کاریکلماتور : کسی دلم را نَبُرد، وقتی اهدا کردم اعضایم را!


   ۱۱ تیر ۱۳۹۶    ۱:۲۹ ب.ظ    213 بازديد    بدون دیدگاه

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) :

۱-اتاق کوچکی داشت، با”نشیمنی”بزرگ!

۲- پرندۀ سکوت، روی درخت بید آشیان دارد!

۳- امروز به”آخرِ خط”رسیدم، امّا پیاده نشدم!

۴- پیش از رفتنِ جگرام، سدّ راه اش شدم!

۵- پهلوان”دوبنده”اش را به بازار برده فروشان بُرد!

۶- وقتی صدایم را بلند می کنم، کمرِ سکوت ام رگ به رگ می شود!

۷- تا”لایی”کشید، پلیس راهور ورق ها را بُر زد!

۸- چون موریانه زیرِ خط فقر، چوب نادانی ام را “می خورم”!

۹- “حمله ای”بود، نمی توانست از خودش”دفاع” کند!

۱۰- برای”کشیدنِ”پیراهن یوسف، زلیخا وار ترازو خریدم!

۱۱- فهمیدن رایگان است، امّا برایت “گران” تمام می شود!

۱۲- هفت خط بود، امّا”اوّل و آخر”اش خوانده نمی شد!

۱۳- سفره اش خالی بود، یکه “خوردم”!

۱۴- برای مرگِ سریع، جریمۀ سرعت شدم!

۱۵- همیشه با نگاه، به سکوت چشمت گوش می دهم!

۱۶- دیابت نداشت، امّا تمام وقت “شکر” می خورد!

۱۷- خدا جای حقّ نشسته که دیگر حقّ جایی ندارد؟!

۱۸- کسی دلم را نَبُرد، وقتی اهدا کردم اعضایم را!

۱۹- سازهای مخالف را، روی اعصاب من کوک می کنند!

۲۰- برای زود رسیدنِ به تو، حواس فاصله را پرت می کنم!

۲۱- “قانون”سازیست که همه بعنوان کلاه، “سَرمی نهند”!

۲۲- با اینکه درِ توبه باز بود، ادیبانه زنگ زدم!

۲۳- وقتی حساب اش”می خواند”، طلبکاران”می رقصیدند”!

۲۴- تشنۀ فریاد بود، زَهره اش”آب”شد!

۲۵- با روشن شدنِ مواضع اش، “برجستگی”هایش نمایان شدند!

۲۶- “سر بسته”حرف می زد، کتک خورده بود!

۲۷- در ارکستر سکوت، خوانندۀ فریادهای بیصدایم!

۲۸- چون خواب اش “سبک”بود، با وزنه می خوابید!

۲۹- ساعت که”هشت” شد، من هم سرگردان شدم!

۳۰- با”کشیدنِ” فریاد، سکوتِ گالری شکست!

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=22946

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه