RSSشعر

شعر طنز : به زودی طبق تقویم جلالی، طبیعت شاهد فصلی جدید است

   ۲۹ اسفند ۱۳۹۵    ۱۱:۳۴ ق.ظ    152 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
شعر طنز : به زودی طبق تقویم جلالی، طبیعت شاهد فصلی جدید است

شمیم نوروز به زودی طبق تقویم جلالی، طبیعت شاهد فصلی جدید است شمیمش پرشده در کوی و برزن همان عیدی که مقداری سعید است! دگرگون می شود حال من و تو اگر چه با چنین وضعی بعید است … زنان گویند با صوتی دل انگیز کجایی عشق من؟! وقت خرید است شکم نه؛ چاه ویل […]

خواندن ادامه

مثنوی طنز دعای منظوم تحویل سال

   ۲۹ اسفند ۱۳۹۵    ۱۱:۲۱ ق.ظ    106 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
مثنوی طنز دعای منظوم تحویل سال

دعای منظوم تحویل سال (با اضافات)! ای دگرگون کننده ی دلها نام نیک تو شمع محفلها نوربخش از جمال بی چونی دیده ها از تو در دگرگونی ای که تدبیر می کنی شب و روز نور نام تو جان و دل افروز زیر و رو از تو حال و سال همه نظر از لطف کن […]

خواندن ادامه

شعر طنز : ای به هر پای تو قربان دو سه تا جان، بنشین

   ۱۷ اسفند ۱۳۹۵    ۱۱:۴۴ ق.ظ    189 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
شعر طنز : ای به هر پای تو قربان دو سه تا جان، بنشین

بنشین! ای به هر پای تو قربان دو- سه تا جان، بنشین ای که با وعده شود درد تو درمان، بنشین نیست گر مبل لویی سیزدهم در خانه می‌شوم خم، تو به پشت من نالان بنشین گوسفندم من و این را همه کس می‌داند پس غمی نیست شوم گر به تو قربان، بنشین سفره خالی‌ […]

خواندن ادامه

شعر طنز روز درختکاری

   ۱۵ اسفند ۱۳۹۵    ۶:۱۴ ب.ظ    121 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
شعر طنز روز درختکاری

به مناسبت ۱۵ اسفند روز درختکاری شعر زیر از مرحوم حمید آرش آزاد تقدیم می شود : کاریکاتور : مهناز یزدانی/نیشخط «به دستِ خود، درختی می‌نشانم» «به پایش، جوی آبی می‌کشانم» ولی، یک ساعتِ بعدش، به ناگاه رسد مردی به ره قبضی به همراه که: باید پولِ آبِ مصرفی را دهی، البتّه با یک نرخِ […]

خواندن ادامه

شعر طنز : عید از راه آمد اما نیست ما را رخت نو

   ۹ اسفند ۱۳۹۵    ۱۲:۲۵ ب.ظ    251 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
شعر طنز : عید از راه آمد اما نیست ما را رخت نو

نوروزنامه! عید از راه آمد اما نیست ما را رخت نو رخت نو مال کسی باشد که دارد بخت نو جامه ی ده سال پیش خویش را پوشیده ام تازه آن را هم در آوردم اخیرا از گرو پیرهن-شلوار مردم بر تن خود کرده اند بنده دارم بر تن خود چون زمستان پالتو عید در […]

خواندن ادامه

شعر طنز : با آمدن ترامپ، اوضاع جهان/گل بود به سبزه نیز آراسته شد!

   ۲۶ بهمن ۱۳۹۵    ۵:۴۳ ب.ظ    437 بازديد   
2+
   بدون دیدگاه
شعر طنز : با آمدن ترامپ، اوضاع جهان/گل بود به سبزه نیز آراسته شد!

از کُرک و پَرش اگر چه هی کاسته شد یک باره زد و خواسته ناخواسته شد با آمدن ترامپ، اوضاع جهان گل بود به سبزه نیز آراسته شد در کله اش انگار که گچ کار شده ست از در نرسیده رفته دیوار شده ست کاکل به سرِ راست افراطی که از دنده ی چپ همیشه […]

خواندن ادامه

شعر طنز : نیست بشر هر که به شر خو کند،دست به قداره و چاقو کند

   ۲۵ بهمن ۱۳۹۵    ۱۱:۳۷ ق.ظ    138 بازديد   
1+
   بدون دیدگاه
شعر طنز : نیست بشر هر که به شر خو کند،دست به قداره و چاقو کند

نمره ی اخلاق! آدم اگر خوی بهیمی گرفت فاصله از عقل صمیمی گرفت باده زد از جام هوس مست شد بنده ی ابلیس شد و پست شد کرد چو در مکتب او ثبت نام یاد خدا برد ز خاطر تمام تا که برد بهره ز تعلیم نفس بست کمر از پی تعظیم نفس دامنش از […]

خواندن ادامه

فرمود یکی از فقرا موقع مُردن/ای کاش که کاشانه ی من بود به جُردن

   ۱۳ بهمن ۱۳۹۵    ۶:۱۹ ب.ظ    217 بازديد   
3+
   بدون دیدگاه
فرمود یکی از فقرا موقع مُردن/ای کاش که کاشانه ی من بود به جُردن

کاشانه ی جردن! فرمود یکی از فقرا موقع مُردن ای کاش که کاشانه ی من بود به جُردن وانگاه مرا پیشه به دنیای دنَی بود از ثروت ملّی همه جا بردن و خوردن کارم پی بارم به موازات هوس بود هی پول در آوردن و هی سکّه شمردن از چار جهت تحت فشارات عجیبم نازم […]

خواندن ادامه

شعر طنز : نیمه شب بگذشت و من در حسرت شامم هنوز!

   ۸ بهمن ۱۳۹۵    ۶:۱۲ ب.ظ    183 بازديد   
1+
   بدون دیدگاه
شعر طنز : نیمه شب بگذشت و من در حسرت شامم هنوز!

هنوز که هنوز است؟! شعر طنز حمید آرش آزاد نیمه شب بگذشت و من در حسرت شامم هنوز شصت سالی سوختم مخلص، ولی خامم هنوز چون که بودم بچه ی آدم، بسی گولم زدند از پی یک مشت گندم، بنده در دامم هنوز از بزرگان بس که ارشادات جدّی (!) دیده ام چون که یادش […]

خواندن ادامه

شعر طنز : دلبران با اودکلن خود را معطر می‌کنند

   ۴ بهمن ۱۳۹۵    ۱:۱۶ ب.ظ    310 بازديد   
4+
   بدون دیدگاه
شعر طنز : دلبران با اودکلن خود را معطر می‌کنند

چه خوب می‌کنند؟! دلبران با اودکلن خود را معطر می‌کنند با چنین ترفند، گل را خاک بر سر می‌کنند طول و عرضِ بینیِ خود را چو کاهش می‌دهند آن کدو را نیک با فندق برابر می‌کنند پاچه‌ی شلوار تا زانوست، یا کوتاه‌تر مانتوی کوتاه و تنگی نیز در بر می‌کنند روسری از شال گردن هم […]

خواندن ادامه

شعر طنز : رفته در شامپو بدن هم مافیا!

   ۳۰ دی ۱۳۹۵    ۱:۲۸ ب.ظ    162 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
شعر طنز : رفته در شامپو بدن هم مافیا!

مافیا! آمده در این وطن هم، مافیا هست در کارِ لگن هم، مافیا نشر و ناشر جای خود، این روزها دیده ام در انجمن هم مافیا! دست های پشتِ پرده کهنه شد آمده توی چمن هم مافیا پول می گیرد برای حرفِ مفت! رفته حتی در سخن هم مافیا! دُورِ افرادِ حسابی جای خود هست […]

خواندن ادامه

فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم/زن ندارم ز همه سلسله ها آزادم

   ۲۷ دی ۱۳۹۵    ۱:۱۳ ب.ظ    281 بازديد   
0
   ۲ دیدگاه
فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم/زن ندارم ز همه سلسله ها آزادم

چند نقیضه با مدد از حافظ شیرازی اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را ازو پرسم که شیرازی چگونه ترک گردیده * دیریست که دلدار پیامی نفرستاد شب نیمه شد و لقمه ی شامی نفرستاد * پیرانه سرم عشق جوانی بسر افتاد پالان خرم شل شد و یارم ز خر افتاد * […]

خواندن ادامه

هر چه لازم بوده از آغاز وارد کرده ایم/میشد این جا ساخت اما باز وارد کرده ایم

   ۱۶ دی ۱۳۹۵    ۱۲:۲۲ ب.ظ    314 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
هر چه لازم بوده از آغاز وارد کرده ایم/میشد این جا ساخت اما باز وارد کرده ایم

هر چه لازم بوده از آغاز وارد کرده ایم می شد این جا ساخت اما باز وارد کرده ایم دسته بیل از آلبانی، کیسه٘ حمام از نپال با بِرندی کاملاً ممتاز وارد کرده ایم “حاج عبداللهِ پشمک ساز”، طفلک خسته است از همین رو پشمک از قفقاز وارد کرده ایم تا به مردم در تفرج […]

خواندن ادامه

شعر طنز مهریه از طرف پسران و دختران مختلف!

   ۱۲ دی ۱۳۹۵    ۱:۱۱ ب.ظ    244 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
شعر طنز مهریه از طرف پسران و دختران مختلف!

مهریه از طرف پسران مختلف! مکانیک: گذارم عکسِ ماشین روی دیوار برایت می خرم گیربکسِ جگوار زنِ من گر شوی مهریه‌ات را کنم قدری گریس و جعبه ابزار شاعر: سُرایم شعرهای اجتماعی اگر باشد فقط سیگار و چائی! زنِ من گر شوی مهریه‌ات را کنم شش تا غزل با یک رباعی! بدنساز: گذارم داخلِ کیفت […]

خواندن ادامه

برو به ابتدای صفحه