RSSنثر طنز

یادی از دو طنزپرداز نامی، حسین توفیق و محمد خرمشاهی

   ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶    ۷:۰۱ ب.ظ    15 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
یادی از دو طنزپرداز نامی، حسین توفیق و محمد خرمشاهی

رضا رفیع : آغازین روزهای بهاری امسال،متأسفانه مصادف شد با رفتن دو تن از پیشکسوت های عرصه طنز: استاد حسین توفیق و محمد خرمشاهی؛ که وجه مشترک آنها همین طنزنویسی و حضور در مجله طنز و فکاهی توفیق بود. استاد حسین توفیق در آن روزگاران و در سومین مقطع انتشار توفیق، در جایگاه سردبیری آن […]

خواندن ادامه

طنز : قدمت کلّه پاچه در ایران

   ۲ اردیبهشت ۱۳۹۶    ۱:۳۵ ب.ظ    46 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
طنز : قدمت کلّه پاچه در ایران

رضا رفیع : شاید حتی کله پاچه خورهای حرفه ای و کاربلد هم که در نحوه خوردن انسانی این طعام حیوانی،طبق نظر سازمان استاندارد جهانی،حق مطلب را درست و حسابی ادا می کنند و میل کردن غذا به حیف و میل کردن آن نمی انجامد؛هرگز به مخیله شان نیز خطور نکند که تاریخجه اختراع کله […]

خواندن ادامه

طنز : کاندیداتوری به وقت شوراها!

   ۳۱ فروردین ۱۳۹۶    ۱۲:۰۷ ب.ظ    80 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
طنز : کاندیداتوری به وقت شوراها!

وحید حاج سعیدی : از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان، موعد ثبت نام انتخابات شورا ها نزدیک است و جماعت کثیری از خلق الله کما فی السابق بر این باورند یگانه راه به منصه ظهور رساندن استعداد های بالقوه و توانمندی های شان، بلا شک ورود به عرصه خطیر شوراها و تکیه زدن […]

خواندن ادامه

از “خطّ” چشمت فهمیدم که نگاهت سواد دارد!

   ۳۱ فروردین ۱۳۹۶    ۱۰:۰۷ ق.ظ    57 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
از “خطّ” چشمت فهمیدم که نگاهت سواد دارد!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : ۱- پشتِ”فرمان”، “قیصر”بود! ۲- با جیب بُری، خیّاط شده بود! ۳- رفتنت، آمدن داشت! ۴- برای سکوت، حنجره پاره می کرد! ۵- بخاطر اجاره خانه، “بلند”اش کردم! ۶- ازسرِشکم سیری، “شامِ آخر”را به دیوار زدم! ۷- تاصورت ام”جوش”می زند، حوصله ام”سر”می رود! ۸- به احترام خنجر، هیچگاه به دوستان […]

خواندن ادامه

طنز : تا لحظاتی دیگر، یک بازیگر کشف می شود!

   ۳۱ فروردین ۱۳۹۶    ۹:۵۸ ق.ظ    105 بازديد   
5+
   بدون دیدگاه
طنز : تا لحظاتی دیگر، یک بازیگر کشف می شود!

… و عشق بازیگری، همچنان ادامه دارد… تا لحظاتی دیگر، یک بازیگر کشف می شود! نویسنده: حمیدرضا نظری* اینجا، یکی از آموزشگاه های بازیگری است؛ سالنی بزرگ و شکیل که سرتاسر دیوارش با عکس های هنرپیشگان سینما و تئاتر و پوسترهای رنگارنگ پوشانده شده است؛ جایی که در گوشه و کنار کلاس ها و اتاق […]

خواندن ادامه

طنز : حکایت شیرین یک شیدای سینما!

   ۲۸ فروردین ۱۳۹۶    ۱:۵۸ ب.ظ    151 بازديد   
8+
   بدون دیدگاه
طنز : حکایت شیرین یک شیدای سینما!

داستان طنز سینمایی حکایت شیرین یک شیدای سینما! نویسنده : حمیدرضا نظری* من مردی را می شناسم که می گوید برگ چغندر نیست! این مرد کاری کرد که من به عنوان یک انسان شیدای سینما، برای زندگی و آینده ام، چاره ای اساسی بیندیشم! از شما چه پنهان چند روزی است تصمیم جدیدی گرفته ام […]

خواندن ادامه

تخت دو نفره خریدم تا بستر تنهایی ام بزرگتر باشد

   ۲۵ فروردین ۱۳۹۶    ۱:۰۰ ب.ظ    101 بازديد   
1+
   بدون دیدگاه
تخت دو نفره خریدم تا بستر تنهایی ام بزرگتر باشد

سری چهل و چهارم کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی : حس پلنگ بودن داشت، گربه ای که عرق سگی خورده بود. گردن بند طبی نمی گذاشت پیش کسی گردن کج کنم. ریشه ی فرش را که قیچی کردم، گل های قالی پژمردند. تخت دو نفره خریدم تا بستر تنهایی ام بزرگتر باشد. از هر نمایی از […]

خواندن ادامه

بخشی از کتاب طنز نوستالژیکاتور، نوشته ی ندا شاه نوری

   ۲۴ فروردین ۱۳۹۶    ۵:۴۸ ب.ظ    133 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
بخشی از کتاب طنز نوستالژیکاتور، نوشته ی ندا شاه نوری

ندا شاه نوری در پنجمین نشست «سه‌شنبه‌ های کتاب طنز» با موضوع نقد و بررسی کتاب نوستالژیکاتور که در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد، گفت : من آدم سیاسی و غیرنوستالژیکی هستم. ما می‌توانستیم کودکی بهتری داشته باشیم و حالا به سختی‌های گذشته می‌خندیم. به خاطر گذشت زمان دیگر آن تلخی را حس نمی‌کنیم. […]

خواندن ادامه

تا جوّگیر می شوم، لایه ی اوزون ترمیم می کنم!

   ۱۹ فروردین ۱۳۹۶    ۱:۳۲ ب.ظ    125 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
تا جوّگیر می شوم، لایه ی اوزون ترمیم می کنم!

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) : از “آگاهی”، می ترسم! “ماه”واره بود، بسویش پارازیت فرستادم! به”یادِ”من”ماند”، به”خاطرِ”دیگری”رفت”! تا جوّگیر می شوم، لایۀ اوزون ترمیم می کنم! وقتی”خود”ام را گم می کنم، بی”خود”می شوم! برای خواباندن چک به حساب ام، در بانک لالایی خواندم! تا تور دروازه لرزید، داور بخاری آورد! چون نتوانست از من چشم”بردارد”، […]

خواندن ادامه

طنز : در عید دیدنی چطور رفتار کنیم؟

   ۱۹ فروردین ۱۳۹۶    ۱:۱۶ ب.ظ    128 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
طنز : در عید دیدنی چطور رفتار کنیم؟

کتاب بر لایک رفته، اثر حسام الدین مقامی کیا توسط نشر قاف به چاپ دوم رسید. به گزارش شیرین طنز، به نقل از نشر قاف، رقابت برای لایک گرفتن تمامی ندارد. راه‌های لایک گرفتن هم تمامی ندارد و به تعداد آدم‌ها راه هست برای اخذ لایک. «بر لایک رفته» کشکولی است از مطالب کوتاه، در […]

خواندن ادامه

همه سر یه سفره، دور هم، یه لقمه نون و دایناسور می‌خوردن

   ۱۷ فروردین ۱۳۹۶    ۱۲:۴۲ ب.ظ    134 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
همه سر یه سفره، دور هم، یه لقمه نون و دایناسور می‌خوردن

به گزارش شیرین طنز، به نقل از نشر قاف، کتاب «ابوی فدوی» نوشته احمد ملکوتی‌خواه توسط نشر قاف به چاپ دوم رسید. در ادامه بخشی از این کتاب را می خوانید : بزرگ‌ترین مشکل جامعه بشری اینه که بامزه تعریف کردن یه چیز بی‌مزه، امتیاز مثبت نداره. وقعی نمی‌نهن متاسفانه. در صورتی‌که های‌تِک رو الکی […]

خواندن ادامه

وقتی بوی عید می آید، بازار عطر فروش کساد می شود

   ۱۵ فروردین ۱۳۹۶    ۶:۴۳ ب.ظ    150 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
وقتی بوی عید می آید، بازار عطر فروش کساد می شود

سری چهل و سوم و اولین کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی در سال ۱۳۹۶ : _عکس گل به بازو خالکوبی می کند باغبان در خشک سالی. _وقتی بوی عید می آید، بازار عطر فروش کساد می شود. _در اجلاس سران پا و دست و… را با خودم نمی برم. _دست نجار را از دنیا کوتاه کرد، […]

خواندن ادامه

طنز : کشف اندام های جدید در بدن

   ۱۵ فروردین ۱۳۹۶    ۴:۲۴ ب.ظ    152 بازديد   
2+
   بدون دیدگاه
طنز : کشف اندام های جدید در بدن

سید ابوالفضل طاهری : محققان موفق به کشف یک عضو جدید در سیستم گوارشی انسان شدند. این عضو جدید مزانتر نام دارد حال به اعضای جدید بدن انسان که هنوز کشف نشده و بیشتر در بدن مسئولین دیده می شود می پردازیم: میزیه: این عضو شبیه کلیه است با این تفاوت که خارج از بدن […]

خواندن ادامه

ساعت سه‌ نصفه شب، آداپتور می‌کوبیدیم توی برق، ماریو را به یک سرانجامی برسانیم

   ۱۰ فروردین ۱۳۹۶    ۷:۰۶ ب.ظ    221 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
ساعت سه‌ نصفه شب، آداپتور می‌کوبیدیم توی برق، ماریو را به یک سرانجامی برسانیم

به گزارش شیرین طنز، «پرتقال در جعبه‌ ابزار» مجموعه‌‌ای است شامل یک داستان و نُه نوشته‌‌ کوتاه که نامش را از داستان اول وام گرفته است: روایت بیگانه افتادن نویسنده با رشته‌ تحصیلی‌اش. قصه‌ی کسی که دلش با کلمه و ادبیات است و به قول کافکا «هرچیزی که ادبیات نیست او را ملول می‌کند»؛ اما […]

خواندن ادامه

برو به ابتدای صفحه