کاریکلماتور : فضانورد در مریخ، به “زمین”خورد!


   ۹ آذر ۱۳۹۶    ۱۰:۵۹ ب.ظ    79 بازديد    بدون دیدگاه

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو :

  • ۱-فضانورد درمریخ، به”زمین”خورد!
  • با “زدن” پنبه اش، مزد گرفتم!
  • حسّ اش نبود، منتظرماندم تا آمد!
  • برای دفاع ازحقوق بشر، باحیوانات می جنگید!
  • آشپزباشی،”ماهی”را خوب از”آب”در آورد!
  • خوانندۀ سنّتی، نمازش را در”سه گاه”می خواند!
  • کاردینال ها به عوض”پاپ”، امسال”راک”را انتخاب کردند!
  • درتصادف نگاهمان، من بیشتر خسارت”دیدم”!
  • برای”غیبت”، همیشه”حاضر”بود!
  • بادلتنگی، غصّه هایم را سروقت می خورم!
  • دلم”قلّابی”است، همه جا گیرمی کند!
  • وقتی به راه می آیم، که بیآیی!
  • تا استاد برایم چاقو”کشید”، ازآتلیّه دررفتم!
  • “برگ”برندۀ هیزم شکن، درخت بی”برگ”است!
  • سایۀ سنگین سکوت، کمر فریادم را شکست!
  • به”حال”خود گذاشته ام، “حال”ام را!
  • درچشم هم چشمی با من، شلوارش را دوتا کرد!
  • درحال کشیدن قلیان، “چُپُق”اش را”چاق”کردند!
  • چون دراز”کشیده” بود، پاهایش ازکاغذ بیرون زده بود!
  • تا”سر”کشیدم”شیر”را، تنه اش را هم رنگ کردم!
  • باخطای دید، بزرگ دیدمت!
  • بادداشت سرش، کاشت اش تا توفان درو کند!
  • نوازنده آنچنان ساز را نواخت، که صدایش درآمد!
  • پیراهن چهار”خانه”می پوشید، بی خانمان!
  • درجبهه، اسیر خودم شدم!
  • پیش از آنکه”سر”برود، باهمه “می جوشید”!
  • وقتی به راه می آیم، که بیآیی!
  • پیش از آنکه خودش را”جمع”کند، مورد”ضرب”قرار گرفت!
  • وقتی از فکرم گذشتی که مغزم تعطیل بود!
  • کودک درون ام را، “عوض”کردم!
  • دماغ اش را بالا کشید، جرّاح!
  • تا راه اش را”کشید”که برود، “رنگ “اش کردم!
  • درمحضرخدا، “ایمان”طلاق ام داد!
  • تا مُچ انداختم، “مُچ ام را گرفت”!
  • ساده بود، بوی آدم می داد!
  • به حال فورواردی می گریم که استعداد گلزنی اش درپاییز بشکفد!
  • تا انگشت شست ام ازسوراخ جوراب ام سرک می کشد، شست ام خبردار می شود!

 

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=25611

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه