RSSنثر طنز

طنز : اعتراض به گفته‌های مردگان


   ۲۱ مرداد ۱۳۹۶    ۶:۰۰ ب.ظ    138 بازديد    بدون دیدگاه
طنز : اعتراض به گفته‌های مردگان

جهانگیر ایزد پناه : راستش را بخواهید، حال و هوای اعتراض به سرمان زد. نشستیم دو دو تا چهار تا کردیم، دیدیم که به مردگان اعتراض کنیم، راحت‌تر است و بی‌درد سر. چون نه در قید حیات‌اند و نه هم وکیل مدافع دارند که مرا به محاکمه بکشند یاخرد و خمیرمان کنند و درد سر […]

خواندن ادامه

کاریکلماتورهای مهدی زمانی در حساب های بی حساب منتشر شد


   ۲۰ مرداد ۱۳۹۶    ۶:۰۱ ب.ظ    148 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتورهای مهدی زمانی در حساب های بی حساب منتشر شد

یکی از جدیدترین کتابها در عرصه طنز به نام حساب های بی حساب با موضوع کاریکلماتور و نویسندگی مهدی زمانی در خردادماه ۹۶ توسط نشر ملرد استان البرز منتشر گردید. به گزارش شیرین طنز، این کتاب در ۱۵۲ صفحه به صورت تمام رنگی با جلد و صفحه آرایی ای خلاق در تیراژ ۱۰۰۰نسخه چاپ شده […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : کمر همت را سفت کردم دیسکم بیرون زد


   ۱۶ مرداد ۱۳۹۶    ۲:۴۵ ب.ظ    256 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : کمر همت را سفت کردم دیسکم بیرون زد

کاریکلماتورهای نائله یوسفی : دنیا دار مکافات است اما بعضی ها دار فانی را زود وداع می گویند. دنیا هزار رو دارد یک طرف آن روی سگ من است. مغزهای گردو همفکرند. مرد “یک پا” نمی توانست دو پا را در یک کفش کند. چراغ نفتی آنقدر در راستای پیشرفت دود خورد که آباژور شد. […]

خواندن ادامه

طنزی به نام زندگی – بخش اول


   ۱۶ مرداد ۱۳۹۶    ۱۱:۲۹ ق.ظ    182 بازديد    بدون دیدگاه
طنزی به نام زندگی – بخش اول

جهانگیر ایزدپناه : گذشتگان ما طوری از زندگی و امکاناتشان تعریف می کردند که برای ما باور کردنی نبود. حال ما هم به جد و طنز سرگذشتمان را مرور می کنیم . قصد توهین و تحقیر کسی را نداریم و بیشتر شوخی ها هم متوجه خودماست. به قول استاد باستانی پاریزی، خود مشت ومالی است. […]

خواندن ادامه

یکصد و بیست و هشت کاریکلماتور از ابوالقاسم صلح جو


   ۱۵ مرداد ۱۳۹۶    ۷:۵۴ ب.ظ    366 بازديد    بدون دیدگاه
یکصد و بیست و هشت کاریکلماتور از ابوالقاسم صلح جو

یکصد و بیست و هشت کاریکلماتور از ابوالقاسم صلح جو : لبخندم درد می کرد، نان و یخ دوا نمودم! ماضی ام بعید نیست، آینده ام بعید است! آغوش تنگت، مهرۀ چهاروپنج ام را جابجا کرد! باندیشۀ سیر شدن، کتک “می خورد”! برای نشنیدن صدایم، گوشش را”پیچاندم”! با همۀ خوبی هایش، “محاسن”نداشت! با”حقّه”، پای منقل […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : نمی گذارد بادبادک به اوج برسد، نخ حسود


   ۱۱ مرداد ۱۳۹۶    ۱۲:۲۶ ب.ظ    148 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : نمی گذارد بادبادک به اوج برسد، نخ حسود

سری پنجاه و دوم از سیبیل نوشت ها_سری دهم _پلیس عصبی، کنترل ترافیک را از دست می دهد. _با عمل پایشان را بزرگ می کنند،آدم های خرده پا. _برای اینکه دست و پایم را گم نکنم،روی دست و پایم اسمم را تاتو کردم. _شطرنج باز پیر حاضر نبود،رخ در نقاب خاک بکشد. _وقتی قاضی ختم […]

خواندن ادامه

طنز : مصرف تفننی پنیر!


   ۳۱ تیر ۱۳۹۶    ۲:۱۱ ب.ظ    653 بازديد    بدون دیدگاه
طنز : مصرف تفننی پنیر!

وحید حاج سعیدی : آقا بالاخره ما نفهمیدیم تو این کشورهای پیشرفته و به اصطلاح متمدن قانون وجود ندارد؟! این ها صاحب ندارند؟! بزرگتر ندارند؟! در مملکت شان انجمن نظارت بر حق و حقوق مصرف کننده وجود ندارد؟! انجمن نظارت بر فعالیتهای دانشمندان ندارند؟! یعنی هر کس صبح زود تر از خواب بیدار شد و […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : تنبل ترین حلزون، حلزون گوش است


   ۳۱ تیر ۱۳۹۶    ۱:۳۸ ب.ظ    492 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : تنبل ترین حلزون، حلزون گوش است

سری پنجاه و یکم کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : (مجموعه نهم) _به رحمت خدا رفت، به غضبش گرفتار شد. _خط قرمز تقویم است، جمعه. _در فیلم خون آشام ها، نقش اول را به عهده دارد پشه. _تلفن حراف، زنگ خور ندارد. _تنبل ترین حلزون، حلزون گوش است. _می خواست آینده اش را رقم بزند ماشین […]

خواندن ادامه

بسته پیشنهادی رضا رفیع برای گرمای هوا


   ۲۷ تیر ۱۳۹۶    ۱:۲۲ ب.ظ    409 بازديد    بدون دیدگاه
بسته پیشنهادی رضا رفیع برای گرمای هوا

رضا رفیع : به نظرم در حکایات «لطائف الطوائف» خواندم که شخصی در اوج گرمای عراق،به دانجا سفر کرده بود. چون برگشت، از او پرسیدند: «در عراق چه می کردی؟»گفت:«عرق»!….حالا این روزها هم هر که از ما می پرسد در تهران چه می کنی، همین پاسخ تاریخی و تکراری را می دهیم: عرق! دم مولانا […]

خواندن ادامه

می خواستم به”خودم”برگردم، یکطرفه بود!


   ۲۷ تیر ۱۳۹۶    ۱۱:۵۴ ق.ظ    247 بازديد    بدون دیدگاه
می خواستم به”خودم”برگردم، یکطرفه بود!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : ۱-ستارۀ سهیل، ژیلاست! ۲- آدم یک”دنده”، کلاچ ندارد! ۳- پدر بزرگ ام ماست سفید را، با پول سیاه می خرید! ۴- چون یک”ریز””سوال”می کرد، یک”درشت””جواب”اش دادم! ۵- تا از زمان جلو می افتم، به دوپینگ متّهم می شوم! ۶- قالب تهی کردن، تخصّص کارگر قالب ساز است و عزراییل! […]

خواندن ادامه

طنز : راه اندازی دانشکده ذغال!


   ۲۴ تیر ۱۳۹۶    ۵:۲۸ ب.ظ    408 بازديد    بدون دیدگاه
طنز : راه اندازی دانشکده ذغال!

وحید حاج سعیدی : از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان؛ نسل امروز با خیلی از ابزار آلات ، وسایل، مشاغل ، لوازم و ادوات بیگانه است. مثل آفتابه که جای خودش را به شلینگ های پلاستیکی و فلزی داده است. یا همین گچ های سیاه و سفید و رنگی مدرسه که وقتی معلم […]

خواندن ادامه

باغبان ساده دل کنار پروانه ی ماشینش، گل می گذاشت


   ۲۴ تیر ۱۳۹۶    ۴:۵۱ ب.ظ    270 بازديد    بدون دیدگاه
باغبان ساده دل کنار پروانه ی ماشینش، گل می گذاشت

سری پنجاهم کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : (مجموعه هشتم) _از همه دلجویی می کند، متخصص قلب مهربان. _به صورت مسئله نگاه کرد و سپس بوسیدش دانش آموز تنبل. _ساعتم بدون لالایی خوابش برد. _در جنگ، باغبان مین کاری نی کند زمین را. _ثروتمند برای محافظت از استخرش، سگ آبی خرید. _از وقتی داغدار شده بود، […]

خواندن ادامه


برو به ابتدای صفحه