گفتگو با اسماعیل امینی درباره زنده یاد عمران صلاحی


   ۲ آبان ۱۳۹۶    ۱۲:۴۱ ب.ظ    121 بازديد    بدون دیدگاه

گفتگوی دفتر طنز حوزه ی هنری با اسماعیل امینی درباره زنده یاد عمران صلاحی

آی نسیم سحری

* کمی از عمران صلاحی و آثارش برایمان بگویید.

عمران صلاحی، بیش از آن که طنزنویس باشد، شاعری بزرگ است. بی‌تردید یکی از سرآمدان شعر امروز ایران عمران صلاحی است. هم از نظر زبان و بیان قوی در شعر و هم از نظر نگاه و اندیشه و عاطفه و کشف، شعرهای طراز اول دارد. از همه مهم‌تر نسبتی است که میان شعرهای او و زندگی و تجربه‌های خاص و عینی وجود دارد.

در آثار فکاهی و طنز عمران، همین پیوستگی میان زندگی امروز و تجربه‌های خاص و عینی است که بسیار چشم‌گیر است. افزون بر این‌ها، گستردگی حوزۀ مطالعاتی او و آشنایی‌اش با متون ادب فارسی، موجب غنای زبانی و بلاغی شعر و نثر اوست.

عمران، افزون بر کتاب‌هایش، مقدار زیادی مطالب مطبوعاتی دارد که هنوز به صورت جامع منتشر نشده است. همت و جدیت فرزندان او برای سامان‌دهی و انتشار آثارش، بسیار ارزشمند است.

* چه شگردهایی در طنزپردازی، بیشتر در آثار طنز عمران صلاحی مورد استفاده قرار گرفته؟

شگردهای طنزنویسی در آثار او بسیار متنوع است و از آن میان دو ویژگی، نمایان‌تر است؛ یکی علاقه‌اش به بازآفرینی شوخی‌های متداول در زبان مردم کوچه و بازار، که البته با رندی‌های خاص بلاغی، دامنۀ تأویل آن‌ها را گسترش می‌داد، درست مانند برخی آثار عبید زاکانی و دیگر، استفاده از ظرفیت‌های زبانی برای طنزآفرینی، به جای تکیه کردن بر تیپ‌سازی و شوخی‌های دم دستی.

* به نظر شما برجسته‌ترین ویژگی طنزهای عمران صلاحی چه بود؟

عمران صلاحی فقط طنز نمی‌نوشت، به فکاهی نوشتن نیز تسلط داشت و خیلی شیرین و دل‌نشین می‌نوشت. ویژگی برجستۀ آثار او، جزیی‌نگری و توجه به عناصر و رخدادهای واقعی و عینی است و بازآفرینی آن‌ها به نحوی که قابلیت تأویل و تطبیق با احوال گوناگون را داشته باشند.

* فکر می‌کنید شخصیت و روحیات عمران صلاحی چه تاثیری در آثارش داشت؟

این تاثیر قابل ارزیابی نیست. من که این اقبال را داشتم از نزدیک با او دوستی و مصاحبت داشته باشم، می‌گویم که وجه بارز شخصیت و آثار عمران، راستی، مهربانی و عشق به هستی و انسان‌ است.

* زبان مادری عمران صلاحی ترکی بود و به این زبان کتاب هم دارد. فکر می‌کنید فرهنگ و ویژگی‌های زبان ترکی در آثار فارسی ایشان هم تاثیر داشته؟

آثار ترکی او، نشانگر آشنایی و انس او با فرهنگ مردم و آثار هنری ترکی است. عمران علاوه بر زبان ترکی آذربایجانی، به زبان ترکی استانبولی هم مسلط بود و آثار نویسندگان و شاعران ترکیه را مطالعه و گاه ترجمه می‌کرد.

* عمران صلاحی چه تاثیری بر طنزآفرینان هم‌دوره خود و نسل پس از خود گذاشت؟

عمران صلاحی، هیچ وقت طنز عصبانی و انتقام‌جویانه ننوشت. طنزهایش گزنده و گاهی تند و قاطع بود اما، شیرین و لطیف و خونسرد می‌نوشت. او برای انتقال تجربه‌هایش به دیگران، خیلی وقت می‌گذاشت و متواضعانه، با طنزنویسان تازه‌کار دوست می‌شد و راهنمایی‌شان می‌کرد. کم نیستند طنزنویسان حرفه‌ای امروز که روزگاری، شاگردان عمران صلاحی بودند.

* ایشان به سراغ پژوهش در حوزۀ طنز هم رفتند و مجموعه‌ای گردآوری کردند. نظرتان راجع به این کتاب‌ها چیست؟

چند کتاب به صورت مجموعه آثار طنزنویسان، گردآوری کردند که برخی از آن‌ها منتشر شده است. در این مجموعه‌ها، نثر شیوا و با طراوت عمران صلاحی، و نگاه نافذش به آثار دیگران، توجه خواننده را جلب می‌کند.

