گفتگو با دکتر عباس احمدی : رشته منابع طبیعی کجا و شعر طنز کجا؟


   ۱۱ تیر ۱۳۹۴    ۴:۴۹ ب.ظ    2813 بازديد    بدون دیدگاه

به گزارش شیرین طنز، به نقل از سایت دیار آفتاب (مرجع اخبار استان مرکزی) به تازگی گفتگویی خواندنی با عباس احمدی شاعر طنزپرداز و سرایندۀ مجموعه‎شعر طنز «دانشگاه‎نامه» انجام داده است و آن را در دو بخش منتشر کرده است. متن کامل هر دو بخش این گفتگو را در ادامه می‎خوانید:

به مناسبت روز بسیج اساتید به سراغ یکی از اساتید دانشگاه آزاد اراک رفتیم. البته استادی که با سایر اساتید فرق ویژه ای دارد آن هم این که این استاد یک نویسنده نیز هست. اما او با سایر نویسنده ها نیز تفاوت دارد. چرا که او نویسنده طنازی است که برای خود مقبولیت و محبوبیتی دارد.

البته باید گفت شاید اکثر مردم استان مرکزی او را نشناسند اما مردم سایر شهرها از جمله تهران و قم و اصفهان به خوبی با او آشنا هستند. اصلا شاید به واسطه حضورش در برنامه قند پهلو همه ایران او و اشعارش را به یاد داشته باشند.

عباس احمدی، عضو هیئت علمی رشته منابع طبیعی دانشگاه آزاد اسلامی و نویسنده اشعار طنز و کتاب های مثنوی دانشجویی، دانشگاه نامه و مخزن الاشرار این هفته مهمان کافه دیار است.

او را می توان این روزها در سه شنبه شعرهای موسسه هنری فرهنگی آیه پیدا کرد. متولد دی ماه ۱۳۵۷ است. لیسانس و فوق لیسانس اش را در دانشگاه تهران گذراند و سپس به عنوان دانشجوی دکترا بورسیه دانشگاه علوم و تحقیقات شد.

در ادامه گفتگوی خبرنگار دیار آفتاب با او را می خوانید.

عباس احمدی

*سلام آقای احمدی. تشکر که دعوت ما را پذیرفتید. بی مقدمه می پرسم. رشته منابع طبیعی کجا و شعر طنز کجا؟
رشته دانشگاهی من منابع طبیعی است اما از دوران کودکی به ادبیات علاقه خاصی داشتم. در کشور ما الزاما رشته تحصیلی هر شاعری، ادبیات نبوده است و اکثرا در رشته های فنی و پایه تحصیل کرده اند. اما منابع طبیعی نیز آنچنان از ادبیات دور نیست و باهم ارتباط دارند.

*دوست داشتید از اول رشته ادبیات را دنبال می کردید؟
به رشته منابع طبیعی علاقه داشتم اما اگر رشته ادبیات را انتخاب کرده بودم شاید مسیر کتاب و شعر را راحت تر می پیمودم. متاسفانه در کشور ما استعدادیابی به موقع صورت نمی گیرد. در برخی کشورها، استعداد افراد در دوران کودکی توسط نظام آموزشی شناسایی می شوند. اما در ایران این موضوع دیر مورد بررسی قرار می گیرد.

*به نظرشما چرا در استان مرکزی شاعر و نویسنده زیادی نداریم؟
البته تخصص من در شعر است. یکی از دلایل آن کمبود جلسات تخصصی است. ما در سال اخیر، جلسات سه شنبه شعر را تشکیل دادیم. به جز این جلسه و یک نشست شعری دیگر، در سطح شهر اراک جلسه تخصصی نداریم. این مسئله برای کلان شهر اراک که ۷۰۰ هزار نفر جمعیت دارد اصلا مناسب نیست. افراد مستعدی در شهر اراک بوده اند اما نمی دانستند برای پرورش استعدادهایشان باید به چه مکانی مراجعه کنند.

آموزش و پرورش نیز در زمینه ادبیات به خوبی استعداد یابی نکرده است. برخی ها را سراغ دارم که اراکی هستند اما توسط موسسه شهرستان ادب تهران شناخته و سپس به نویسندگان اراکی معرفی شدند. چرا نباید در اراک بستر مناسبی برای ارتباط متقابل شعرای طنز وجود داشته باشد؟

*مهمترین وظیفه نهادهای مرتبط با ادبیات از نظر شما چیست؟
این که استعداد نویسنده بومی شهر در همین شهر کشف شود. این مهمترین وظیفه سازمان هایی مثل فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری و موسسات فرهنگی هنری است که این استعدادیابی را مدنظر قرار دهند.

*به نظر شما چرا این خلاء وجود دارد؟
به این دلیل که به طور کلی در کشور و استان مرکزی برای فرهنگ و ادبیات تره خرد نمی کنند. شاید به این دلیل که کار فرهنگی را منحصر به فعالیت در مسجد و برخی نهادها می دانند و بسیاری از گونه های هنری را به رسمیت نمی شناسند.

از طرفی بودجه فرهنگی کشور ما دولتی است و بخش خصوصی در آن وارد نمی شود. لذا برخی از ابعاد فعالیت های هنری مغفول باقی می ماند. البته در چند سال اخیر نهادهایی مانند بسیج هنرمندان وارد شدند که بسیار کمک خوبی به هنر استان کردند.

*آقای احمدی هر سه کتاب شما را انتشارات های خارج از اراک چاپ کرده اند. آیا با ناشران بومی به نتیجه نمی رسیدید؟
متاسفانه در استان مرکزی ناشر وجود ندارد. فقط حوزه هنری اخیرا یکی دو تا کتاب از شعرای استان به چاپ رساند که حرکت خوبی بود. ناشران خصوصی نیز اکثرا زیر بار انتشار آثار نویسندگان جوان و بعضا تازه کار نمی روند.

*یکی از ویژگی های آثار شما به خصوص دانشگاه نامه برخلاف بسیاری از آثار طنازان کشور، داشتن چهارچوبی خاص و سیر تاریخی است. تا چه حد این شیوه را برای طنز مناسب می دانید؟
این دو کتاب وحدت موضوعی دارند و به نوعی سوژه محور هستند. با کمی بررسی متوجه عدم توجه برخی به مشکلات پیرامون مسائل آموزشی ایران شدم. لذا فکر کردم می تواند سوژه خوبی برای طنز باشد. چه اینکه با فضای دانشگاهی بسیار در ارتباط هستم.

البته من قبل از چاپ این اثر مطالبم را به نشریه پنجره برای چاپ می دادم که خوشبختانه استقبال خوبی از آن می شد. همان مطالب را با کمی تغییرات به چاپ رساندم. الآن نیز چاپ اول آن به فروش رسیده است.

*کمی پیرامون روند تاریخی کتاب دانشگاه نامه توضیح دهید؟
درباره روند شکل گیری نهادی همچون دانشگاه مطالعات زیادی داشتم. از مسائل دانشگاه در زمان مشروطه شروع کردم و به انقلاب فرهنگی و مشکلات دانشجویی بعد از آن پرداختم. در این کتاب به دانشگاه هایی همچون دانشگاه علمی کاربردی و پیام نور هم توجه کردم و خواستم با حالتی طنز آمیز، تحلیلی ارائه دهم.

دانشگاه نامه

*و اما مثنوی دانشجویی؟
مثنوی دانشجویی کمی قدیمی تر بود که الآن به چاپ پنجم رسیده است.

*چرا از دانشگاه شروع کردید؟
چون خودم از زمان دانشجویی در جریان مشکلات بخش آموزش بودم. البته دانشگاه موضوعی اجتماعی است که تمام ابعاد از جمله سیاست و فرهنگ را نیز در برمی گیرد. لذا به نظرم سوژه جامعی برای طنز محسوب می شود.

*به نظر شما چرا سرانه مطالعه در استان مرکزی کم است؟ شاخص کتابخوانی را در استان مرکزی چه قدر ارزیابی می کنید؟
سرانه مطالعه استان مرکزی بسیار ضعیف است. در استان قم وضعیت خیلی بهتر است. بیش از ۱۰۰ کتابفروشی در قم فعال است در حالی که شاید فقط یک میلیون جمعیت داشته باشد. در استان مرکزی با جمعیت ۷۰۰ هزار نفری، فقط ۱۲ کتابفروشی فعال هستند. حتی با کمی تحقیق متوجه می شویم بیشتر این کتابفروشی ها، کتاب های درسی عرضه می کنند.

*مردم استان مرکزی تا چه حد با کتاب های شما آشنا هستند؟
با اینکه من اراکی هستم و کتاب دانشگاه نامه را نیز در اراک رونمایی کردم، بعید می دانم بیش از ۲۰۰ جلد از کتاب من در اراک فروش رفته باشد در حالی که فروش این کتاب در شهرهایی چون تهران و قم بسیار خوب بوده و شاهد استقبال مردم شهرهای اطراف بودم. برخی در استان و حتی دانشگاه ها فکر می کنند چنانچه این کتاب را معرفی کنند و یا پیرامون آن شب شعر بگذارند تبلیغی برای من محسوب می شود. اما تبلیغ کتاب های مطرح در کشور کمک به ارتقای فرهنگ کتابخوانیست.

*کتاب های شما به نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رسید؟
بله. کتاب دانشگاه نامه در غرفه شهرستان ادب توزیع شد و الحمدلله حدودا ۵۰۰ جلد از آن فروش رفت. بعد از کتاب های میلاد عرفان پور و برخی طنزپردازان کشوری، کتاب من از جمله پرفروش ترین ها بود. البته کتاب جدید من نیز با عنوان مخزن الاشرار به کمک انتشارات سوره مهر روز آخر به نمایشگاه رسید.

*کمی درباره مخزن الاشرار توضیح دهید؟
این کتاب حدود ۴۰ قطعه شعر در قالب های مختلف غزل، مثنوی، قصیده و حتی رباعی از سال های ۸۵ تا ۹۳ را دربر می گیرد.

مخزن الاشرار

*چرا اشعاراین کتاب را با دو کتاب مثنوی نامه و دانشگاه نامه چاپ نکردید؟چون این دو کتاب نیز در همین بازه زمانی به چاپ رسیده اند.
بله. اشعار مثنوی نامه و دانشگاه نامه نیز در این بازه زمانی سروده شدند، اما به دلیل اینکه فقط مثنوی بودند و وحدت موضوعی داشتند آنها را به صورت جداگانه چاپ کردم. یکی دیگر از دلایل هم جلوگیری قطور شدن کتاب ها بود. چون در عصر حاضر مردم رو به کتاب های کم حجم آورده اند. چه اینکه در داستان نویسی هم داستان کوتاه مرسوم است.

*آقای احمدی، متاسفانه در دوره های متفاوت برخی طنزپردازان به جای اینکه با قلم خود یک معضل اجتماعی را حل کنند، با سرودن هجویات، خود یک معضل اجتماعی تولید می کنند. در منش و کتاب های شما این نوع طنز چه جایگاهی دارد؟
به نظر من شعر طنز به طنز مکتوب و شفاهی تقسیم می شود. بی شک طنز شفاهی مانند برنامه قندپهلو، طرفداران بیشتری پیدا می کند. یکی از آثار برنامه قند پهلو نیز زنده کردن شب شعر طنز در کشور بود. در تهران در هر فرهنگسرایی شب شعر طنز برگزار می شود.
این عرصه اگرچه طرفداران خود را دارد اما گاهی اوقات دچار آسیب می شود. چراکه برخی از طنزهای شفاهی اگرچه خنده دار هستند، ولی مفاهیم مستهجنی را منتقل می کنند. من نام این نوع اشعار را طنز زرد نامیدم.

متاسفانه طنز زرد خیلی شیوع پیدا کرده است. عده ای گمان می کنند طنز فاخر نباید خنده دار باشد در حالی که ما شعرای جوانی همچون امید مهدی نژاد داریم که اشعارش علاوه بر خنده دار بودن، فاخر است. آقای فیض، سعید بیابانکی، سادات موسوی از جمله این افراد هستند. اما بسیاری از طنز پردازان به سمت تخفیف وجه ادبی طنز پیش رفته اند.

متولی حمایت از کتاب های شعرای طنز چه ارگانی است؟
دفتر طنز زیر نظر حوزه هنری متولی این امر محسوب می شود و متاسفانه این بخش در حوزه هنری اراک فعال نیست. در شهرهای قم و تهران نقد و بررسی اشعار طنز انجام می شود. به طور مثال جلسات ماهیانه قم پوز در قم را شرکت می کنم. از این جلسات استقبال زیادی می شود و طنز پردازان زیادی هم در آن شرکت می کنند.

استان اصفهان جلسات نصفهان را برگزار می کند. استان کرمان، آذربایجان غربی هم در این زمینه فعال هستند.
به حوزه هنری پیشنهاد برگزاری این گونه جلسات را دادم اما آنها معتقدند استان مرکزی پتانسیل آن را ندارد. درحالی که به نظرم پتانسیل آن وجود دارد.

*در سه شنبه شعر مجموعه هنری آیه به طنز هم می پردازید؟
این جلسات در مجموع به شعر می پردازد و برای حضور طنزپردازان هیچ گونه ممانعتی وجود ندارد. اما به صورت تخصصی به شعر طنز پرداخته نمی شود.

*تا به حال به عنوان مدرس کلاس های آموزش سرودن شعر طنز برگزار کردید؟
تا کنون دو سری کارگاه طنز در اراک تشکیل دادم. یک کلاس نیز در تبلیعات اسلامی برای ۱۰ الی ۱۵ طلبه که استعدادهای زیادی داشتند، برگزار کردم.

*در روز چندساعت مطالعه غیردرسی می کنید؟
اهل مطالعه هستم. هزینه زیادی نیز برای خرید کتاب درنظر می گیرم. سعی دارم که فرهنگ کتابخوانی را به فرزندانم نیز آموزش بدهم برای همین برای آنها کتاب های زیادی تهیه می کنم.

*آقای رضا رفیع در حلسه بررسی و نقد کتاب دانشگاه نامه گفتند شما فرزند انقلاب هستید. چرا؟
(با خنده)من متولد دی ماه ۵۷ هستم. البته صحبت ایشان دو وجهی بود. یک وجه آن تاریخ تولد من است. اما وجه دیگر نظر به جهت گیری فکری من دارد. عده ای شعر طنز را دست مایه ای برای تضعیف نظام قرار داده اند اما من و امثال من سعی می کنیم که با زبان طنز مشکلات را نه برای تخریب بلکه برای حمایت گوشزد کنیم. یکی از محصولات انقلاب، پرورش شاعر انقلابیست. شاعری که تفکر انقلابی دارد.

*به نظر شما ویژگی های هنر متعهد چیست؟
هنری که نتیجه انقلاب اسلامی باشد. هنر متعهد ابتدا باید به خودش تعهد داشته باشد. شعر متعهد باید به ساختار شعری خود پایبند باشد.

ادبیات افراد متعهد باید قوی باشد. شعر و داستان ضعیف را نباید در زمره هنر متعهد جای داد چون کار ضعیف مورد انتقاد به اصطلاح روشنفکران قرار می گیرد. اما اگر افراد متعهد و قوی مانند رضا امیرخانی در حوزه داستان و ناصر فیض در زمینه طنز که پس زمینه مذهبی دارند، در حوزه ادبیات مطرح شوند به تبع آن ادبیات انقلابی نیز تعالی پیدا می کند. در ثانی هنر متعهد هنری است که دغدغه اجتماعی مثبت داشته باشد.

*نگاه شما به طنز یک نگاه تفننی است و یا آن را وسیله ای برای طرح مشکلات اجتماعی می دانید؟
در دوران دانشجویی که طنز می نوشتم، جشنواره و تشویقی در کار نبود. بیشتر دغدغه داشتم که به نوعی صحبتم را در دانشگاه مطرح کنم که نشریات دانشگاه تهران این بستر را برای من ایجاد می کرد. حتی برخی از ابیات مثنوی دانشجویی، همان اشعار چاپ شده من در نشریه دانشگاه است.

*آیا اشعارتان منجر به تغییر و اصلاح امری شده است؟
در دوران دانشجویی این موضوع بیشتر نمود داشت. همین که مشکلات را در نشریه مطرح می کردیم تحرک در دانشگاه بیشتر می شد.

