کاریکلماتور : نگاهم که به نگاهش گره خورد، دیگر باز نشد


   ۱۱ مهر ۱۳۹۶    ۶:۴۰ ب.ظ    193 بازديد    بدون دیدگاه

سری پنجاه و هفتم کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی – مجموعه پانزدهم

_دامپزشک بردم بر بالین کسی که اشک تمساح می ریخت.

_چقدر بد به دلت راه می دهی، کاش خوب نبودم.

_وزیر کار ناکار آمد، رفت.

_بر دایره ی غم هایم می افزود، پرگار.

_اگر در جامعه بسترش فراهم باشد، همه می خوابند.

_سر گذشت بدی دارد، تو سری خور.

_دل پری داشتم برای خالی کردنش کارگر گرفتم.

_به حرف دلم گوش دادم با گوشی پزشکی.

_نگاهم که به نگاهش گره خورد، دیگر باز نشد.

_آدم سر به زیر، نمی تواند به کسی جواب سر بالا بدهد.

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=24946

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه