RSSشعر

شعر طنز : عید از راه آمد اما نیست ما را رخت نو

   ۹ اسفند ۱۳۹۵    ۱۲:۲۵ ب.ظ    26 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
شعر طنز : عید از راه آمد اما نیست ما را رخت نو

نوروزنامه! عید از راه آمد اما نیست ما را رخت نو رخت نو مال کسی باشد که دارد بخت نو جامه ی ده سال پیش خویش را پوشیده ام تازه آن را هم در آوردم اخیرا از گرو پیرهن-شلوار مردم بر تن خود کرده اند بنده دارم بر تن خود چون زمستان پالتو عید در […]

خواندن ادامه

شعر طنز : با آمدن ترامپ، اوضاع جهان/گل بود به سبزه نیز آراسته شد!

   ۲۶ بهمن ۱۳۹۵    ۵:۴۳ ب.ظ    331 بازديد   
2+
   بدون دیدگاه
شعر طنز : با آمدن ترامپ، اوضاع جهان/گل بود به سبزه نیز آراسته شد!

از کُرک و پَرش اگر چه هی کاسته شد یک باره زد و خواسته ناخواسته شد با آمدن ترامپ، اوضاع جهان گل بود به سبزه نیز آراسته شد در کله اش انگار که گچ کار شده ست از در نرسیده رفته دیوار شده ست کاکل به سرِ راست افراطی که از دنده ی چپ همیشه […]

خواندن ادامه

شعر طنز : نیست بشر هر که به شر خو کند،دست به قداره و چاقو کند

   ۲۵ بهمن ۱۳۹۵    ۱۱:۳۷ ق.ظ    96 بازديد   
1+
   بدون دیدگاه
شعر طنز : نیست بشر هر که به شر خو کند،دست به قداره و چاقو کند

نمره ی اخلاق! آدم اگر خوی بهیمی گرفت فاصله از عقل صمیمی گرفت باده زد از جام هوس مست شد بنده ی ابلیس شد و پست شد کرد چو در مکتب او ثبت نام یاد خدا برد ز خاطر تمام تا که برد بهره ز تعلیم نفس بست کمر از پی تعظیم نفس دامنش از […]

خواندن ادامه

فرمود یکی از فقرا موقع مُردن/ای کاش که کاشانه ی من بود به جُردن

   ۱۳ بهمن ۱۳۹۵    ۶:۱۹ ب.ظ    191 بازديد   
3+
   بدون دیدگاه
فرمود یکی از فقرا موقع مُردن/ای کاش که کاشانه ی من بود به جُردن

کاشانه ی جردن! فرمود یکی از فقرا موقع مُردن ای کاش که کاشانه ی من بود به جُردن وانگاه مرا پیشه به دنیای دنَی بود از ثروت ملّی همه جا بردن و خوردن کارم پی بارم به موازات هوس بود هی پول در آوردن و هی سکّه شمردن از چار جهت تحت فشارات عجیبم نازم […]

خواندن ادامه

شعر طنز : نیمه شب بگذشت و من در حسرت شامم هنوز!

   ۸ بهمن ۱۳۹۵    ۶:۱۲ ب.ظ    149 بازديد   
1+
   بدون دیدگاه
شعر طنز : نیمه شب بگذشت و من در حسرت شامم هنوز!

هنوز که هنوز است؟! شعر طنز حمید آرش آزاد نیمه شب بگذشت و من در حسرت شامم هنوز شصت سالی سوختم مخلص، ولی خامم هنوز چون که بودم بچه ی آدم، بسی گولم زدند از پی یک مشت گندم، بنده در دامم هنوز از بزرگان بس که ارشادات جدّی (!) دیده ام چون که یادش […]

خواندن ادامه

شعر طنز : دلبران با اودکلن خود را معطر می‌کنند

   ۴ بهمن ۱۳۹۵    ۱:۱۶ ب.ظ    232 بازديد   
4+
   بدون دیدگاه
شعر طنز : دلبران با اودکلن خود را معطر می‌کنند

چه خوب می‌کنند؟! دلبران با اودکلن خود را معطر می‌کنند با چنین ترفند، گل را خاک بر سر می‌کنند طول و عرضِ بینیِ خود را چو کاهش می‌دهند آن کدو را نیک با فندق برابر می‌کنند پاچه‌ی شلوار تا زانوست، یا کوتاه‌تر مانتوی کوتاه و تنگی نیز در بر می‌کنند روسری از شال گردن هم […]

خواندن ادامه

شعر طنز : رفته در شامپو بدن هم مافیا!

   ۳۰ دی ۱۳۹۵    ۱:۲۸ ب.ظ    127 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
شعر طنز : رفته در شامپو بدن هم مافیا!

