RSSشعر

شعر طنز : هوایِ شهرمون چقدر تمیزه، چش نخوره تمیزتر از وِنیزه


   ۱ آذر ۱۳۹۶    ۱۰:۲۴ ب.ظ    67 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : هوایِ شهرمون چقدر تمیزه، چش نخوره تمیزتر از وِنیزه

هوای شهر هوایِ شهرمون چقد(ر) تمیزه چش نخوره تمیزتر از وِنیزه انگار خنک تر شده از دو روز پیش دما رسید به مثبتِ شصت و شیش هوا با این گرما مجهز میشه آدم فقط یه خرده آبپز میشه غبار اومد جا توو دِلا وا کنه نسیم اومد خاک توو سرِ ما کنه حنجره مون چیزی […]

خواندن ادامه

شعر طنز : در باغچه یاس می نشانیم، یک شاخه گراس می نشانیم


   ۳۰ آبان ۱۳۹۶    ۶:۵۳ ب.ظ    62 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : در باغچه یاس می نشانیم، یک شاخه گراس می نشانیم

شغل! در باغچه یاس می نشانیم یک شاخه گراس می نشانیم گر لطف کند خدای منّان بر تکمه ، لباس می نشانیم همچون کمونیستهای ماضی چکّش بَرِ داس می نشانیم وان را که نترسد از بلندی بر بام تراس می نشانیم گرگی که دهان به خون نیالود جنب سگ لاس می نشانیم در جوف کلاهتان […]

خواندن ادامه

شعر طنز : لینک به لینک می روم تا برسم به پیچ او


   ۲۹ آبان ۱۳۹۶    ۶:۰۹ ب.ظ    139 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : لینک به لینک می روم تا برسم به پیچ او

چهره به چهره رو به رو هرچه هلاک می کند هرچه بلاک می شوم باز به شوق دیدنش لینک به لینک می روم تا برسم به پیچ او صفحه ی اینستاگرام با گل رخ نمای آن سبزه نگار شوخ و شنگ های کلاس و خوش پلان چشم نواز و خوش ویو هشتک عکس و مطلبش […]

خواندن ادامه

شعر طنز : سیل، آشغالِ خیابان‏ها را مى ‏روبد!


   ۲۱ آبان ۱۳۹۶    ۹:۵۳ ب.ظ    102 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : سیل، آشغالِ خیابان‏ها را مى ‏روبد!

از روى دست سهراب سپهرى پس از باران؟! شعر طنز حمید آرش آزاد «رخت ‏ها را بکنیم» «آب در یک قدمى جارى‏ست» ساعتى پیش، هوا «صاف – کمى ابرى» شد، پنج – شش قطره ‏ىِ باران به فلان جا بارید، و بلافاصله، سیلاب روان شد در شهر، و خیابان شد نهر! آرزو مى ‏کردى که […]

خواندن ادامه

شعر طنز: خداوندا! به ما اسکِن بیفزا، به هر نحوی که شد ممکن بیفزا


   ۱۳ آبان ۱۳۹۶    ۱۱:۲۶ ق.ظ    196 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز: خداوندا! به ما اسکِن بیفزا، به هر نحوی که شد ممکن بیفزا

«بیفزا» خداوندا! به ما اسکِن بیفزا به هر نحوی که شد ممکن بیفزا به «تومان» اعتباری نیست؛ لطفاً دلار و پوند و لیر و ین بیفزا برای جَستن از سدّ گزینش محاسن بر رخ محسن بیفزا به ساحلهای ما الماس و لؤلؤ به ساحلهای دیگر شن بیفزا طرف پز داده که: «دارم ژن خوب»؛ به […]

خواندن ادامه

شعر طنز : چیست در داخلِ یخچالِ تُهى؟


   ۱۲ آبان ۱۳۹۶    ۴:۳۹ ب.ظ    194 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : چیست در داخلِ یخچالِ تُهى؟

از روى دست فریدون مشیرى تو بمان و تو بمک! شعر طنز حمید آرش آزاد «همه مى ‏پرسند»: «چیست در زمزمه‏ ىِ مبهم آب؟» چیست در داخلِ یخچالِ تُهى؟ چیست در سیمِ کجِ داخلِ لامپِ خاموش؟ چیست در برفکِ تکرارىِ این ده اینچى؟ چیست در گوشىِ تلفن آخر؟ چیست در غیره و ذالک، اخوى؟ «که […]

خواندن ادامه

شعر طنز «خواستگاری» از حسین گلچین


   ۶ آبان ۱۳۹۶    ۱:۱۶ ب.ظ    315 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز «خواستگاری» از حسین گلچین

شعر طنز «خواستگاری» جوانی که هم اینک رهسپاری به سوی اشتباه خواستگاری! کمی بنشین که در ابیات چندی کنم پندی نثارت یادگاری از آنجایی که این امری مهم است و همسر نیست کالایی تجاری اگر گوشت به حرف من نباشد تحمّل بایدت ناسازگاری خودت را لو نده از هر لحاظش ندارد راستگویی افتخاری اگر پرسید: […]

خواندن ادامه

شعر طنز ناصر فیض در پاسخ به ترامپ


   ۲ آبان ۱۳۹۶    ۴:۴۱ ب.ظ    413 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز ناصر فیض در پاسخ به ترامپ

شعر طنز ناصر فیض در پاسخ به ترامپ : فارغ از بحث علم جغرافی سخنت بود جمله حرّافی غالباً موجبات شأن خودت بوده در شان دیگران نافی تاجری فاجری چه می‌دانی که سیاست کجا و صرّافی فی‌المثل بزچران چه می‌داند که چه شد سرنوشت قذّافی تازه باور نمی‌کنم،حتّی فرق گز را بدانی از تافی نبرندت […]

خواندن ادامه

شعر طنز : تو به من توپیدى و نمى ‏دانستى


   ۳۰ مهر ۱۳۹۶    ۱۱:۱۲ ق.ظ    127 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : تو به من توپیدى و نمى ‏دانستى

از روى دست حمید مصّدق بى در آمد! شعر طنز حمیدآرش آزاد تو به من توپیدى «و نمى ‏دانستى» «من به چه دلهره» و خواهش و عجز و لابه به عموجان گفتم که ژیانِ مدلِ عهدِ الاغِ خود را، عصر آن روز به من قرض دهد تا که با نامزدم – یعنى تو – دو […]

خواندن ادامه

شعر طنز : جدیداً داخلِ سیمای ایران، بشیند فردِ مجری پیشِ مهمان


   ۲۲ مهر ۱۳۹۶    ۵:۲۰ ب.ظ    136 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : جدیداً داخلِ سیمای ایران، بشیند فردِ مجری پیشِ مهمان

جدیداً داخلِ سیمای ایران بشیند فردِ مجری پیشِ مهمان وَ یک گلدانِ مصنوعی گذارند به روی میز؛همراهِ دو لیوان وَ مهمانی که دیر آید بگوید: « امان از این شلوغی های تهران » سپس مجری بگوید: « رو به راهی؟ چه کاری می کنی امروز و الان؟ » روَد مهمان کمی قربانِ مجری وَ مجری […]

خواندن ادامه

«گلابی» از نظرِ افرادِ مختلف!


   ۲۱ مهر ۱۳۹۶    ۷:۵۸ ب.ظ    141 بازديد    بدون دیدگاه
«گلابی» از نظرِ افرادِ مختلف!

« گلابی » از نظرِ افرادِ مختلف!: ـ سهراب سپهری: دوشنبه ظهر، مهتابی ست مَردم! نخوابیدن خودش خوابی ست مردم! بشویید چشمِ خود را تا بفهمید گلابی یک گُلِ آبی ست مردم! ـ کارلوس کی روش: گلابی های خارج شکلِ قیفند! همیشه باعثِ ترسِ حریفند! زمانِ صرفِ میوه « فرگوسن » گفت: گلابی های ایرانی […]

خواندن ادامه

شعر طنز : دفترچه‌های ‌قسط مرا دِه نشان دوست


   ۱۹ مهر ۱۳۹۶    ۱۱:۴۸ ق.ظ    152 بازديد    بدون دیدگاه
شعر طنز : دفترچه‌های ‌قسط مرا دِه نشان دوست

«ای پیک پی‌خجسته که داری نشان دوست» دفترچه‌های ‌قسط مرا دِه نشان دوست وام از طریق دوست گرفتن چه خوش بوَد یا از طریق رابطه با دوستان دوست دردا و حسرتا که حقوقم ز دست رفت دستم نمی‌رسد به حقوق کلان دوست دخلم کفاف نان شبم را نمی‌دهد بستم دخیلِ‌ خویش به دخل دکان دوست […]

خواندن ادامه


برو به ابتدای صفحه