RSSشعر طنز

شعر طنز : پاچه خاری ست که دنیای قشنگی دارد


   ۲۵ دی ۱۳۹۶    ۱۱:۴۱ ق.ظ    154 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : پاچه خاری ست که دنیای قشنگی دارد

پاچه خار پاچه خاری ست که دنیای قشنگی دارد نزد صاحب سِمتان جای قشنگى دارد نردبان ساختن از پاچه برازنده ی اوست روش علمی و تزهای قشنگی دارد با همین راه و روش رفته مهندس شده و دفتر و دستک و امضای قشنگی دارد دور میدان ونک مجتمعى ساخته است سرِ فرمانیه ویلاى قشنگى دارد […]

خواندن ادامه

شعر طنز : منم چشم انتظار رفع فیلتر، که با نت شاغلم در حال حاضر


   ۲۲ دی ۱۳۹۶    ۱۱:۵۰ ب.ظ    162 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : منم چشم انتظار رفع فیلتر، که با نت شاغلم در حال حاضر

مشاغل و فیلترینگ بهار نژند منم چشم انتظار رفع فیلتر که با نت شاغلم در حال حاضر منم آن لاین در حال تجارت منم طراح سایت و در رقابت و حالا کسب و کارم در رکود است ضرر پشت ضرر ، کِی حرف سود است؟!! تمام کسب و کارم رفت بر باد تجارت ، کسب […]

خواندن ادامه

شعر طنز : در همان اوّل خلقت گویا، درس می داده به شیطان بی بی سی


   ۱۸ دی ۱۳۹۶    ۱۰:۴۴ ق.ظ    178 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : در همان اوّل خلقت گویا، درس می داده به شیطان بی بی سی

دشمن مردم ایران B.B.C خانه اش درهم و ویران B.B.C B.B.C اینور و آنور B.B.C داخل خشتک تنبان B.B.C در همان اوّل خلقت گویا درس می داده به شیطان B.B.C انگستان به تجارت مشغول؛ شده تبدیل به دکّان B.B.C هی اراجیف بهم می بافد آخر حیله و چاخان B.B.C باطنش زهر هلاهل امّا ظاهرش برّه […]

خواندن ادامه

شعر طنز : بى تو، اى دلبر! اطویى نیست بر پیراهنم


   ۱۴ دی ۱۳۹۶    ۲:۰۳ ب.ظ    145 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : بى تو، اى دلبر! اطویى نیست بر پیراهنم

در فراق یار..!؟ شعر طنز حمید آرش آزاد بى تو، اى دلبر! اطویى نیست برپیراهنم بس که ماندم بى کتک، هرلحظه مى خارد تنم ظرفها ناشسته مانده،ظرفشویى هم کثیف پخته ام یک نیمرو، حالاسراپا روغنم خانه پر آشغال شد از بس که کردم ریخت و پاش بدتر است از لانه ى گنجشک و لک لک، […]

خواندن ادامه

شعر طنز : من نرفتم کیش، باور می کنید؟


   ۱۲ دی ۱۳۹۶    ۱۰:۵۴ ق.ظ    153 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : من نرفتم کیش، باور می کنید؟

بهتره زود باور نباشیم! ! من نرفتم کیش، باور می کنید؟ همچنین تجریش، باور می کنید؟ گرگ های بی شماری دیده ام در لباسِ میش، باور می کنید؟ می کشم سیگار و قلیان و فلان! دشمنم با خویش، باور می کنید؟ جانِ تو در پشتِ بامِ خانه ام من ندارم دیش، باور می کنید؟ بنده […]

خواندن ادامه

اشعار طنز دانشجویی ملیحه خوشحال


   ۹ دی ۱۳۹۶    ۱۱:۲۲ ق.ظ    223 بازديد    بدون دیدگاه
اشعار طنز دانشجویی ملیحه خوشحال

چند رباعی یادگار دوران دانشجویی: با درس و کتاب زیستی دانشجو در حسرت چند بیستی دانشجو فرسوده شدی برای تحصیل علوم من در عجبم تو کیستی دانشجو؟؟؟ او بعد شکست شاخ کنکور از جا امسال پذیرفته شده دانشگا با شرط و شروط ثبت نامش کردن این نوگل نوشکفته ی بابا را ! علامه شدن ترانه […]

خواندن ادامه

شعر طنز : بی بوق، بی علامتِ هشدار؛ زلزله


   ۹ دی ۱۳۹۶    ۱۰:۴۷ ق.ظ    110 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : بی بوق، بی علامتِ هشدار؛ زلزله

قصیده زلزالیه شاعر : مجتبی احمدی بی بوق، بی علامتِ هشدار؛ زلزله آمد دوباره… آآآی… خبردار! زلزله (ای بی‌خبر! بکوش که صاحب‌خبر شوی) این است این خلاصه اخبار: «زلزله» آمد، چنان‌که باد بپیچد به بندِ رخت شد در تمام شهر پدیدار، زلزله این خانه، هیچ حرکتِ موزون بلد نبود اما رسیده با دف و گیتار، […]

خواندن ادامه

شعر طنز : پیش چشم بنده شاه هر غذایی تخم مرغ


   ۹ دی ۱۳۹۶    ۱۰:۳۵ ق.ظ    100 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : پیش چشم بنده شاه هر غذایی تخم مرغ

تخم مرغ! پیش چشم بنده شاه هر غذایی تخم مرغ آرزوی نیمرو دارم کجایی تخم مرغ؟ چند ماهی شد که همچون گوشت از انظار ما گشته ای پنهان و قهر از بینوایی تخم مرغ خود غلط فرمود آن شخصی که بهر جسم ما گفت افزاینده ی درد و بلایی تخم مرغ مصرفت کردم به صبح […]

خواندن ادامه

شعر طنز : کاشکی می داشتم یک دانه از تو، تخم مرغ!


   ۷ دی ۱۳۹۶    ۱۰:۴۷ ق.ظ    144 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : کاشکی می داشتم یک دانه از تو، تخم مرغ!

شعر طنز تخم مرغ از: داوود خانی لنگرودی ای گران چون جامِ زرینِ حسنلو، تخم مرغ! کاشکی می داشتم یک دانه از تو، تخم مرغ! روزگارِ لامُرُوّت را ببین، می بینی ام؟ آمده از فرطِ مشکل، خم به ابرو، تخم مرغ! پشم می کندم ز باغِ پنبه زاری در شمال کارگر بودم، شدم تعدیل نیرو، […]

خواندن ادامه

شعر طنز : شادی و عیش و خوشی در شب یلدا به تو چه؟


   ۱ دی ۱۳۹۶    ۲:۵۰ ب.ظ    452 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : شادی و عیش و خوشی در شب یلدا به تو چه؟

باز ماه دی و سرمای زمستان آمد شب یلدا شد و پاییز به پایان آمد میوه از بهر شب چله فراوان آمد مفلس از داغ فسنجان به لبش جان آمد بزم سور است مهیا و بخاری علم است اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است پرتقال آمد و موز آمد و ازگیل و […]

خواندن ادامه

شعر طنز : یلدا مبارک است بدونِ موبایل و نِت!


   ۳۰ آذر ۱۳۹۶    ۱۱:۳۳ ق.ظ    545 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : یلدا مبارک است بدونِ موبایل و نِت!

یلدا را چگونه بگذرانیم؟ امسال از زمین و زمان حرف می زنیم از ازدواجِ نسلِ جوان حرف می زنیم خردادِ سالِ بعد که جام جهانی است از جنگ با دو غولِ جهان حرف می زنیم از « پیکه » و « رونالدو » و یاران دیگرش از تیمِ قلدرِ خودمان حرف می زنیم وقتی که […]

خواندن ادامه

شعر طنز : اگر کسی به زنانش نگاه بد می کرد


   ۲۹ آذر ۱۳۹۶    ۱۲:۲۲ ب.ظ    127 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : اگر کسی به زنانش نگاه بد می کرد

جادو از او هرآنچه بگویم کم است، جادو بود از این محلّه به پایین قلمرو او بود چه چشم های قشنگی، چه ناز اندامی زرنگ و زیرک و از هر لحاظ الگو بود چقدر توی نگاهش به ما محبّت داشت اگرچه از نظر فرم چهره اخمو بود تمام اهل محل می شناختندش چون میان معرکه […]

خواندن ادامه


برو به ابتدای صفحه