*شما برای دلتان هم شعر می گویید؟ یا صرفا موضوعات اجتماعی را مدنظر قرار می دهید؟
من شعر شخصی ندارم. البته این حُسن نیست. اما شاعر اجتماعی کسی است که دغدغه های کلی و کلان جامعه را نگاه کند.

*تا به حال شعر سفارشی سرودید؟
به آن معنا نه. برای اهل بیت اشعاری را سرودم که از جمله افتخاراتم هست. در دوران انتخابات یکی از کاندیداها شعری برای ستاد خود به من سفارش داد اما قبول نکردم. البته اگر کار سفارشی با عقیده شاعر همسو و منطبق باشد، چرا که نه؟

*فکر می کنید برای حل چه موضوعاتی می توان از طنز بهره برد؟
در خیلی موضوعات. در مخزن الاشرار درباره تخریب محیط زیست نیز شعر طنز نوشتم. حتی در موضوعاتی که اصلا راه طنزپردازی ندارد، می توان طنز گفت.

*مثلا؟
مثلا من درباره ترور دانشمندان هسته ای طنز نوشتم. در نشریه سه نقطه که زیرنظر حوزه هنری تهران است، ستونی با عنوان سیکرت گاردین، نقیضه ای بر گلش راز شبستری، سری موضوعاتی را باز کردیم که شاید طنزنوشتن پیرامون آنها غیرممکن یا خیلی سخت باشد. مثلا درباره اسلام هراسی، فرقه های ضاله، داعش، تکفیری ها، وهابیت و بهاییت طنز نوشتیم.
طنز متعهد در این قبیل کارها بسیار مشکل است. شاعری می شناسم که در شعر شفاعی خود، در مقایسه ای بی منطق پیرامون آمار بارندگی ایران و اروپا، نماز باران را به استهزاء گرفته بود. در حالی که این مسائل کاملا علمی است.

*چرا این گونه طنزها را ترویج می دهند؟
(با خنده) شاید زندگی به آنها فشار آورده است.

*اگر زندگی به شما نیز فشار بیاورد از این دست اشعار می نویسید؟
(باخنده) معلوم نیست. عاقبت به خیری مهم است.

*در استان مرکزی نشریات طنز ظهور و بروز کمتری دارند. فکر می کنید چرا؟
چون انتشار نشریه نیاز به اسپانسر و وضع مالی خاص دارد. البته به نظرم طنز عطش فکری دارد و مخاطبان خود را پیدا می کند. نشریه استانی مجنون از هشت صفحه یک صفحه کامل را به طنز اختصاص داده است. البته صاحب امتیاز، این اشعار را از اینترنت دریافت و بدون درج نام شاعر چاپ می کند. به جز این نشریه من متون طنزی در نشریات استان ندیدم.
سایر استان ها مانند خراسان، اصفهان نشریاتی طنز با حمایت شهرداری منتشر می کنند و در آن به موضوعات و معضلات شعری می پردازند. اما آیا در استان می توان این کار را انجام داد؟

*بیشتر به اشعار کدام شاعرعلاقه دارید؟
به ناصر خسرو به دلیل اشعار قدرتمندی که دارد و وحشی بافقی به دلیل جسارت زبانی و عاشقانگی خاصی که در اشعارش هست علاقه دارم. البته اشعار صائب نیز بسیار زیبا هستند. از شاعران معاصر آقایان جلیل ابوترابی، ابوالفضل زروریی نصر آباد، سعید بیابانکی نیز در زمره شعرای خوب و مورد علاقه من هستند.
از شعرای قدیمی تر نیز عبید زاکانی و عمران صلاحی نیز شعرای خوبی هستند.

*آیا به نظر شما اشعار عبید زاکانی در زمره طنز فاخر محسوب می شود؟
خوب شرایط اجتماعی دوران عبید زاکانی بسیار با امروز فرق داشت. او در دوران خفقان مغول می زیسته لذا سعی داشت مشکلات را به زبان طنز بیان کند. چه اینکه در اشعارش می گوید: رو مسخرگی و مطربی آموز، تا داد خود از مهتر و کهتر بستانی. اگر برخی مسائل را جدی می گفت به شدت تحت فشار قرار می گرفت.
عبید زاکانی رساله هایی مانند موش و گربه دارد که غنی از تمثیلات است. به همین دلیل پدر شعرطنز فارسی محسوب می شود.
شعرای قدیم ما هجویات زیادی داشتند. مثلا در برخی از اشعار سعدی ابتذال وجود دارد تا جایی که یکی از منظومه های وی مشحون از کلمات رکیک است که این موضوع به دلیل شرایط نامساعد اجتماعی دوران زندگی شعراست.
بعد از سعدی، ایرج میرزا با زبان فارسی روان طنز می سراید. اگرچه ایشان هم علیرغم خدمات بزرگی که به طنز ارائه کرده، هجویات و حذفیات منفی نیز دارد.
اسم یکی از خیابان های مشهد، ایرج میرزا بود که متاسفانه به دلایلی نام خیابان را عوض کردند. این کار درستی نبود چراکه باید نقاط قوت مفاخر را پررنگ جلوه دهیم.
ایرج میرزا آغازگر طنز نوین در ایران است. نقشی که جمال زاده در حوزه ادبیات داستانی دارد ایرج میرزا در حوزه طنز ایفا کرد.

*پیشنهادتان به جوانانی که قصد ورود به این حوزه دارند، چیست؟
جوانان اگر استعداد و نمکی در آثارشان داشته باشند بهتر است ورود پیدا کنند. شاعر طنز خیلی کم داریم. افرادی که طنز را جدی بگیرند کم داریم. اگر استعداد دارند وارد شوند. به نظرم این عرصه جای کار دارد. البته باید تخصصی ورود پیداکنند تا پراکنده کاری نباشد.

*طنز در جنبه های زندگی شما به ویژه شغلتان بروز داشته است؟
متاسفانه سیستم ادارات ما نقدپذیر نیست و این مسئله در دانشگاه آزاد شاید شدیدتر هم باشد. سعی کردم روحیه ام را در دانشگاه آزاد حفظ کنم البته در این خصوص ضرر های زیادی متحمل شدم. در دوران دانشجویی نیز به دلیل فعالیت های فرهنگی ضربه های زیادی خوردم.

*اگر بخواهید بین شغل و شعر یکی را انتخاب کنید کدام یک را از زندگی خود حذف می کنید؟
رشته و شغلم تضادی با شاعری ندارد. اما در این دوره با شعر و شاعری نمی توان زندگی کرد. منطقا رشته و شغلم را انتخاب می کنم. چون در ایران بر خلاف سایر کشورها، نویسندگی و شاعری شغل محسوب نمی شود. از طرفی هنر در ایران با تنبلی عجین است. این روحیه در هنرمندان وجود دارد.

*آفت نویسندگی و شاعری چیست؟
در هنر غرور، عدم مطالعه و خود بزرگ بینی آفت بزرگی محسوب می شود و بزرگتر از آن نداشتن ثبات عقیده است. چون گاهی اوقات شاعر به دلایل معیشتی مجبور به تملق از یک دولت و بدگویی از دولت دیگر شود. لذا به نظرم افرادی که با ادبیات سرو کار دارند حتما باید یک شغل دیگر هم داشته باشند تا اشعارشان تحت تاثیر مسائل معیشتی قرار نگیرد.

*یک استاد خوب باید چگونه دانشجو را تربیت کند؟
سعی می کنم در کلاس ها، گریزی به مسائل مطرح روز بزنم چون معتقدم تعلیم و تربیت با هم است. وظیفه استاد مصداق بارز امر به معروف است. چون دانشجو به استاد نگاه ویژه تری دارد. علاوه بر آن به نظر می رسد پندهای اخلاقی یک استاد کشاورزی بیشتر از استاد معارف تاثیر دارد.

*از اینکه این فرصت را در اختیار ما قرار دادید متشکریم. صحبت پایانی شما؟
تشکر می کنم که به بخش ادبیات به ویژه شعر طنز استان مرکزی اهمیت می دهید. امیدورام این اقدام فتح بابی برای حضور سایر نهادها در این عرصه شود چراکه فضای شهر تنها یک کالبد سیمانی و آهنی نیست و باید به روح آن که ادبیات و فرهنگ است توجه شود.
منبع : شهرستان ادب

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :


لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=9933

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه