کاریکلماتور : “سیر”خورده بود و ادّعای گرسنگی داشت!


   ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶    ۱۱:۳۷ ق.ظ    241 بازديد    بدون دیدگاه

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) :

۱-وقتی موهایش را”کشیدم”، واژۀ اخ روی ترازو می رقصید!

۲- دلش از”من” پُر بود، به منیّت دچارشده بود!

۳- با دارِ”دنیا”، خودکُشی کرد!

۴- تا دستِ کودک درون ام را ول می کنم، خودم گم می شوم!

۵- آن روی سگ اش بالا آمد، وقتی ازخرِشیطان پیاده اش کردم!

۶- تنهایی ام گم می شود، وقتی تو پیدا می شوی!

۷- کوه، لبِ درّه را بوسید!

۸- با یک”چکِ”آبدار، رییس بانک از”خشکی”در آمد!

۹- برای پیداکردن خودم، نامم را در روح سرگردان ام سِرچ کردم!

۱۰- در گوشِ”راست”ام، دروغ نمی نشیند!

۱۱- برای نشستن، ایستادن را”خاک”کردم!

۱۲- در هوای استخر، شنا می کرد در زورخانه!

۱۳- چشمِ عسلیِ فرهاد، نگاه”شیرین”صادر می کرد!

۱۴- گاهی”نمی کشید”، ترازویش خستگی در می کرد!

۱۵- خطّ لب اش، خوانا نبود!

۱۶- حوزوی اند همۀ پیامک های موبایل ام، فقط دستِ بگیر دارند!

۱۷- درونِ”قلم”ام، مغز است!

۱۸- بالِ مرغ برای پرواز نیست، مزّه است!

۱۹- “سیر”خورده بود و ادّعای گرسنگی داشت!

۲۰- “داغ”دیده بود، نگاه اش”سوخته”بود!

۲۱- به هوای دیدنت، چشم هایم را بستم!

۲۱- “بیدار”ام کرد، کتابی را که برای “خواب”می خواندم!

۲۲- دل ام زیاد”روشن”بود، “سوخت”!

۲۳- همراه اوّلم دایمی است و همراه دیگرم اعتباریِ صیغه ای!

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=21443

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه