برچسب: اشعار طنز مصطفی مشایخی

شعر طنز : پاچه خاری ست که دنیای قشنگی دارد


   ۲۵ دی ۱۳۹۶    ۱۱:۴۱ ق.ظ    205 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : پاچه خاری ست که دنیای قشنگی دارد

پاچه خار پاچه خاری ست که دنیای قشنگی دارد نزد صاحب سِمتان جای قشنگى دارد نردبان ساختن از پاچه برازنده ی اوست روش علمی و تزهای قشنگی دارد با همین راه و روش رفته مهندس شده و دفتر و دستک و امضای قشنگی دارد دور میدان ونک مجتمعى ساخته است سرِ فرمانیه ویلاى قشنگى دارد […]

خواندن ادامه

شعر طنز در احوالِ گران شدن نان


   ۹ آذر ۱۳۹۶    ۱۱:۰۴ ب.ظ    168 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز در احوالِ گران شدن نان

در احوالِ گران شدن نان تا کم آوردیم، ماهی تیز رفت مرغ قدقد کرد و قهرآمیز رفت نان مردد بود تا یک روز که مثل دیگر چیزها، آن نیز رفت خاله با من دم بگیر سفره را محکم بگیر روزگاری سفره حتی وقت چاشت کاملا پر بود اصلا جا نداشت کی کسی با قیمه سلفی […]

خواندن ادامه

شعر طنز : لینک به لینک می روم تا برسم به پیچ او


   ۲۹ آبان ۱۳۹۶    ۶:۰۹ ب.ظ    229 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : لینک به لینک می روم تا برسم به پیچ او

چهره به چهره رو به رو هرچه هلاک می کند هرچه بلاک می شوم باز به شوق دیدنش لینک به لینک می روم تا برسم به پیچ او صفحه ی اینستاگرام با گل رخ نمای آن سبزه نگار شوخ و شنگ های کلاس و خوش پلان چشم نواز و خوش ویو هشتک عکس و مطلبش […]

خواندن ادامه

شعر طنز : آب بی تردید، هر جا جیره بندی می شود


   ۲۴ تیر ۱۳۹۶    ۵:۴۴ ب.ظ    431 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : آب بی تردید، هر جا جیره بندی می شود

جیره بندی می شود آب بی تردید، هر جا جیره بندی می شود کو به کو، صحرا به صحرا جیره بندی می شود بعد هم البته خیلی چیزها یا فله ای یا به ترتیب الفبا جیره بندی می شود هر چه در آن آب می بندند از سریال و فیلم تا گلاب و دوغ و […]

خواندن ادامه

شعر طنز : عید آمد و عید آمد، از چار طرف مهمان، چون سیلِ شدید آمد


   ۶ فروردین ۱۳۹۶    ۱۲:۲۳ ب.ظ    411 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : عید آمد و عید آمد، از چار طرف مهمان، چون سیلِ شدید آمد

عید آمد و عید آمد یک سال جدید آمد باید به بیابان زد چون وقت خرید آمد از میوه و شیرینی تا ظرف ملامینی آن بار که در زیرش هر شانه لهید آمد یارانه که در رفت و عیدانه هدر رفت و بحران بدی یک هو درجیب پدید آمد تا خرخره در قرضم می لرزم […]

خواندن ادامه

شعر طنز : با آمدن ترامپ، اوضاع جهان/گل بود به سبزه نیز آراسته شد!


   ۲۶ بهمن ۱۳۹۵    ۵:۴۳ ب.ظ    2353 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : با آمدن ترامپ، اوضاع جهان/گل بود به سبزه نیز آراسته شد!

