RSSشعر طنز

شعر طنز مدرک گرایی


   ۱۱ فروردین ۱۳۹۳    ۱:۲۲ ق.ظ    2830 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز مدرک گرایی

پیامک زد شبی لیلی به مجنون که هر وقت آمدی از خانه بیرون بیاور مدرک تحصیلی ات را گواهی نامه ی پی اچ دی ات را پدر باید ببیند دکترایت زمانه بد شده جانم فدایت دعا کن مدرکت جعلی نباشد زدانشگاه هاوایی نباش د وگرنه وای بر احوالت ای مرد که بابایم بگیرد حالت ای […]

خواندن ادامه

شعر طنز فروشنده مترو


   ۱۰ فروردین ۱۳۹۳    ۱:۱۲ ب.ظ    1405 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز فروشنده مترو

یک فروشنده ام توی مترو هردم آواره در کوی مترو می روم کوله ی بار بر دوش صبح و شب بی امان سوی مترو می کشد آه و گوید زن من تو دگر گشته ای شوی مترو دیگران آب نوشند و ما نان می خوریم از بر جوی مترو می فروشم تل و شانه ی […]

خواندن ادامه

شعر طنز برای گل برافشانی


   ۱۰ فروردین ۱۳۹۳    ۱:۰۶ ب.ظ    728 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز برای گل برافشانی

«ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی» بیا مطرب بزن سازی نگو دارد بدآموزی «اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد» برآنم بشکنم تخمه حدود شش‌کیلو روزی «دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد» چرا اینقدر می‌اخمی؟ چرا هی کینه می‌توزی؟ «بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت» که […]

خواندن ادامه

شعر طنز میهمان عید


   ۱۰ فروردین ۱۳۹۳    ۱۲:۴۳ ب.ظ    950 بازديد    ۲ دیدگاه
شعر طنز میهمان عید

« عطر نرگس رقص باد آهسته می آید بهار » بنده اما مي كنم از دست مهمانان فرار گرچه فروردین هوایش دلپذیر و جالب است لیک هرگز نیستم من این هوا را خواستار چون به همراه هوای دل پذیرفرودین می رسد مهمان برایم از یمین و از یسار چون که مدت هاست هشتم را به […]

خواندن ادامه

شعر طنز هفت سین خانم ها


   ۸ فروردین ۱۳۹۳    ۸:۰۰ ب.ظ    1375 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز هفت سین خانم ها

خانمــی با همســــــرش گفــت اینچنیـــــن: کای وجــــــودت مــــایه ی فخـــــر زمیــــــن! ای که هستـــی همســـری بس ایــــده آل! خواهشــــی دارم .. مکُــــن قال و مقـــــال! هفــــت سیـــــن تازه ای خواهــــــم ز تـــــو غیـــــــر خرج عیـــــد و … غیــــر از رختِ نو “سین” یک، سیّاره ای، نامــــش پـــــراید تا برانـــــــــم مثـــــــل بـــــرق و مثــــــل باد “سین” […]

خواندن ادامه

شعر طنز بهاریه از محمد جاوید


   ۷ فروردین ۱۳۹۳    ۹:۰۴ ب.ظ    944 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز بهاریه از محمد جاوید

دستم نرسد به دامنت ای دلبند در عید ندارم به تو دیگر پیوند حالا که شده وصالت این گونه محال ای «پسته» به ریش بنده این گونه نخند *** عید است و بساط ماچ و موچ است به پا مهمانی و سور و سات هم پا برجا آن گونه بخور که با دو تا جرثقیل […]

خواندن ادامه

خدایا چنان کن که آغازسال، نباشد برای کسی ضدحال!


   ۷ فروردین ۱۳۹۳    ۸:۳۵ ب.ظ    961 بازديد    ۲ دیدگاه
خدایا چنان کن که آغازسال، نباشد برای کسی ضدحال!

از طنزپردازان عزیز و علاقه مندان دعوت می شود یک بیت شعر طنز با موضوع عید نوروز سروده تا با نظرات کاربران محترم، بهترین شعر انتخاب گردد اسامی طنزپردازان شرکت کننده : آشنای قاسمی فرامرز احسان پور رضا احمدی روح الله احمدی عباس احمدی محمد مجتبی الماسی عزت الله امینی اسماعیل انصاری راشد بیابانکی سعید […]

خواندن ادامه

شعر طنز سبد کالا


   ۷ فروردین ۱۳۹۳    ۸:۱۱ ق.ظ    912 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز سبد کالا

به کجا چنین شتابان؟ اسد از وحید پرسید به هرآن کجا که باشد صف بی شمار یاران ز برای مرغ بی جان تو پی سبد نیایی به جنوب این خیابان؟ همه آرزویم اما چه کنم که بخت گشته زحقیر، روی گردان به هر آن روش که دانی چه به سایت یا پیامک زدم الدخیل اما […]

خواندن ادامه

شعر طنز وروجک های شیطان


   ۶ فروردین ۱۳۹۳    ۳:۳۵ ب.ظ    1838 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز وروجک های شیطان

امان از بچه مهمانهای شیطان که آوردند بر لبهای من جان به هرجایی زخانه سر کشیدند زهر دیوار بالا رفته آسان به ظرف میوه ونقل وشیرینی نموده حمله با حرص فراوان شکستندی ظروف سطح بالا بلوروچینی وامثال ایشان بشین، بر جمله آنان بی اثر بود شلوغیشان مرا می کرد حیران پدرهاشان همه چون ماست بودند […]

خواندن ادامه

شعر طنز دردسر عید


   ۵ فروردین ۱۳۹۳    ۸:۰۵ ق.ظ    2259 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز دردسر عید

عزیزان ریشه ام را خورده تیشه وگیجم من کنون مثل همیشه چراچون داده ام عیدی بسیار برفته پول و باشم زار وبیمار خریدم کاکائو،نقل وشیرینی فراوان، نوع انها بهترینی تمامش خورده شد درروز اول زسوی قوم های دسته اول چو آمد میهمان دسته دوم شدم از شرم روی نازشان گم چسازم من چسازم ای عزیزان […]

خواندن ادامه

شعر طنز مستأجر


   ۵ فروردین ۱۳۹۳    ۷:۳۸ ق.ظ    2213 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز مستأجر

مستاجرم مستاجرم مستاجر گشتم کلافه من زدست موجر بسکه زدم چانه سر اجاره خورده دهانم به خدا کمی جر ساز زند موجر ومن،به هر ساز کو نظرش هست ،دهم همی قر روی اجاره ببرد فراوان چون بشود سال جدید،ظاهر آمد ورفتم به چراغ خاموش تاکه مکدر نشود به خاطر من نبرم هیچ به خانه مهمان […]

خواندن ادامه

شعر طنز چهارشنبه سوری


   ۲۸ اسفند ۱۳۹۲    ۶:۲۵ ق.ظ    1898 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز چهارشنبه سوری

امشب شب چارشنبه سوری باشد لازم زبرای ما صبوری باشد انواع ترقه فشفشه سهم تو است هر چند نخواهیش بزوری باشد امشب به درون خانه باید بودن گر این نکنی نصیب کوری باشد پس تو بنشین به خانه وسیما بین خور چای فراروان که به قوری باشد اسماعیل تقوایی

خواندن ادامه


برو به ابتدای صفحه