* بعضی از کتاب‌های مرحوم صلاحی، مجموعۀ طنزهایی است که قبلا در روزنامه‌ها و مجلات منتشر شده. این کتاب‌ها را چطور می‌بینید؟

خیلی خواندنی است. این کتاب‌ها هم برای علاقه‌مندان طنز و هم برای طنزنویسان، خیلی مغتنم است. تنوع قالب‌ها و گستردگی دایرۀ صرفی و نحوی زبان و به ویژه، تکنیک‌های متنوع طنزنویسی در این آثار کاملاً نمایان است.

* برای عزیزانی که به طنز علاقه‌مند هستند مطالعه کدام‌یک از آثار عمران صلاحی را پیشنهاد می‌کنید (شعر و نثر)؟

هم آثار مشهور ایشان اعم از طنز و غیر طنز، مانند: گریه در آب، آی نسیم سحری، ایستگاه بین راه، حالا حکایت ماست، عملیات عمرانی، کمال تعجب و هم آثاری که چندان مشهور نیست اما بسیار ارزشمند است مانند: آن سوی نقطه‌چین‌ها، من ودا می‌خوانم، عطر بیدار زمین، موسیقی عطر گل سرخ

* با توجه به دوستی شما با زنده‌یاد صلاحی، کمی از خاطراتتان بگویید.

اوایل راه افتادن ر بود، داشتم پشت تریبون شعر می‌خواندم که دیدم عمران صلاحی از در پشت سالن وارد شد و روی صندلی ردیف آخر نشست. شعر خودم را نیمه‌کاره رها کردم و این شعر عمران را خواندم:

قطار می‌گذرد

قطار می‌گذرد از کنار خانۀ ما

و گیسوانش را به پشت می‌ریزد

تا آخر شعر که رسیدم گفتم این شعر از عمران صلاحی است و ایشان در جمع ما هستند و من خواهش می‌کنم که بیایند و برای‌مان شعر بخوانند.

مردم برگشتند و عمران را دیدند و تشویق کردند و او هم با بزرگواری آمد و حرف زد و شعر خواند.

یک بار به دعوت اتحادیۀ نویسندگان ترکیه، همراه عمران صلاحی به استانبول رفتیم تا در مجمع شاعران ترک‌زبان جهان که در استراسبورگ برگزار می‌شد، شرکت کنیم. طبق معمول روال اداری، قیر بود و قیف نبود. مسئولان ایرانی یادشان رفته بود برای ما ویزا بگیرند. ناگزیر یک هفته در استانبول ماندیم، در هتلی که میزبانان ترک تدارک دیده بودند. عمران گفت: بهتر، به جای مراسم رسمی و شعرخوانی و نشستن در سالن، برای خودمان چرخ می‌زنیم و صفا می‌کنیم. یک هفته با هم بودیم و در خیابان‌های استانبول چرخیدیم و یک دل سیر با مردم ترکی حرف زدیم و به قول عمران، نفسی کشیدیم در هوای زندگی.

* کمی هم از خودتان بگویید. از آخرین کتابی که منتشر کردید و از کتابی که در آینده قصد انتشارش را دارید.

آخرین کتاب من، مجموعۀ شعر طنز است به نام عمو زورگیر، چند تا کتاب در انتشارات سورۀ مهر دارم که سال‌هاست می‌گویند: به‌زودی منتشر می‌شود، لابد دروغ نمی‌گویند اما «زود» در قدیم، چند سال نبود.

کتابی هم به نشر قاف سپرده‌ام که شعر طنز است به شیوۀ مثنوی معنوی به نام «ببر در کوزه».

«گفت: گوگرد پارسی خواهم بردن به چین که شنیدم قیمتی عظیم دارد و از آن‌جا کاسۀ چینی به روم آرم و دیبای رومی به هند و فولاد هندی به حلب و آبگینۀ حلبی به یمن و برد یمانی به پارس و زان پس ترک تجارت کنم و به دکانی بنشینم…

انصاف ازین ماخولیا چندان فرو گفت که بیش طاقت گفتنش نماند.»

این ماخولیا که سعدی از آن سخن می‌گوید؛ به قول عمران صلاحی حالا حکایت ماست.

* در پایان اگر صحبت دیگری دارید، مشتاقیم که بشنویم.

شاعر و طنزنویس و چهرۀ مطرح و آدم مشهور و اسم‌های بزرگ، زیاد است، اما آدم بزرگ، خیلی کم‌شمار است. عمران صلاحی بزرگ بود. انسانی شریف و با اخلاق و مهربان و هنرمند و خلاق و محجوب و متواضع و در عین حال متفکر و جدی و روشن‌فکر و اهل تأمل و ژرف‌نگری.

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=25308

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه