RSSشعر طنز

خانه ی بی زن تو دانی شکلِ چیست/شکل ایرانی که تهرانش کم است


   ۲۲ مرداد ۱۳۹۶    ۱:۳۹ ب.ظ    126 بازديد    بدون دیدگاه
خانه ی بی زن تو دانی شکلِ چیست/شکل ایرانی که تهرانش کم است

درد بسیار است و درمانش کم است مثلِ آن شیرم که دندانش کم است قصه ی تلخی ست نانوای محل سفره ای دارد ولی نانش کم است خانه ی بی زن تو دانی شکلِ چیست؟ شکل ایرانی که تهرانش کم است گرچه استاد است حافظ منتها شعرهای توی دیوانش کم است ما که با بحران […]

خواندن ادامه

شعر طنز ثبتِ نامستان پولستانى!


   ۱۵ مرداد ۱۳۹۶    ۷:۴۳ ب.ظ    239 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز ثبتِ نامستان پولستانى!

از روىِ دست اخوان ثالث ثبتِ نامستان پولستانى! شعر طنز حمید آرش آزاد «سلامت را نمى‏ خواهند پاسخ گفت» سرها سخت مشغول است «وگر دستِ محبّت سوىِ کس یازى» به اکراهِ فراوان دست بر مى‏دارد از رایانه و ماشین حساب و چُرتکه و غیره، که فکرش پهلوىِ پول است! ××× رفیقا، نازنینا، اى پدرجانا! رسیده […]

خواندن ادامه

شعر طنز در حاشیه موافقت با طرح توزیع مواد مخدر دولتی


   ۸ مرداد ۱۳۹۶    ۵:۰۵ ب.ظ    315 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز در حاشیه موافقت با طرح توزیع مواد مخدر دولتی

در حاشیه موافقت با طرح توزیع مواد مخدر دولتی ساقی موادی را بده تا آنکه بی خویشم کند با دود روح افزای خود تا نشئه از پیشم کند حال فراوانم دهد، عیشی چه آسانم دهد کم بوده پیش از این اگر، افزوده و بیشم کند تریاک خوب دولتی، باشد برایم مهلتی تا گوشه ای در […]

خواندن ادامه

شعر طنز : با تمامِ ادعا، جا می زنیم! هر زمان و هر کجا،جا می زنیم


   ۷ مرداد ۱۳۹۶    ۱۱:۳۰ ق.ظ    111 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : با تمامِ ادعا، جا می زنیم! هر زمان و هر کجا،جا می زنیم

با تمامِ ادعا، جا می زنیم! هر زمان و هرکجا،جا می زنیم در صفِ یارانه، نان، گیتِ سفر پیشِ چشمانِ شما،جا می زنیم داخلِ یک صف اگر غفلت کنی بعد می بینی که ما؛جا می زنیم جازدن های زمینی جایِ خود صف اگر باشد هوا،جا می زنیم جازدن در شامِ مهمانی که هیچ در صفِ […]

خواندن ادامه

شعر طنز : هوس کردم شبی شامی حسابی/خورم در دکّه ی احمد کبابی


   ۵ مرداد ۱۳۹۶    ۱۲:۴۱ ب.ظ    128 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : هوس کردم شبی شامی حسابی/خورم در دکّه ی احمد کبابی

*هوس! هوس کردم شبی شامی حسابی خورم در دکّه ی احمد کبابی بدین خاطر زدم بیرون ز خانه بدون سرصدا و مخفیانه شکم صابون زده مسرور و خرسند نه فکر همسر و نی فکر فرزند ز فرط گشنگی هم ز اشتیاقم به روی چانه جاری شد بزاقم به زیر لب کمی تصنیف خواندم به بیت […]

خواندن ادامه

شعر طنز : بینِ صحبت کردنِ مادر زنت/اندکی لالاکنی بد می شود!


   ۴ مرداد ۱۳۹۶    ۶:۰۷ ب.ظ    196 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : بینِ صحبت کردنِ مادر زنت/اندکی لالاکنی بد می شود!

کلکلِ بی جا کنی بد می شود با زنت دعواکنی بد می شود! گر که بابا می دهد خرجِ تو را اخم با باباکنی بد می شود بینِ صحبت کردنِ مادر زنت اندکی لالاکنی بد می شود! باز سوتی دادی و فهمیده اند بیش از این حاشا کنی بد می شود! گر چه مجنونی ولی […]

خواندن ادامه

شعر طنز : گر بگردی دور و بر را پول پیدا می شود


   ۲۸ تیر ۱۳۹۶    ۱۲:۱۸ ب.ظ    415 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : گر بگردی دور و بر را پول پیدا می شود

یافت میشه ما جستیم!!: گر بگردی دور و بر را پول پیدا می شود گرگ باشی بی گمان شنگول پیدا می شود! پشتِ هر شمشاد یا لای درختِ کاجِ پارک گر کمی دقت نمایی لول پیدا می شود! در اداره هی برو بالا و پایین پله را عاقبت در گوشه ای مسؤول پیدا می شود! […]

خواندن ادامه

شعر طنز : آب بی تردید، هر جا جیره بندی می شود


   ۲۴ تیر ۱۳۹۶    ۵:۴۴ ب.ظ    382 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : آب بی تردید، هر جا جیره بندی می شود

جیره بندی می شود آب بی تردید، هر جا جیره بندی می شود کو به کو، صحرا به صحرا جیره بندی می شود بعد هم البته خیلی چیزها یا فله ای یا به ترتیب الفبا جیره بندی می شود هر چه در آن آب می بندند از سریال و فیلم تا گلاب و دوغ و […]

خواندن ادامه

شعر طنز : به تو امشی نکند تأثیری/که مگس نیستی ای جان شیری


   ۲۱ تیر ۱۳۹۶    ۱۰:۵۵ ق.ظ    171 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : به تو امشی نکند تأثیری/که مگس نیستی ای جان شیری

مگس نامه ! مگس ای ناقل بیماری ها کشم از دست تو بیداری ها از تو در بانگ و نوایم شب و روز می زنی تار برایم شب و روز تا که با ما فقرا بنشستی گوییا عقد اخوّت بستی ز جفای تو در آمد پدرم لوث کردی همه قند و شکرم ز چه رو […]

خواندن ادامه

شعر طنز : خانه‏ ىِ بنده کجاست؟


   ۲۰ تیر ۱۳۹۶    ۲:۰۰ ب.ظ    165 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : خانه‏ ىِ بنده کجاست؟

از روىِ دست سهراب سپهرى نشانىِ زمینِ خریدارى شده! شعر طنز حمید آرش آزاد – خانه‏ ىِ بنده کجاست؟ «در فلق بود» که یک آدمِ مادر مرده. آدرسِ خانه ‏ىِ آینده‏ ىِ خود، (یعنى آن تکّه زمین را که چهار ماهِ پیش در همین بنگاهى، قولنامه کرده) از مدیریّت محبوبِ «آژانسِ مسکن» مى ‏پرسید. صاحبِ […]

خواندن ادامه

شعر طنز : رفتید بهشت، بشکه با خود ببرید


   ۱۷ تیر ۱۳۹۶    ۷:۴۳ ب.ظ    284 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : رفتید بهشت، بشکه با خود ببرید

رفتید بهشت ….حتما ببرید! (۱) رفتید بهشت ، بشکه با خود ببرید یک سورچی و درشکه با خود ببرید مهمان دیابتی مسلّم دارید پس کشمش و توت خشکه با خود ببرید (۲) رفتید بهشت ، تاب با خود ببرید روفرشی و رختخواب با خود ببرید بی همسر خویش پای در ره ننهید یعنی ملک عذاب […]

خواندن ادامه

زیر بار قرض اوضاعم چنان بی ریخت کرد، کز هزاران یار نشناسد یکی دیگر مرا


   ۱۰ تیر ۱۳۹۶    ۸:۰۴ ب.ظ    238 بازديد    بدون دیدگاه
زیر بار قرض اوضاعم چنان بی ریخت کرد، کز هزاران یار نشناسد یکی دیگر مرا

*فراری… روزگار نامرادی تا رسید از در مرا مشت خود پر کرد و اول بار زد بر سر مرا هم پدر از من برون آورد با بیداد خویش هم فراری داد زن با مادر و خواهر مرا زیر بار قرض اوضاعم چنان بی ریخت کرد کز هزاران یار نشناسد یکی دیگر مرا سیم و زر […]

خواندن ادامه


برو به ابتدای صفحه