چالش اقوام، گویش ها و شغل ها با طنز


   ۱۸ دی ۱۳۹۳    ۱۱:۱۸ ق.ظ    2025 بازديد    بدون دیدگاه

روزنامه زاهدان درجدیدترین شماره خود مطلبی با عنوان “چالش اقوام، گویش ها و شغل ها با طنز” به قلم “محمد تقی رخشانی” مدیرمسئول و صاحب امتیاز این روزنامه منتشر کرد.

به گزارش شیرین طنز، به نقل از ایرنا، در این مطلب آمده است: امروزه این سخن را بسیار می شنویم که مردم ایران نمی خندند یا کم می خندند و یا اینکه خنداندن مردم ایران سخت است. حال آنکه در سابقه تاریخی مردم ایران بزرگانی هستند که اشتهار آنها به خنداندن جهانی است و فرهنگ عامه مردم ایران هم مملو از جملات و تعابیر شاد و مفرح است. اکنون چه شده است که مردمی با آن پیشینه دچار حزن و اندوه هستند در حدی که پزشکان نسبت به سلامت آنها احساس نگرانی می کنند و دائما هشدار می دهند. واقعیت در شرایط موجود هم همانست که در گذشته بوده مردم ایران بطور شگفت انگیزی طناز و طنزشناس هستند.

آنچه در این میان اتفاق افتاده این است که به دلایل مختلف آستانه تحمل طنز مردم پایین آمده و گاه گرفتار این آفت فرهنگی هم شده ایم که به جای آنکه با هم بخندیم به هم می خندیم. طنز بیان لطیف، هوشمندانه، شیرین و خنده آور است که گاه جدی ترین و حزن انگیزترین پیام ها را شنیدنی و قابل تحمل می کند. اما نکته ی اساسی این است که طنز برای بروز یافتن نیاز به قالب دارد و این قالب اقوام، لهجه ها، شغل ها هستند، ایران سرزمین وسیع و پهناوری است که دارای اقوام مختلف با لهجه ها و گویش های مختلف و به طور طبیعی مشاغل مختلف هستند و گویش های ایرانی هر کدام شیرینی و لطافت خود را دارند.

گاه جمله ای و نکته ای با لهجه آذری و یا سیستانی و یا کرمانی و شیرازی آنچنان شیرین و گیرا است که همه از آن لذت می برند و باید در طنز به این اصل قائل باشیم که گویش های مختلف ایرانی در خدمت لذت بردن و شادمانی همه ی ایرانیان باشد نه آنکه خدای نکرده ابزار تحقیر و تمسخر یک قومیت خاص واقع شود همین طور قومیت های مختلف ایرانی باید در خدمت رشد و شادابی جامعه باشند نه آنکه دستاویز عقده گشایی های حقیر و بی مبنای افراد لوده و خوش فرهنگ همین طور است مشاغل گوناگون وقتی یک فرد طناز به حیطه ی طنز وارد می شود شخصیت داستان خود را باید شاغل یکی از شغل های اجتماعی انتخاب کند بدیهی است که او نمی تواند در خلا خالق طنز باشد و یا شخصیت مورد نظر خود را بیکاره برگزیند.

متاسفانه در جامعه ما به دلیل سو استفاده های بی جا و ابزاری از قومیت ها، لهجه ها و شغل ها برای تحقیر و توهین صاحبان مشاغل و لهجه ها از اقوام مختلف، آستانه ی تحمل عمومی ما از طنز پایین آمده اگر یک شخصیت طنز راننده تاکسی باشد، راننده ها اعتراض می کنند، اگر معلم باشد معلمان، اگر پزشک باشد پزشکان، اگر پرستار باشد پرستاران و همین طور هر شغلی که باشد صاحبان آن شغل اعتراض می کنند، اگر هر قومیتی باشد افراد آن قوم و اگر هر لهجه ای باشد صاحبان آن لهجه اعتراض می کنند و این اعتراضات فضای کار طنز را آنچنان ضیق می کند که هنرمندی چون مهران مدیری برای کار طنز خود مجبور به ساخت فضای خیالی چون برره می شود.

این سخت گیری ها، ریزبینی ها و حساسیت ها به هیچ عنوان به حفظ شان و موقعیت و جایگاه اقوام و مشاغل کمک نمی کند و هر چه بیشتر دست هنرمندان را برای خلق آثار طنز قوی تر و شاد تر می بندد. آنچه در جریان بیان یک خاطره ی طنز از بیان رامبد جوان در برنامه بعضی ها اتفاق افتاد یک بار دیگر جامعه و این بار جامعه سیستانی را در مقبل چنین حساسیتی قرار داد. جامعه ما رامبد جوان را به خوبی می شناسد او هنرمندی نیست که نسبت به هموطنان خود از هر قومی که باشند بی تفاوت باشد و خدای نکرده بخواهد شخصیت آنان را ابزار طنز خود کند و با توهین به بخشی از جامعه بخش های دیگر را بخنداند.

ضمن آنکه پس از طرح این مسئله در فضای مجازی بلافاصله هم هنرمند دوست داشتنی سیستانی ها محمدرضا هدایتی و هم خود رامبد جوان فورا به توضیح برخاستند و محمدرضا از ویژگی های ارزشمند شخصیتی رامبد گفت و هم رامبد ضمن عذرخواهی توضیح داد که توهین و تحقیر در مخیله او هم نمی گنجد. در ضمن قومیت سیستانی در سرزمین ایران از ویژگی هایی برخوردار است که همگان به آن اعتراف دارند. نکته قابل توجه آن است که اتفاقا برای حفظ شان سیستانی ها باید مراقب آن دسته از افرادی باشیم که به جای طرح مطالبات سیستانی ها خشکسالی را بهانه کرده و آنان را مردمانی فقیر، نادار، گدا و نیازمند عنایت و حمایت و محبت دیگران معرفی می کنند.

نکته ی جالب تر آنکه افرادی که در مقابل کرور کرور گرفتاری و مشکلات مردم سیستان ساکنند در این صحنه پا پیش گذاشته میان داری می کنند آنچنان که آدم با خود می اندیشد دیواری از دیوار هنر و هنرمندان کوتاهتر نیست. همه از هویت و شرافت و شخصیت سیستانی ها حمایت می کنیم و برای ارتقای آن شب و روز نمی شناسیم اما حواسمان هست که راه را گم نکنیم و به بی راهه نرویم.

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=7472

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه