RSSنثر طنز

کاریکلماتور : آنقدر زیر سوال رفت، تا کمرش شکست!


   ۱۶ مهر ۱۳۹۶    ۱:۱۱ ب.ظ    105 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : آنقدر زیر سوال رفت، تا کمرش شکست!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : ۱-مشت های گره خورده، شعار بالا می آورند! ۲- آنقدر زیر سوال رفت، تا کمرش شکست! ۳- متّهم بود، “خلاف”اش ثابت شد! ۴- با اختیار”تام”، “جری”می شوم! ۵- سرِ بزنگاه، نزدم! ۶- وقتی میروی، خودت را جا می گذاری! ۷- گلِ گوشۀ جمالت را، کمال چید! ۸- وقتی هفت […]

خواندن ادامه

با سکوت، حنجره ام را به مرخصی فرستادم!


   ۱۲ مهر ۱۳۹۶    ۱۲:۲۱ ب.ظ    189 بازديد    بدون دیدگاه
با سکوت، حنجره ام را به مرخصی فرستادم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : • تا شکست، ریشه اش بیدار شد! • از درون”جوش”می خورد، وقتی از بیرون”جوش”می داد! • اندیشۀ”قوام”نیامده ام، به مغزم باز آمد! • باسکوت، حنجره ام را به مرخصی فرستادم! • می خواستم پشتِ سرت آب بریزم، برگشتی، “آب رویت ریخت”! • وقتی”پیرم درآمد”، زانوی ادب زدم! • دَمِ […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : نگاهم که به نگاهش گره خورد، دیگر باز نشد


   ۱۱ مهر ۱۳۹۶    ۶:۴۰ ب.ظ    192 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : نگاهم که به نگاهش گره خورد، دیگر باز نشد

سری پنجاه و هفتم کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی – مجموعه پانزدهم _دامپزشک بردم بر بالین کسی که اشک تمساح می ریخت. _چقدر بد به دلت راه می دهی، کاش خوب نبودم. _وزیر کار ناکار آمد، رفت. _بر دایره ی غم هایم می افزود، پرگار. _اگر در جامعه بسترش فراهم باشد، همه می خوابند. _سر گذشت […]

خواندن ادامه

سه خاطره طنز و شنیدنی از دفاع مقدس


   ۴ مهر ۱۳۹۶    ۱:۱۱ ب.ظ    259 بازديد    بدون دیدگاه
سه خاطره طنز و شنیدنی از دفاع مقدس

شهدا و رزمندگان دفاع مقدس مردان خدا هستند و شادی حقیقی و معنوی در دل و جان آنها نفوذ کرده است. به گزارش شیرین طنز، به نقل از خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ خوشحالی و شاد بودن از صفات برجسته مومنان است که در قرآن نیز بارها به آن اشاره […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : برای “کشیدنِ” یک نفس عمیق، کاغذ کم آوردم!


   ۳ مهر ۱۳۹۶    ۱۲:۴۶ ب.ظ    165 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : برای “کشیدنِ” یک نفس عمیق، کاغذ کم آوردم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : ۱-برای”کشیدنِ”یک نفس عمیق، کاغذ کم آوردم! ۲- “نهال”برای”ریشه زدن”، خوابِ تبر می دید! ۳- وقتی ماشه را “چکاندم”، قطره قطره روی سیبل ریخت! ۴- تا “روی پایش افتادم”، در رفت! ۵- با”من”آمد، سه کیلو اضافه وزن داشت! ۶- تابستان ها، بازار پالودۀ شیرازی”داغ”می شود! ۷- مُشت زیرچشم اش “کاشتم”، […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : برای تَرک دوچرخه ام، صیغۀ طلاق جاری کردم!


   ۲۷ شهریور ۱۳۹۶    ۱۱:۴۱ ق.ظ    135 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : برای تَرک دوچرخه ام، صیغۀ طلاق جاری کردم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : با سیلی، ماهی را سرخ می کنم!   نگاهم با”گل”مژه، به استقبال نگاهت آمد!   برای تَرک دوچرخه ام، صیغۀ طلاق جاری کردم!   تاگفتم:”لازم نکرده”، بُرید!   دوربین ها، مُچ صدا”بردار”را گرفتند!   “پرواز”چون سگ پاسوخته، درپیِ پرندۀ ازقفس گریخته افتاده بود!   باچاقوی”ضامن”دار، وام”بی برگشت” گرفتم!   […]