مافیا! آمده در این وطن هم، مافیا هست در کارِ لگن هم، مافیا نشر و ناشر جای خود، این روزها دیده ام در انجمن هم مافیا! دست های پشتِ پرده کهنه شد آمده توی چمن هم مافیا پول می گیرد برای حرفِ مفت! رفته حتی در سخن هم مافیا! دُورِ افرادِ حسابی جای خود هست […]

خواندن ادامه

فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم/زن ندارم ز همه سلسله ها آزادم

   ۲۷ دی ۱۳۹۵    ۱:۱۳ ب.ظ    225 بازديد   
0
   ۲ دیدگاه
فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم/زن ندارم ز همه سلسله ها آزادم

چند نقیضه با مدد از حافظ شیرازی اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را ازو پرسم که شیرازی چگونه ترک گردیده * دیریست که دلدار پیامی نفرستاد شب نیمه شد و لقمه ی شامی نفرستاد * پیرانه سرم عشق جوانی بسر افتاد پالان خرم شل شد و یارم ز خر افتاد * […]

خواندن ادامه

هر چه لازم بوده از آغاز وارد کرده ایم/میشد این جا ساخت اما باز وارد کرده ایم

   ۱۶ دی ۱۳۹۵    ۱۲:۲۲ ب.ظ    279 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
هر چه لازم بوده از آغاز وارد کرده ایم/میشد این جا ساخت اما باز وارد کرده ایم

هر چه لازم بوده از آغاز وارد کرده ایم می شد این جا ساخت اما باز وارد کرده ایم دسته بیل از آلبانی، کیسه٘ حمام از نپال با بِرندی کاملاً ممتاز وارد کرده ایم “حاج عبداللهِ پشمک ساز”، طفلک خسته است از همین رو پشمک از قفقاز وارد کرده ایم تا به مردم در تفرج […]

خواندن ادامه

شعر طنز مهریه از طرف پسران و دختران مختلف!

   ۱۲ دی ۱۳۹۵    ۱:۱۱ ب.ظ    196 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
شعر طنز مهریه از طرف پسران و دختران مختلف!

مهریه از طرف پسران مختلف! مکانیک: گذارم عکسِ ماشین روی دیوار برایت می خرم گیربکسِ جگوار زنِ من گر شوی مهریه‌ات را کنم قدری گریس و جعبه ابزار شاعر: سُرایم شعرهای اجتماعی اگر باشد فقط سیگار و چائی! زنِ من گر شوی مهریه‌ات را کنم شش تا غزل با یک رباعی! بدنساز: گذارم داخلِ کیفت […]

خواندن ادامه

شعر طنز یلدای قدیم و مدرنیته

   ۳۰ آذر ۱۳۹۵    ۱:۴۹ ب.ظ    665 بازديد   
0
   یک دیدگاه
شعر طنز یلدای قدیم و مدرنیته

یلدای قدیم: همه در زیرِ کرسی می نشستیم به غیر از تخمه، فندق می شکستیم سماور بود و ایضاً چای تازه کنارش قند با خرمای تازه پدر می خواند با لپ‌های قرمز « مرا عهدی ست با جانانِ » حافظ غذا هم قیمه بود و آشِ شلغم کنارش بود کوکا یا که زمزم یکی از […]

خواندن ادامه

شعر طنز : باز دوباره شب یلدا شده، در همه جا ولوله بر پاشده

   ۲۹ آذر ۱۳۹۵    ۱۲:۲۲ ب.ظ    392 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
شعر طنز : باز دوباره شب یلدا شده، در همه جا ولوله بر پاشده

باز دوباره شب یلدا شده در همه جا ولوله بر پاشده جلوه ی هندونه چه زیبا بود بین همه میوه چه آقا شده خوردن آجیل در این شب روا موسم شیرینی و حلوا شده در شب یلدا که درازین شب است دور همی ها به درازا شده گر همه گوشی به کناری نهند گفت و […]

خواندن ادامه

اشعار طنز صد و سی و ششمین شب شعر طنز در حلقه رندان به همراه تصاویر

   ۲۹ آذر ۱۳۹۵    ۱۲:۱۰ ب.ظ    787 بازديد   
0
   بدون دیدگاه
اشعار طنز صد و سی و ششمین شب شعر طنز در حلقه رندان به همراه تصاویر

صد و سی و ششمین شب شعر طنز در حلقه رندان با اجرای داریوش کاردان در سالن سوره حوزه هنری برگزار شد و شاعران شعر های خود را برای مخاطبان خواندند. به گزارش شیرین طنز، به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری در ابتدای این برنامه ناهید نوری به شعر خوانی پرداخت: هست در کشور ما […]

خواندن ادامه

شعر طنز : شب یلداست و ما یکسره تر در گوشی

   ۲۷ آذر ۱۳۹۵    ۳:۵۲ ب.ظ    526 بازديد   
0
   یک دیدگاه
شعر طنز : شب یلداست و ما یکسره تر در گوشی

شب یلدا شب یلداست و ما یکسره تر در گوشی ظاهرا دور هم اما دل و سر در گوشی این طرف، پوپک و پروانه بپَر در تبلت آن طرف، میثم و مسعود دَمر در گوشی پارمیدای بلا برده، به کل نیست شده رفته با دست و سر و پا و کمر در گوشی خان عمو […]

خواندن ادامه

برو به ابتدای صفحه