RSSنثر طنز

بحر طویل شب عید

   ۵ فروردین ۱۳۹۶    ۱:۵۷ ب.ظ    47 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
بحر طویل شب عید

شب عید (بحر طویل) عید نوروز به راه است و رسد تیز چو آهوی”شده رسته و بازار پر از داد و هیاهوی”همه مردم ایران به تکاپوی”به هر برزن و هر کوچه و هر کوی”نظر چون کنی از هر جهت و سوی”ببینی همه در آمد و رفتند و تک و پوی”چه پیر و چه جوان وچه […]

خواندن ادامه

خودم را به موش مردگی زدم گربه شکارم کرد

   ۵ فروردین ۱۳۹۶    ۱:۱۷ ب.ظ    61 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
خودم را به موش مردگی زدم گربه شکارم کرد

کاریکلماتورهای نائله یوسفی : مراقب باشید کسی که شما رو از چنگ عقاب نجات می دهد یک کرکس نباشد. ‏نزد ثروتمندان سخن گفتن هم برای آدم گران تمام می شود. مهم تر از زبان مادری و پدری زبان انسانیت است. یک جای کار می لنگید، دست به عصا رفتار کردم. از خر شیطان پایین آمدم […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : اگر از ایرانی ها “جذر” بگیری، همه “ریشه” دارند!

   ۲ فروردین ۱۳۹۶    ۱:۱۱ ق.ظ    94 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
کاریکلماتور : اگر از ایرانی ها “جذر” بگیری، همه “ریشه” دارند!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : فکرش از کار می افتاد، وقتی شکم اش کار می کرد! خنجربین”شانه”هایم، به بُرُس نشست! شایعه “می انداخت”، من برمیداشتم! سرقبرپدرم”توسّل”پیداکردم، به کلانتری گورستان تحویل دادم! حاجت می داد، من نگرفتم! درگود زورخانه، “شنا”کردم! گره می زنم چُرت ام را، تا پاره می شود! آدم خودساخته، دست سازاست! تا […]

خواندن ادامه

طنز : علم بهتر است یا ثروت

   ۲۹ اسفند ۱۳۹۵    ۱۱:۳۰ ق.ظ    122 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
طنز : علم بهتر است یا ثروت

موضوع انشا : علم بهتر است یا ثروت ؟ با گذشت قرن ها از مطرح شدن این سوال، هنوز دانشمندان نتوانسته اند با ضرس قاطع بگویند کدام بهتر است. پدر ما می گوید علم بهتر است و در این راه خیلی زحمت کشیده است او به خوبی می داند که چرا نسل دایناسورها منقرض شده […]

خواندن ادامه

بیست نقل قول طلایی از وودی آلن، طنزپرداز ۸۱ ساله آمریکایی

   ۱۵ اسفند ۱۳۹۵    ۶:۴۸ ب.ظ    169 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
بیست نقل قول طلایی از وودی آلن، طنزپرداز ۸۱ ساله آمریکایی

«وودی آلن» از سینماگران عجیبی است که به قول خودش فیلم‌هایش روی پرده ضرر می‌دهند، اما هنوز خیلی‌ها او را یکی از برجسته‌ترین فیلمسازان حال حاضر می‌دانند. به گزارش شیرین طنز، به نقل از ایسنا، «دیلی تلگراف» در گزارشی جملاتی خواندنی را از این هنرمند ۸۱ ساله آمریکایی که به طعم خنده‌ای تلخ درآمیخته‌، در […]

خواندن ادامه

چون دخل و خرج ام باهم”نمی خواندند”، یک فصل کتک مهمانشان کردم!

   ۱۴ اسفند ۱۳۹۵    ۱۲:۵۱ ب.ظ    169 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
چون دخل و خرج ام باهم”نمی خواندند”، یک فصل کتک مهمانشان کردم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : “خطّ مقدّم” را، قاب گرفتم! چون دخل و خرج ام باهم”نمی خواندند”، یک فصل کتک مهمانشان کردم! حرف های”ظریف”، دوپهلوست! پیرمرد”پخته”را، عزراییل”خورد”! زمین”شور”، در”ماهور”جاخوش کرده بود! پیچ”تند”جادّه، دهان راننده را سوزاند! من داغ به”دل”دارم و او داغ به”پیشانی”با سیب زمینی! گوشم را”تیز”کردم، تا گوشش را بِبُرَم! آنقدر”خاکی”بود که درخودش […]

خواندن ادامه

دست از سرش که برداشتم، کلاه گیس اش لو رفت!

   ۱۰ اسفند ۱۳۹۵    ۴:۴۷ ب.ظ    112 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
دست از سرش که برداشتم، کلاه گیس اش لو رفت!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : ۱-تنۀ درخت از سر راه نابینا، کنار رفت! ۲- به شناخت رسیده ام که”سر”از”پا”نمی شناسم! ۳- با من نیآمد، تا به خودش بیآید! ۴- رمز موفقیّت ام، گرگ شدن است! ۵- دلش پُر بود،”ریخت”! ۶- بخت خوابیده ام، با بیداری اسلامی هم همراه نشد! ۷- ظرف غذای”سردار”را، “سرباز”می شوید! […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : غلط زیادی اش را، لاک پاک می کرد!

   ۸ اسفند ۱۳۹۵    ۱:۳۹ ب.ظ    126 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
کاریکلماتور : غلط زیادی اش را، لاک پاک می کرد!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : “دل”داشته باشی، عشق”حاکم”می شود! مرا کاشتی، “سبز”شدم! سرهنگ سرِحرف اش، “استوار” شد! به عوض مادرم، ماما مرا به دنیا آورد! دهان اش به ملاقات پشتِ دست ام آمد! بی هوا آمد، خفه شد! تا شست ام”خبردار”شد، فرمان آزاد دادم! با بلوغ فکری، مغز ام مو در آورد! تا عقل […]

خواندن ادامه

مردی که کنترل زندگی اش دست زنش افتاده بود، باتری عمرش زود تمام شد

   ۴ اسفند ۱۳۹۵    ۵:۱۹ ب.ظ    98 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
مردی که کنترل زندگی اش دست زنش افتاده بود، باتری عمرش زود تمام شد

سری چهل و دوم کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : _مردی که کنترل زندگی اش دست زنش افتاده بود، باتری عمرش زود تمام شد. _در زندگی اش طعم شیرینی را نمی چشد، نمکدان. _خوابی که از چشمانم پریده بود، روی پلک شخص دیگری نشست. _چشم امید قبرستان خالی، به بیمارستان است. _نزدیک عید داغ می شود […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : دزدها میان دعوا آنقدر “یکی به دو” کردند که “سه” شد

   ۲ اسفند ۱۳۹۵    ۵:۱۴ ب.ظ    110 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
کاریکلماتور : دزدها میان دعوا آنقدر “یکی به دو” کردند که “سه” شد

کاریکلماتورهای نائله یوسفی : یک تخته ام کم بود برای خاطر جمعی، عقلم پاره سنگ نیز برداشت! گدا “کورخوانده” بود، بینایی اش را پزشک تایید کرد. ماهی ها چون در آب سرد به سر می برند همیشه خونسردند. ماهی ها وقتی گریه می کنند آب با آنها همذات پنداری می کند. همین که از آب […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : برای آفتاب “گرفتن”، دستکش می پوشم!

   ۱ اسفند ۱۳۹۵    ۶:۳۵ ب.ظ    76 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
کاریکلماتور : برای آفتاب “گرفتن”، دستکش می پوشم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : ۱-برای آفتاب “گرفتن”، دستکش می پوشم! ۲- چشمِ ناپاک اش را، حمّام بُرد! ۳- سکوت ام، ترنّم موسیقی بیصدای من است! ۴- نیمۀ خالی لیوان از تشنگی، درگذشت! ۵- وقتی “حکم” دل است، تو همیشه “لازمی”! ۶- کشاورز در خشکسالی، خیط می کارد! ۷- با “خامه”، نان روزنامه نگاری […]

خواندن ادامه

نقد دولت با لبخند یا ریشخند؟!

   ۳۰ بهمن ۱۳۹۵    ۱۱:۴۱ ق.ظ    340 بازديد   
1+
   بدون دیدگاه
نقد دولت با لبخند یا ریشخند؟!

خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) مقاله ای تحت عنوان “نقد دولت با لبخند یا ریشخند؟!” را منتشر کرد که در ادامه می خوانید : منتقدان دولت و رسانه های ناهمسو با گفتمان حاکم بر دستگاه اجرایی به صورت گسترده و مکرر زیرعنوان طنازی مسوولان و عملکرد آنان را به نقد کشیده اند؛ این در حالی است […]

خواندن ادامه

کُرنشی در پیشگاه یک «والنتاین» خودی

   ۲۶ بهمن ۱۳۹۵    ۱:۵۹ ب.ظ    230 بازديد   
1+
   بدون دیدگاه
کُرنشی در پیشگاه یک «والنتاین» خودی

حمید آرش آزاد : عارفان راستین، از ابوسعید ابی‌الخیر گرفته تا مولوی و شیخ‌شهاب‌الدین سهروردی و دیگران «عشق» را نخستین آفریده‌ی حضرت باری‌تعالی شناخته و اصولاً اصلی‌ترین هدف از آفرینش هستی را ایجاد عشق و زنده نگاه داشتن آن از ازل تا ابد دانسته‌اند. اینان، آن «امانت» را که دشت‌ها، کوه‌ها، اقیانوس‌ها، آسمان‌ها و حتی […]

خواندن ادامه

کاریکلماتور : قلیان را چاق می کرد، ریه هایش لاغر می شد!

   ۲۵ بهمن ۱۳۹۵    ۶:۰۴ ب.ظ    177 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
کاریکلماتور : قلیان را چاق می کرد، ریه هایش لاغر می شد!

سری چهل و یکم کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : پا به خانه ی لامپ دلسوخته نمی گذارد، برق. آسمان به ماه های تقویم حسادت می کرد. پایش پیچ خورد، با پیچ گوشتی به جانش افتاد. پنجره ی خیال شاعر باز بود، سوز از گوش هایش بیرون می زد. گلی که از پیوندش ناراضی بود، پژمرد. […]

خواندن ادامه

برو به ابتدای صفحه