RSSکاریکلماتور

کاریکلماتور : معتاد به شیشه، هیچ پنجره ای را سالم نمی گذارد


   ۲۱ خرداد ۱۳۹۵    ۱:۳۸ ب.ظ    462 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : معتاد به شیشه، هیچ پنجره ای را سالم نمی گذارد

سری چهاردهم سیبیل نوشته کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : _شب تاب در تیر چراغ برق خراب، خانه سازی می کند. _آشپز، به کتاب های بی خاصیت سیر می زد. _آدم عصا قورت داده، در پیری روی ویلچر نمی نشیند. _آخرین آرزوی ماهی پیر، خاک بازی است. _مار عاشق، لب می گزد. _رانت خوار، احساس گرسنگی […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : مستأجر، هر روز خانه سازی بازی می کند


   ۱۴ خرداد ۱۳۹۵    ۱۰:۲۸ ق.ظ    431 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : مستأجر، هر روز خانه سازی بازی می کند

سری سیزدهم سیبیل نوشته کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : _مستأجر، هر روز خانه سازی بازی می کند. _با زبان بدن، حراف را مجبور به سکوت کرد. _گوینده ی رادیو، شنونده ی ماهری نیست. _خابالو لباس خرس پوشید و با خیال راحت به خواب زمستانی رفت. _آب بازی می کند با مسافر تشنه، سراب. _حس خوبی […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : در دانشکده ی دندانپزشکی، دندان گردی آموختم


   ۷ خرداد ۱۳۹۵    ۵:۵۷ ب.ظ    436 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : در دانشکده ی دندانپزشکی، دندان گردی آموختم

سری دوازدهم سیبیل نوشته کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : _دریا دل بود، صیاد در دلش تور پهن کرد. _سهمش از زندگی را، با مرگ گرفت. _با نگاه سردش، تابستان را سر کردم. _چشمش شور بود، غذایم را بی نمک پختم. _زن وسواسی، آدم خاکی را به خانه اش راه نمی دهد. _اتو، گل های پیراهنم […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : گلوی باک از بی بنزینی خشک شد


   ۱ خرداد ۱۳۹۵    ۱۱:۲۰ ق.ظ    414 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : گلوی باک از بی بنزینی خشک شد

کاریکلماتورهای محمد آیین پرست : ۱٫ دل طبیعت آنقدر کوچک است، که با یک پلاستیک راحت می شکند. ۲٫ وقتی نیستی حتا رویا هم دستم را نمی گیرد. ۳.تا زانو در خواب کم عمقش فرو رفت. ۴. گلوی باک از بی بنزینی خشک شد. ۵. تا لب مرگ رفت، بوسیدش و گذاشتش کنار. ۶. نقاش […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : آکواریوم نجار، پر از اره ماهی است


   ۱ خرداد ۱۳۹۵    ۱۲:۱۱ ق.ظ    717 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : آکواریوم نجار، پر از اره ماهی است

سری یازدهم سیبیل نوشته کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : _زن و شوهری که خانه شان هال ندارد، همیشه بی حال هستند. _آدم افتاده، همیشه دست و پایش در گچ است. _مار، مفهوم انگشت شمار را درک نمی کند. _غواص پیر، در دریای حسرت غرق شد. _برای اینکه سرش یکجا بند باشد، برایش هدبند خریدم. _آکواریوم […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : روی خطوط راه آهن جان داد، خطاط


   ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵    ۶:۳۵ ب.ظ    389 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : روی خطوط راه آهن جان داد، خطاط

سری دهم سیبیل نوشته کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : _اشتهایش که کور شد، به چشم پزشک مراجعه کرد. _چشمم در ماه رمضان در ملأ عام، آب نمی خورد. _پای بند خانه و زندگی، خانه نشین شد. _فوتبالیست پیر، در پارک نیمکت نشین می شود. _حرف های نیش دار می زد، بعد از خوردن زهر مار […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : آدم کفن پوش، عزرائیل را به دوئل دعوت کرد


   ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵    ۶:۰۴ ب.ظ    365 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : آدم کفن پوش، عزرائیل را به دوئل دعوت کرد

سری نهم سیبیل نوشته کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : _در مراسم ختم نویسنده، کلمات احساسی پر کاربرد می شود. _به تجدید خاطرات مشغول است، دانش آموز رفوزه. _به دل خزان گرفته، گل بهاری هدیه می کند باغبان. _آدم کفن پوش، عزرائیل را به دوئل دعوت کرد. _از زندگی، جان سالم بدر برد، مرده. _نقاش بیکار، […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : آدم بی باری است، حمال بی کار


   ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۵    ۹:۴۳ ب.ظ    408 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : آدم بی باری است، حمال بی کار

سری هشتم سیبیل نوشته ها کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : _در انتخابات مجلس، تنها ریه هوادارم بود. _برای یافتن فرهاد، به قصر شیرین رفتم. _آدم بی باری است، حمال بی کار. _بازیگر جوان با خاک انداز، خاک صحنه می خورد. _برای اینکه آدم کاری به نظر آید، همیشه لباس کار به تن می کند. _کسی […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : زمان ایستاد، وقتی ساعتم را خواباندم


   ۳ اردیبهشت ۱۳۹۵    ۱:۴۹ ب.ظ    358 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : زمان ایستاد، وقتی ساعتم را خواباندم

سری هفتم کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : _ادامه دهنده ی راه گذشتگان است، وزیر راه. _بنا، افق دیدش را دیوار می گیرد. _زمان ایستاد، وقتی ساعتم را خواباندم. _راننده، عاشق فرمان شلیک است. _با گل سنگ، پنجره ی دل عاشق را شکستم. _کلاه بردار، باعث شد سر بقیه بی کلاه بماند. _خیال خام ام، در آتش […]

خواندن ادامه

وزیر کار، با ادویه ی کاری مشکل بیکاری را حل می کند


   ۲۷ فروردین ۱۳۹۵    ۷:۳۲ ب.ظ    404 بازديد    بدون دیدگاه
وزیر کار، با ادویه ی کاری مشکل بیکاری را حل می کند

سری ششم سیبیل نوشته ها کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : _آدم زبان باز، عاشق پول بی زبان است. _تب عشق، دماسنج می ترکاند. _لاک پشت از جنگجویی خوشش می آید که، در لاک دفاعی فرو می رود. _به سنگ فروشی رفتم تا، سنگ صبوری بیابم. _خسیس با دست خودش گورش را میکند، تا پولی به […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : تنها مفتی که گران است حرف است


   ۲۱ فروردین ۱۳۹۵    ۷:۵۵ ب.ظ    310 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : تنها مفتی که گران است حرف است

کاریکلماتورهای افسانه بختیاری نژاد : _نوار قلبش غیر مجاز بود، مجوز سلامتی اش باطل شد. _با آنکه به جهنم می رفت شادروان بود. _تنها مفتی که گران است حرف است. _بعضی ها برای اثبات وفاداری شان سگ می شوند. _چون شاهزاده اسب سپید نداشت با شعر سپید آمد. _زمانی موفق به اصلاحش شدم که زبانم […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : کلیپس به سر، همان شانه به سر دیروز است


   ۱۴ فروردین ۱۳۹۵    ۱:۰۶ ب.ظ    333 بازديد    بدون دیدگاه
کاریکلماتور : کلیپس به سر، همان شانه به سر دیروز است

کاریکلماتورهای افسانه بختیاری نژاد : _دُم در آورد، تا شاهدی برای گفته هایش باشد. _بعضی ها با عرض معذرت به بدی های خود طول می دهند. _هر که چرکش بیش، پولش بیشتر. _قند در دل بعضی ها، از خجالت آب می شود. _چون دیر کشف شدم، مرا به موزه بردند. _کلیپس به سر، همان شانه […]

خواندن ادامه


برو به ابتدای صفحه