خواندن ادامه

اندر مکاشفات آمیز خیرالله – صنایع دستی و چینی ها


   ۲۶ شهریور ۱۳۹۶    ۲:۰۴ ب.ظ    132 بازديد    بدون دیدگاه
اندر مکاشفات آمیز خیرالله – صنایع دستی و چینی ها

محمد امین فردوسی اندر مکاشفات آمیزخیرالله صنایع دستی و چینی ها من اِز خیلی جوون که بودم، میدونی نقشِ جهانا دوست می داشتم، آ هنوزم دارم. بُگو این چه حرفی اس، کی یِس که این میدونا ببینِد آ دوست نداشته باشِد. هر وقت پاما می ذارم تو این میدونا، آ نیگا بِش می کنم، روحم […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : خوابم نمی برد بعد از دیدن چهره ی فقر


   ۲۶ شهریور ۱۳۹۶    ۱:۵۵ ب.ظ    86 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : خوابم نمی برد بعد از دیدن چهره ی فقر

سری پنجاه و ششم از سیبیل نوشت ها_مجموعه چهاردهم کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : _میهمان بعد از پوشیدن گرم کن، یخ اش باز می شود. _زیر کلاه خود، غیر خودی بود. _بیماری ژنتیکی دارند، آدم های کله گنده. _به بازی می گیرد ماتادور، آدم های گاو را. _دنباله ی حرفش را گرفتم اما به جایی […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : به خواب خرگوشی فرو رفته بودم روباه شکارم کرد


   ۲۵ شهریور ۱۳۹۶    ۱:۰۸ ب.ظ    124 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : به خواب خرگوشی فرو رفته بودم روباه شکارم کرد

کاریکلماتورهای نائله یوسفی : به خواب خرگوشی فرو رفته بودم روباه شکارم کرد. توی لَک بودم که ماهَم بیرون آمد. دست دوستی دراز کردم به مالم دست بُرد زد. کسی که سایه پرور است در آفتاب پر پر می شود. آدم های سپیدکار نمی توانند کسی را سیاه کنند. به من سخن سنگ می گفت […]

خواندن ادامه

از استخدام تا … ازدواج! برنده جایزه بهترین داستان در جشنواره طنز طهران


   ۲۵ شهریور ۱۳۹۶    ۱۲:۵۴ ب.ظ    158 بازديد    بدون دیدگاه
از استخدام تا … ازدواج! برنده جایزه بهترین داستان در جشنواره طنز طهران

نرگس خرقانی ـ بخش اول ۱ دل توی دلش نبود. همیشه از سؤالات و امتحانات این مدلی می ترسید. با اندکی اغراق به اندازه تعداد موهای سرش در چنین آزمون‌هایی شرکت کرده بود. انگار همنسلان او در طالعشان چنین ثبت شده بود که از روز پا گذاشتن به مدرسه، باید مرتباً امتحان پس دهند. امتحانات […]

خواندن ادامه

طنز : شور شورایی


   ۲۵ شهریور ۱۳۹۶    ۱۲:۴۵ ب.ظ    266 بازديد    بدون دیدگاه
طنز : شور شورایی

شور شورایی ژاله یوسفی نژاد از همون دوران شیرین کودکی با استعداد و زرنگ بودم نه که خودم بگما ننه م می گفت: توفیق تو یه چیزی میشی پسر. از بس که با زرنگی و چرب زبونی سهم آبگوشت خواهر برادر هامو ازشون کش می رفتم برای همین از همون وقتا واسه خودمون خرسی بودیم […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : دیر رسیدن بهتر از کال‌ ماندن است!


   ۲۱ شهریور ۱۳۹۶    ۴:۳۴ ب.ظ    145 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : دیر رسیدن بهتر از کال‌ ماندن است!

«کاریکلماتورهای صادق از محمد حسن صادقی» سری اول : * حرف از سازندگی می‌زد، دهانش را آسفالت کردند. * همیشه راست بگویید تا دهانتان صاف شود. * برای این‌که روی حرفتان بایستید، باید آن را زیر پا بگذارید؟! * مجلس اصلاح‌طلبان، سلمانی است. * دیر رسیدن بهتر از کال‌ماندن است! * عصا به کمک پیرمرد […]

خواندن ادامه


برو به ابتدای صفحه