چون عیار خنده اش بالا بود، چشمانش به اشک نشست!


   ۲۸ خرداد ۱۳۹۶    ۱۱:۱۰ ق.ظ    152 بازديد    بدون دیدگاه

کاریکلماتورهای ابوالقاسم صلح جو (پیرسوک) :

۱-ماهی “شیر” را، پاستوریزه طبخ می کنم!

۲- سکتۀ شعرم، قافیه را فلج کرد!

۳- پس از ورود به”کیش”، “مات”شدم!

۴- وقتی”نم نم” از خودت می گویی، بغض ام”مرطوب”می شود!

۵- تا “گندم” “زنگ” زد، کشاورز وحشت زده گوشی را “برداشت”!

۶- تاجواب سوالم را ز چشمت گرفتم، رسید دادم با چشمک!

۷- چون عیار خنده اش بالا بود، چشمانش به اشک نشست!

۸- لهیده شده بودم، وقتی تو “رسیدی”!

۹- برای نشستن خواب در چشمانم، صندلی گذاشتم!

۱۰- برای تماشای بهار، ریشه از درخت بالا رفت!

۱۱- در “بوستان”، گلستان خواندم!

۱۲- برای لحظۀ دیدار، به جمع آوری چشم پرداخته ام!

۱۳- نگاه گرمی داشت، تازه”داغ”دیده بود!

۱۴- با قلم اش، نان “رژیمی” می خورد!

۱۵- سرعت نگاهم، چشم راست ام را “چپ”کرد!

۱۶- تا دراز می کشم، خواب در چشمانم”می نشیند”!

۱۷- زبان اش”می گرفت”، هار شده بود!

۱۸- در عین”سیری”، ضد حال “خورد”!

۱۹- وقتی پاهایم باد میکنند، خودشان را برای کفش هایم می گیرند!

۲۰- با”کفِ”حضار، سخنران هم”کف”کرد!

۲۱- وقتی خارج از متن می نویسم که قلمم حاشیه دار باشد!

۲۲- لبخندت را پلیسه می کند، گریه!

۲۳- “دیوانِ” غزل هایم، همه شیشۀ عمر دارند!

۲۴- با فقر “آهن”، “روی”اش هم کم شد!

۲۵- “تارِ”سبیل ام را، با دنبه چرب می کنم!

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی خارجی:
ارسال به شبکه های اجتماعی ایرانی :

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=22597

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه