیر ۱۳۹۵    ۱۱:۰۶ ق.ظ    429 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : قاتل شادی و لبخند گرانی شده است

*گرانی شده است! قاتل شادی و لبخند گرانی شده است تلختر از سخن پند گرانی شده است روی دلهای جماعات بشر افتاده غصه چون کوه دماوند، گرانی شده است داد بحران تورّم به زنان یائسگی بیخ مردان وطن کند، گرانی شده است مادری روسری و چادر خود برد به کار عوض پوشک فرزند، گرانی شده […]

خواندن ادامه

شعر طنز : گفته بودی چو «نماینده» شوم، یکماهه …


   ۱۶ تیر ۱۳۹۵    ۵:۱۲ ب.ظ    378 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : گفته بودی چو «نماینده» شوم، یکماهه …

وعده! گفته بودی چو «نماینده» شوم، یکماهه فقر را ریشه کن از شهر شما خواهم کرد مسجد و مدرسه، گرمابه و بیمارستان به تمنّای دل خلق، بنا خواهم کرد بعد احداث زمین چمن و ورزشگاه روی بر ساخت استخر شنا خواهم کرد گره از کار فروبسته ی همشهری ها با سر انگشت خود البته که […]

خواندن ادامه

شعر طنز : پدر؛ خاموشی کولر، تخصّص


   ۱۱ تیر ۱۳۹۵    ۲:۲۰ ب.ظ    769 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : پدر؛ خاموشی کولر، تخصّص

پدر …کولر! رابطه ی پدرها با کولر چیه که مدتیه اینجا و اونجا نقل محافل خاص و عامه؟ شاید طنز سروده ی زیر نمایی از اونو نشون بده؛ یعنی یه کم گوشه ی پرده رو بالا بزنه : پدر؛ خاموشی کولر، تخصّص نباشد بیش از این لازم تفحّص حرارت، کوره، آتش، ظلّ گرما به تابستان […]

خواندن ادامه


برو به ابتدای صفحه