از کُرک و پَرش اگر چه هی کاسته شد یک باره زد و خواسته ناخواسته شد با آمدن ترامپ، اوضاع جهان گل بود به سبزه نیز آراسته شد در کله اش انگار که گچ کار شده ست از در نرسیده رفته دیوار شده ست کاکل به سرِ راست افراطی که از دنده ی چپ همیشه […]

خواندن ادامه

هر چه لازم بوده از آغاز وارد کرده ایم/میشد این جا ساخت اما باز وارد کرده ایم


   ۱۶ دی ۱۳۹۵    ۱۲:۲۲ ب.ظ    662 بازديد    بدون دیدگاه
هر چه لازم بوده از آغاز وارد کرده ایم/میشد این جا ساخت اما باز وارد کرده ایم

هر چه لازم بوده از آغاز وارد کرده ایم می شد این جا ساخت اما باز وارد کرده ایم دسته بیل از آلبانی، کیسه٘ حمام از نپال با بِرندی کاملاً ممتاز وارد کرده ایم “حاج عبداللهِ پشمک ساز”، طفلک خسته است از همین رو پشمک از قفقاز وارد کرده ایم تا به مردم در تفرج […]

خواندن ادامه

شعر طنز : دفترچه ی نسخه مُسخه هایم، حاکی ست که بر َفنا مَنایم


   ۱۹ آذر ۱۳۹۵    ۵:۱۹ ب.ظ    2249 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : دفترچه ی نسخه مُسخه هایم، حاکی ست که بر َفنا مَنایم

آلودگی هوا موا دفترچه ی نسخه مسخه هایم حاکی ست که بر فنا مَنایم دنبال دوا مَوایم از صبح شرمنده ام از عصا مَصایم اوضاع هوا مَوا خراب است بیمارِ همین هوا موایم از پاتکِ دوده موده هایش یک لحظه کجا رها مَهایم؟ صافانده به هم دهن مهَن را این است که بد نما مَمایم […]

خواندن ادامه

شعر طنز : شبی اشکبوس آن خفن پهلوان، به دوران ما آمد از باستان


   ۴ آبان ۱۳۹۵    ۱۲:۰۷ ب.ظ    1871 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : شبی اشکبوس آن خفن پهلوان، به دوران ما آمد از باستان

جنگ اشکبوس و شیر شبی اشکبوس آن خفن پهلوان به دوران ما آمد از باستان سحرگاه فردا، همان شیر گیر زد از خانه بیرون به دنبال شیر شتابان خودش را به سوپر رساند در آن جا نگاهی به اطراف راند به ناگاه یک شیر پر چرب دید چو جنگى پلنگان به سویش پرید گرفت از […]

خواندن ادامه

شعر طنز : دست منصور و مه لقا سیگار، کنج لب های پوریا سیگار


   ۳۰ مهر ۱۳۹۵    ۱۱:۰۵ ب.ظ    2037 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : دست منصور و مه لقا سیگار، کنج لب های پوریا سیگار

سیگار دست منصور و مه لقا سیگار کنج لب های پوریا سیگار در ته کیف نسترن، فندک لای انگشت بردیا، سیگار سر به یک آشنا زدم، پرسید مصطفی جان! کراک یا سیگار؟!! بچه اش هم به جای پستانک روی لب داشت گوییا سیگار آن طرف کار یک سری قاچاق این طرف هم که کار ما […]

خواندن ادامه

شعر طنز : کار راه انداز، عاقل باجناق


   ۱۱ مهر ۱۳۹۵    ۱۲:۴۰ ب.ظ    4667 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : کار راه انداز، عاقل باجناق

باجناق کار راه انداز، عاقل باجناق پیشرو در حل مشکل، باجناق در عبور از پیچ و خم ها، شیب ها خوب تر از سیم بکسل، باجناق تازه از فامیل هم نزدیک تر عنصری مطلوب و قابل، باجناق هر چه خواهر زن بلا و ناقلاست در عوض، همراه و همدل، باجناق وقت مهمانی، کبابش روبراه جوجه […]

خواندن ادامه

شعر طنز : مُخم دارای فسفرهای بسیار است


   ۳ مهر ۱۳۹۵    ۱۱:۴۳ ق.ظ    1795 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : مُخم دارای فسفرهای بسیار است

مُخم دارای فسفرهای بسیار است چهل سالی ست کارم کشف اسرار است نخستین بار من بودم که فهمیدم هر انسانی تبش بالاست، بیمار است و با تحقیق هایم روی صدها بُز مشخص شد که این حیوان علف خوار است من از خار سرِ دیوار دانستم که بی تردید خاری روی دیوار است بشر تا پیش […]

خواندن ادامه


برو به ابتدای صفحه