گفتگو با خالق انیمیشنهای طنز حیات وحش+فیلم


   ۱۹ شهریور ۱۳۹۳    ۱۱:۰۱ ب.ظ    6134 بازديد    یک دیدگاه

علی درخشی (۱۳۵۵ در تهران) کاریکاتوریست ایرانی است. او دانش‌آموخته رشته ارتباط تصویری از دانشگاه آزاد اسلامی است. او کاریکاتور را به صورت حرفه‌ای از مجله طنز و کاریکاتور شروع کرده و با نشریات دیگری نیز همکاری داشته است. درخشی از فعالان نمایشگاه‌های داخلی و خارجی است. او اکنون با مجله طنز خط خطی همکاری می‌کند.

سبک کاری علی درخشی شدیدا متاثر از جواد علیزاده است چنانکه او در مصاحبه‌ای با مجله طنز و کاریکاتور گفته بود که در دوره‌ای چنان مجذوب این سبک شده بوده که سبک‌های کاریکاتور را به دو سبک جواد و غیر جواد برای خودش تقسیم بندی میکرده. مجموعه انیمیش‌های محبوب انقراض یا در حقیقت انیمیشن حیات وحش از جمله کارهای موفق اوست.

خانم مریم ثابت قدم در سایت انیمیشن دیتا گفتگویی با ایشان انجام داده که در ادامه می خوانید.

مریم ثابت قدم : از خودتان بگویید و بفرمایید از چه زمانی به عرصه هنر پیوستید؟

علی درخشی : من یک جا نیز به شوخی به این موضوع اشاره کرده ام که در سال ۱۳۵۵ به دنیا آمده و از همان اوان کودکی به نقاشی علاقه داشتم. و چون به حرفه دیگری آشنا نبودم ؛ لذا هیچ برهه هیجان انگیز دیگری را تجربه نکردم. خیلی زود بزرگ شدم و به سال ۱۳۷۰ رسیدم . در آن سال ، کاریکاتور را برگزیدم . از آن پس کار حرفه ای من نیز آغاز شد .

دلیل خاصی دارد که در پروژه ای که به زعم خودتان هفت نفر مشغول به فعالیت بوده اند ، اغلب مسئولیت ها را بر عهده گرفتید؟

به چند دلیل که یکی از آنها جنبه شخصی دارد . زیرا مایل هستم به آنچه که پیش از این تجسم کرده ام ؛ نزدیک تر شوم. دلیل بعدی ؛ رویکرد مالی است . به ویژه آنکه سیستم جاری صبا ، هر نفر را مجبور کرده که چند مسئولیت حرفه ای را به دوش کشد. و خب مسئله بعدی ، آن است که در شاخه ای که من در آن کار می کنم ؛ به ندرت نیروی فعال و با صلاحیت قابل مشاهده اند.

این پروژه از چند قسمت برخوردار است؟

قرار بود ۵۲ قسمت باشد که ولی ما تنها ۱۷ قسمت آن را کار کردیم و سپس کل پروژه رها شد.

ک ویژگی خاص در این پروژه ؛ برخورداری از طنزی شاد و مفرح بود که به ویژه در هفتمین جشنواره پویانمایی نیز با بازخورد خوب تماشاچیان مواجه شد. از آنجا که استوری برد آن توسط شما انجام شده ؛ پس ایده پردازی اش با شما بوده است. چه ملاکی را در هنگام نوشتن فیلمنامه این مجموعه مد نظر داشتید؟

من همیشه عاشق حیوانات بوده ام. همیشه مایل بودم در زمینه حیات وحش کار کنم و خب ؛ شوخی نیز یکی از جنبه های لاینفک کار من بشمار می آید ؛ زیرا به شدت علاقه مندم که مخاطب خود را تحت تأثیر قرار دهم و البته اینکار را تنها با شوخی محقق می سازم. این پروژه برایم ایده آل بود و آنزمان که فرصتی پیش آمد و آقای ابولحسنی، تولید کننده آن از شرکت نسل اندیشه سبز پیشنهاد دادند که کارهای کم هزینه و با تولید بیشتری را سامان دهیم؛ من هم با این ذهنیت که می توان به تولیدات بالاتری دست یافت ؛ آن را پذیرفتم. اما از آنجا که دوست ندارم به آنچه که بدان اعتقادی ندارم عمل کنم ؛ لذا طبق هزینه معلوم شده قادر به پیشبرد کار نشدیم. و مسلماً به سمت و سویی رفتیم که در حال حاضر شما مشاهده می کنید و اینچنین پروژه به اتمام رسید.
جالب است بگویم که اینکار از استانداردهای خوبی بهره مند بود که ما را قادر می ساخت هر دو هفته یکبار آن را به پخش عمومی قرار دهیم.

هم اکنون هیچ اسپانسری برای پخش سراسری آن وجود ندارد؟

راستش این انیمیشن ، خیلی جدی گرفته نشد . گرچه تهیه کنندگان بسیاری آن را دیدند ؛ اما نتیجه مطلوب حاصل نشد . از ابتدا هم قرار نبود در جشنواره داخلی شرکت کند.

حیات وحش علی درخشی

آیا دلیل خاصی داشت؟

راستش خیلی مایل بودند که در بخش بین الملل بر آن سرمایه گذاری کنند. ولی به هر دلیلی این اتفاق نیافتاد و با تغییر سیاست شرکت نسل اندیشه سبز ، دریافتم که ممکن است حتی زحماتی که برای این انیمیشن متحمل شدیم نیز ضایع شود. لذا تصمیم گرفتم برای جشنواره پویانمایی امسال ، بخشی از این پروژه یعنی سه قسمت از مجموعه را ارائه دهم. البته حدس می زدم که مورد استقبال قرار گیرد ؛ اما نه تا این اندازه که دو سه جایزه را نیز به خود اختصاص دهد.

ابت قدم : چه جوایزی را به خود اختصاص داد؟

اولین جشنواره ای که آقای ابوالحسنی بخشی از این پروژه را ارائه دادند ؛ جشنواره انیمک چین بود که البته بصورت فیلم خام و بی هیچ زیر نویسی به آنجا ارسال شد. علی رغم اینها ، توانست جایزه هیأت داوران را اخذ کند. این بدان معنا بود که تنها شوخی ها برای مخاطب جذاب نبوده و تکنیک موجود در کار نیز بر بیننده تأثیر گذار بوده است.سپس در هفتمین جشنواره پویانمایی شرکت کردیم و چه در بخش داخلی و چه در بخش بین الملل ، عنوان بهترین مجموعه تلوزیونی را به آن اختصاص یافت. گوینده توانمند آن یعنی آقای محمدرضا علیمردانی نیز به دلیل خلاقیت در بداهه گویی مورد تقدیر قرار گرفت.

کی از نکاتی که چندی پیش توجه ام را به خود جلب کرد ؛ پخش سراسری دی وی دی یکی از فیلم های کوتاه انیمیشنی یک هنرمند آلمانی در آن کشور بود. فکر می کنید در ایران چه راهکارهایی برای تبلیغات بیشتر را می توان پیشنهاد داد؟

ببینید! ؛ اواسط کار این پروژه نیز آن را برای شبکه دی وی دی خانگی مناسب دیدم. اما هیچ گاه اقدام جدی در این حوزه تحقق نیافت. شاید یکی از معایب کار این باشد که برای ارائه تبلیغات مناسب ، تنها “کیفیت” لحاظ نمی شود و این “رابطه ها ” است که سرانجام یک پروژه را مشخص می کند.

از روند پروژه و عواملی که در آن نقش عمده ای ایفا کردند بگویید؟

در این پروژه ، با اینکه تلاشم این بود که بطور شخصی کار کنم ؛ با اینحال دست پرسنل را آزاد گذاشتم تا همه عوامل تولید ، خلاقیت های خود را بروز دهند. لذا در طراحی ، کارم به سمت و سویی کشیده شد که آقای مهران ایرانلو برای فعالیت شان لحاظ کرده بودند . زیرا طراحی من به نوعی تخت است ؛ در حالی که مهران از طراحی های قوی تری نسبت به من برخوردار است. و این ، یکی از نقاط قوت اینکار بود.
بعلاوه ، همراهی با هوتن پورزکی که صاحب ایده های فراوانی در موسیقی است باعث افزوده شدن افکت های صوتی به این مجموعه شد. من هرگز تصور نمی کردم که اکثر افکت ها رئال باشد. من می خواستم مستندی بسازم که بیننده را با شوخی هایش درگیر کنم ؛ حتی نام انیمیشن را برا آن ننهادم . با این وجود ، این افکت ها به فضا سازی آن کمک شایانی کرد . متاسفاته سرمایه لازم جهت ساخت موسیقی منحصر برای این پروژه را در اختیار نداشتیم ؛ در غیر اینصورت به قابلیت های دو چندان آن می افزود.
در بخش دوبله نیز مدت ها است که دوستمان آقای علیمردانی را می شناسم و بر اساس صدای ایشان ، فیلمنامه را نگاشتم. و فکر می کنم با آنکه با وسواس زیادی اینکار تحقق یافت ولی موفقیت تأثیر گذاری دوبله آن را مدیون ایشان باشم و لذا همواره به ایشان اعتماد دارم. البته اعتقاد دارم وقتی یک پروژه می تواند موفقیت آمیز تعبیر شود که به تدریج چیزهای دیگری نیز بدان افزود.
از قسمت دهم به بعد مریم صفاتی به جمع ما پیوستند و ما را در طراحی بک گراند صحنه ها یاری دادند. کارشان بسیار خوب بود و در حال حاضر هم که در آمریکا هستند.
نعیم تدین و ندا معتمدی نیز در طراحی کلید و میانی و قلم گیری در این پروژه ما را یاری رساندند.

مرحله استوری برد تا تولید چه مدت زمان بطول انجامید؟

روال کار خیلی ساده پیش رفت. در واقع بدون هیچ پیش تولیدی این پروژه کلید خورد و آنچه که به تصویر کشیده شد ؛ متأثر از تجسم های دوران کودکی ام بود. حتی می توانم بگویم که طرح های این پروژه نوعی اتود بود . زیرا طرح هایی به مراتب پیچیده تر در ذهن دارم و لذا این پروژه را نقطه عطفی برای تجسم بخشی از ایده ها و طرح هایم می دانم. در ابتدا با زندگی زرافه ها کار آغاز شد و به دلیل مهارتم در عرصه کاریکاتور ، ذهنم به سرعت به نتیجه مطلوب رسید. یک روزه استوری برد آن تکمیل شد و دو هفته بعد نخستین قسمت آن آماده شد. بعد از دو سه ماه نیز سبک کار مشخص گردید. بعلاوه در این پروژه سعی کردیم که هر قسمت از این مجموعه متفاوت از قسمت های دیگر و گامی رو به جلو باشد. لذا مایل هستم اگر قرار شد که روزی این پروژه به نمایش در آید ؛ از همان قسمت های اولیه مشاهده شود. اگر بیننده قسمت های قبلی را دیده بود ؛ شاید برخی از شوخی ها جذاب تر هم نمود می یافت. اما در جشنواره ، و در زمان اکران قسمت هایی از آن ، حقیقتاً بیننده نمی دانست جریان چیست و باید بخندد یا تعجب کند؟ لذا بسیاری از شوخی ها در حین اکران سوخت و به چشم نیامد.

آیا در طرح های آتی خود باز هم حیات وحش را ملاک کار خود قرار خواهید داد؟

بله حتماً. زیرا از دوران کودکی تحت تأثیر انیمیشن هایی نظیر پلنگ صورتی بوده و همواره به حیوانات علاقه وافری داشته ام. حتی آن سالیانی که کارهای دیزنی پخش میشد به شدت مرا تحت تأثیر قرار می داد. علاقه مندی من به حیوانات از این جهت است که من رفتار ساده بشری را در حیوانات می جویم. انسانها همواره درگیر استدلال و منطق هستند و اگر انسان حذف شود دیگر این موجودات خنده دار نیستند. انسان بدون اندیشه ، همان ویژگی مشابه جانوران را داراست و از خشم و نفرت و عشق سرشار است. حال آنکه حیوانات بدون هیچ ژست فلسفی مآبانه ، خصوصیات دلنشین مشترک میان انسان و حیوان را بروز می دهند. من گربه ای داشتم که از تولگی آن را بزرگ کرده بودم .برایم جالب بود وقتی باو بی توجهی می کردم ؛ این گربه روی کاغذهای استوری برد من لم می داد و من در می یافتم که اشتباه نمی کنم و این موجود مرا می فهمد و با من ارتباط برقرار می کند ؛ لذا در تیتراژ پروژه ، گربه ام با نام ” کاموا ” را بعنوان ناظر کیفی پروژه معرفی کرده ام .
به هر حال ، مجموعه این چیزها و تأثیر پذیری از انها باعث شد گرافیک کارم به این سمت کشیده شود . ولی آنچه که همواره مرا می آزارد این بود که به ندرت کاریکاتور و کارهای ارزشمند و خوب ایرانی به چشم می خورد .

فکر می کنید دلیل این امر چیست؟

دلیل اش این است که خیلی به گذشته مان وابسته ایم و بدان دل خوش کرده ایم. اگرچه اجداد ما خلاق و با استعداد بوده اند ؛ اما ما تنها نان مشقات شان را می خوریم . من دوست دارم کاری انجام دهم که مفید و ارزشمند باشد . اگرچه گاهی مرا محکوم می کنند که کار من ایرانی نیست . به ویژه در عرصه تصویرگری به من و امثال من هرگز بهایی داده نمی شود.

به چه دلیلی فکر می کنند کار شما ایرانی نیست ؛ مگر قرار است دارای چه ویژگی باشد؟

چون فاقد ” بته جقه ” معمول همیشگی است. حتی من اینها را در فضای بصری کشورمان نوعی سم می دانم. بعلاوه در کارم همواره به نقش تحرک و پویایی بها داده ام ؛ حال آنکه انبوهی از کارهای تصویرگران امروز مناسب ژانر کودک نیست و به درد آدمهایی می خورد که مسخ شده اند ؛ گویی حرکت و خلاقیت ممنوع است ! اگرچه خودم ادعای تصویر گری ندارم , ولی لااقل می دانم که می توانستم تأثیر گذار باشم ؛ ولی متاسفانه آن جور که باید باشد فضایی در اختیار من و امثال من قرار نگرفت. شاید تنها خوش شانسی این بود که آقای ابوالحسنی در ارائه ایده هایم مرا آزاد گذاشتند. منهم این فرصت را مغتنم شمردم و با اینکه از نظر مالی سودی از این پروژه عایدمان نشد؛ حداقل بخشی از آرزوهایم را جامه عمل پوشاندم. ولی به جرأت می توانم بگویم که کارهایی به مراتب بهتر از این می توان در صنعت انیمیشن ایران انجام داد.

آیا با کاراکترهای انیمیشنی خود نیز همانند گربه خانگی خود تعامل می یابید؟

به شدت . در حقیقت با این کاراکتر ها زندگی می کنم. همیشه می گویم اگر بهشتی برایم باشد دوست دارم همانند آنچه در کارهایم به تصویر کشیده ام ؛ باشد و با شخصیت هایی که در ذهن دارم روبرو شوم.

فکر می کنم با به تصویر کشیدن یک جهان فانتزی و شوخ طبعانه برای موجوداتی که شاید از طبیعت خشن تری در حیات وجش برخوردار باشند ؛ دنیای فانتزی را با واقعیات طبیعی عجین کردید. درست است؟

من از کمی اغراق در کارم بهره می گیرم. اینکه ما با شوخی هایی که با این کاراکترها می کنیم و به نوعی حالش را می گیریم و آن را ضایع نشان می دهیم ؛ علی رغم اینکه با اغراق همراه است ؛ اما شاید در فضای رئال و واقعیت حیات وحش هم اینچنین باشد. حتی وقتی ” کاموا” از پنجره می افتاد ؛ خجالت می کشید و به لیس زدن خودش مشغول می شد ؛ گویی در صدد تغییر فاز خود بود. می توانم به حقیقت بگویم همین موجوداتی که شاید از نظر ظاهری با ما خیلی متفاوت جلوه می کنند ؛ همانند ما می ترسند ، خجالت می کشند و ضایع هم می شوند.

در حین فعالیت بر روی پروژه چه تجربیات تلخ و شیرینی را کسب کردید؟

خیلی خوب بود. از آن جهت که در این پروژه از شعار و درس اخلاق خبری نیست. فکر می کنم این کار خیلی هم آموزنده تر از کارهای دیگر باشد. حداقل از منظر بصری دارای گرافیک خوبی است و مردم از آن لذت خواهند برد و کارشناسانی که در حوزه طراحی مشغول به فعالیت هستند ؛ کاری را مشاهده خواهند کرد که کمتر با مشابه آن مواجه هستند. بدون شک نکات مثبت و آموزنده آن بسیار بوده است .
در مجموع ، من همواره یک زمان بندی هدفمند را در کار و زندگی خود مد نظر قرار داده بودم : اینکه به طور مثال در سن ۳۵ سالگی باعث اتفاق تازه ای بشوم. دیدن این پروژه مرا راضی کرد و خب می دانید ! وقتی هنوز اغلب مردم ایران آن را ندیده اند یعنی اینکه ۵۰ % مسیر همچنان باقی است. ولی آنچه حائز اهمیت است ؛ حضور کارم در این جشنواره ها بر اساس معیار زمانبندی ام سی و پنج سالگی ام پیش رفت و این بسیار روحیه بخش بود ؛ زیرا سال سخت و دشواری را بواسطه عدم گرفتن پروژه و عدم سرمایه گذاری لازم برای تداوم کار شرکت سیاره نارنگی ، سپری کرده بودیم. می دانید ! ما شرکتی داشتیم که در حدود سی انیماتور در آن مشغول به فعالیت و آموزش بودند و متاسفانه همه چیز بر باد فنا رفت! با این وجود این پروژه و دستاوردی که به همراه داشت باعث شد که برای پیشبرد مسیر جدید ، ایده های جدیدتری را تحقق ببخشم.

من که شخصا عاشق این انیمیشن ها هستم، راستش را بخواین یه کمی هم با نرم افزار مایا که یکی از نرم افزارهای تولید انمیشنه، کار کردم.

در ادامه می توانید

مجموعه کامل انیمیشن های حیات وحش

را ملاحظه کرده و لذت ببرید :

شتر مرغ ها


شیرها

کوسه ها

انقراض

عقاب ها

خرس های قطبی

کفتارها

گرازها

گورخرها

فیل ها

فلامینگوها

بزهای کوهی

آفتاب پرست

0
اشتراک گذاری :

لینک کوتاه شده این نوشته :
http://shirintanz.ir/?p=5305

دیدگاه‌ها (۱)

آدرس بازتاب فید دیدگاه ها

  1. اسحاق گفت:

    انمیشن حیات وحش خیلی خیلی قشنگ بود البته دکلمه اش قشنگش کرد با اون نوع صحبت کردن باحالش کاش همش تولید میشد.کاششششششش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه