مقاله جامع “کاریکلماتور”


   ۳ تیر ۱۳۹۳    ۱:۰۹ ق.ظ    5289 بازديد    بدون دیدگاه

پیشگفتار و چکیده مطالب
کاریکلماتور نوعی از شوخ طبعی است که دکتر سیروس شمیسا در کتاب « انواع ادبی» از آن به عنوان یک نوع جدید ادبی یاد می کند. جملاتی کوتاه که گاهی به جمله قصار می ماند ،گاهی به شعر پهلو می زند وشاید بتواند تبدیل به ضرب المثل شود این راه را زنده یاد پرویز شاپور آغاز کرد. این عنوان را شاملو از سر هم کردن کاریکاتور و کلمات بر آن گذاشت . و به قول زنده یاد عمران صلاحی کاریکاتوری است که با کلمات نوشته می‌شود. در این مجموعه ابتدا با زندگی و شخصیت هنری شاپور آشنا می شویم.

سپس به بررسی موضوعاتی که شاپور به سراغ آنها رفته است می پردازیم. موضوعاتی چون؛ آب، ماهی، آبشار، درخت، گل، مرگ، عشق، قلب، موش، گربه، سگ و… بعد از آن به کاریکلماتور های شاپور از زاویه دیگری نگاه می‌کنیم.کاریکلماتورها گاهی شاعرانه می شود و بعضی اوقات دارای روایتی داستانی است که نمونه هایی از هر کدام در این مجموعه آورده شده است. کاریکلماتور دارای دو ویژگی کوتاهی و وارونه دیدن است و در آن از صنایع ادبی که بیشتر ساخت معنایی دارند استفاده می شود.

در این بخش سعی شده است تا زیبایی های موجود در کاریکلماتور را بر اساس آرایه های ادبی مورد بررسی قرار داده و نمونه های مختلفی از نویسیندگان این عرصه برای آورده شود. هر چند نوشتن اساساً ذوقی است اما در ادامه راهکارها و پیشنهاداتی ارائه می شود تا استفاده از آنها بتواند نوشتن کاریکلماتور را آسان تر کند. به امید آنکه این مجموعه که برای اولین بار درباره کاریکلماتور به این صورت ارائه شده است. گامی در جهت آشنایی بیشتر با این شیوه نگارشی باشد.

کاریکلماتور مژگان مطهری

آشنایی با زندگی و شخصیت هنری پرویز شاپور
پرویز شاپور– پدر کاریکلماتور– پنجم اسفند ماه سال 1302 ه.ش در قم – به قول خودش- و در تهران – به قول شناسنامه اش از در ورودی زندگی وارد شد و پانزدهم مرداد سال 1378قلبش برای شنیدن رازی که مرگ با دلش در میان نهاد سکوت کرد و پیکرش را به گورستان هدیه داد و همانگونه که وصیت کرده بود او را در خودش به خاک سپردند. شاپور در عمری که برای نام نویسی روی سنگ قبر فرصت داشت تحصیل را از مدرسه دقیقی آغاز کرد و رشته اقتصاد را با مدرک کارشناسی به پایان رساند.

پرویز شاپور

سال 1333 در حالی که خودنویسش را از خورشید پر کرده بود فعالیت مطبوعاتی اش را با نشریات اهواز آغاز کرد.سال 1334 پس از رجعتش به تهران با نشریات سپید و سیاه و توفیق شروع به همکاری کردکه آثارش با نامهای مستعار «کامیار»- پسرش- و «مهدخت» – خواهرش- در صفحات «دارالمجانین» ، «سبدیات» و «برخورد عقائد و آرا» به چاپ می رسید. عمران صلاحی و شاپور به اداره خوشه در خیابان صفی علیشاه می رفتند وکارهای مشترکشان را به شاملو که سر دبیر نشریه بود تحویل می دادند. صلاحی کاریکاتور می کشیدم شاپور سوژه ها را می داد.یک صفحه ثابت داشتند.

فکر از شاپور ذکر از صلاحی، طرح از شاپور شرح از صلاحی، تقریر شاپور تحریر صلاحی و … خرداد ماه سال 1346 شاپور نوشته های کوتاهش را به شاملو داد .شماره بعد که چاپ شد اسم کاریکلماتور را روی آن گذاشته بودند . شاملو گفته بود : «یه چیزی خودمون سر هم کردیم جا اُفتاده دیگه.» یک لغت من در آوردی که ازترکیب کاریکاتور و کلمات بدست آمده است .

ناصر فیض جایی نوشته بود که کاریکلماتور یعنی کاری بکنیم که کلمه ها به تور بیافتند . ابوالفضل زرویی نصر آباد این واژه را بد ساخت و بد آهنگ می داند. شاملو علاقه زیادی به شاپور داشت به همین خاطر مجموعه «هوای تازه» را به وی هدیه کرد. هر چند معتقد بود شاپور نباید به یک موضوع پیله کند و باید کارهایش را قبل از چاپ کمی بر بزند.

شاملو دوست داشت گزیده ای از کاریکلماتورهای شاپور آماده کند که مرگ به او اجازه نداد. شاپور از سال 1370 تا پایان عمر با نشریه گل آقا همکاری داشت. او علاوه بر طنز نویسی کاریکاتور هم می کشید. طرحهایی خطی و ساده با سنجاق قفلی، موش، گربه و… .

سال 1352 در گالری زروان، سال 1356 در نگارخانه تخت جمشید و همچنین در نمایشگاه استاد اولم ترکیه نمایشگاههایی از آثارش بر پا شد.طرحهای شاپور در نشریات گرافیس سالانه و دیزاین جورنال نیز به چاپ رسیده است. شاپور به نوشتاری روی آورد که دکتر سیروس شمیسا از آن به عنوان یک نوع جدید ادبی یاد می کند.
منوچهر احترامی خاطرات زیادی از شاپور تعریف کرده است و در این روایتها به شوخی های شفاهی شاپور اشاره می کند. شوخی ها و لطایفی که شاپور آنها را می سازد و معمولا خودش در مرکز ماجرا قرار داشته و با خودش شوخی می کند. او معتقد بود اگر همه کسانی که در حال حاضرکاریکلماتور می نویسند دست از نوشتن بر دارند،کاریکلماتور جای خودش را باز کرده است.اما همینکه به پیروی از کاریکلماتور های شاپور می نویسند و در این سطح! نشان می دهد که شاپور از زمان خودش عبور کرده است.

طبع شاپور و طبیعت کاریکلماتورهایش
شاپور در کاریکلماتورهایش با طبیعتی انسانی به سراغ همه چیز مخصوصا طبیعت می رود. واقعیت این است که او دنیایی متفاوت و مخصوص به خود دارد.او واقعیت ها را جور دیگری می بیند.کلمه ها را چنان در کنار هم می گذارد که می‌توان درباره بعضی از کاریکلماتور هایش ساعتها صحبت کرد.اگر در موضوعاتی که شاپور به آنها پرداخته دقیق شویم متوجه این مساله خواهیم شد که بیشتر موضوعاتی که شاپور به سراغ آنها می‌رود را طبیعت و عناصر آن تشکیل می دهد.در ادامه به بخشی از این موضوعات به همراه نمونه هایی از کارهای شاپور اشاره می شود.

شاپور عاشق آب ، ماهی ، تنگ، آبشار، رودخانه، باران، اشک و دریاست.
– آبتنی ماهی یک عمر طول می کشد.
– آب در آبشار می دود ،در رودخانه قدم می زند و در مرداب استراحت می کند.
– آبشار پس از سقوط سر در پی رودخانه می گذارد.
– آدم برفی تگرگ اشک می ریزد.
– آدم برفی وقتی به خورشید نگاه می کند اشک در چشمانش حلقه می زند.
– ابر عقیم قطره اشکم را به فرزندی پذیرفت.
– فواره و قوه جاذبه از سر به سر گذاشتن هم سیر نمی شوند.
– وقتی تصویر گل محمدی در آب افتاد ماهی ها صلوات فرستادند.
– ماهی در مجلس ختم آب جان می سپارد.
– وقتی همزمان به باران و آفتاب می اندیشم غرق تماشای رنگین کمان ذهنم می شوم.
– دلم برای ماهی ها می سوزد که در ایام کودکی نمی توانند خاک بازی کنند.

در نوشته های شاپور سگ ها از گربه ها فرار می کنند و موشها به خودشان سس گوجه فرنگی می زنند تا زحمت گربه کمتر شود.
– گربه از درخت بالا می رود و من لبخند زنان پایین آمدن درخت از گربه را به تماشا نشسته ام.
– سگی که سر در پی گربه می گذارد سگ دو زدن گربه را از نزدیکترین فاصله می بیند.
– گربه ای که سر در پی حاصل جمع موشها بگذارد دست خالی باز می گردد.
– گربه پرتوقع انتظار دارد موش به خودش سس گوجه فرنگی بزند.
– گربه خجالتی وقتی می خواهد ماهی بگیرد دستش را جلوی صورتش می گیرد.
– درباره موش حرف می زدم تا سر و کله گربه پیدا شد حرفهایم پا به فرار گذاشتند .

شاپور برای پرواز شخصیت مستقلی قائل است .
– پرواز از پرنده جوان بیشتر از پرنده پیر حرف شنوی دارد.
– پرستوی تنبل فرارسیدن بهار گذشته را بشارت می دهد.
– پرنده اشک ریزان در کارگاه نجاری به دنبال آشیانه اش می گردد.
– قفسی که فکر پرنده در آن نتواند پرواز کند هنوز ساخته نشده است.
– بلبلی که تارهای صوتی اش را از دست داده بود انگشت پایش را داخل دهانش کرده بود و صوت بلبلی می زد.

شاپور هر برگ زرد را پاییز کوچکی می داند و گل وجود دختر قالیباف را در گلهای قالی می‌بیند .
– سایه درخت چون ریشه در خاک ندارد نمی تواند سر پا بایستد.
– شگفتا از درختی پایین می آیم که هر گز از آن بالا نرفته ام.
– چهار فصل به طور نامرئی از درخت بالا می روند.
– گل سپاس بر مزار باغبان می روید.
– عاشق نجاری هستم که با میز و صندلی چوبی درخت بسازد.
– با چوب درختی که برف کمرش را شکسته بود پارو ساختم.
– پاییز پشت چراغ قرمز گل سرخ انتظار گذشتن بهار را می کشد.
شاپور در سراب آبتنی می کند و از آن ماهی می گیرد.
– ماهی گیر از سراب اسکلت ماهی می گیرد.
– سراب کاریکاتور آب است.
– تشنه تر از آن هستم که کلاهم را به احترام سراب بلند نکنم.
– آدم گرسنه در سراب ساندویچ می بیند.

پشه ها برای شاپور احترام خاصی قائلند زیرا هیچگاه نمی گذارد که نا امید شوند.
– برای آنکه پشه ها کاملا نا امید نشوند دستم را از پشه بند بیرون می گذارم.
– دلیل اینکه پشه اعضای داخلی آدم را نیش نمی زند این است که می داند آدم نمی تواند اعضای داخلی اش را بخاراند.
– از سوراخ سقف پشه بندم پشه چکه می کند.

در عاشقانه های شاپور قلبم یک در میان برای خودم می زند.
– قلبم را قلبت میزان می کنم.
– شب بی ستاره را در گیسوان سیاهت به صبح رساندم.
– با ضربان قلبم گلهای پیراهنت را شماره می کنم.
– وقتی نیستی نگاهم دسته خالی به چشمم باز می گردد.
– باغبان گلهای پیراهنت هستم.
– روی ماهت نقطه تلاقی نگاههاست.
– قد سروگونه ات نگاهم را سر به هوا می کند.
– صدای پایت را به شنیدن صدای پایم دعوت می کنم.
شاپور مرگ را به عنوان یکی از بدیهیات زندگی باعث امیدواری می داند و شانس مردن را برای همه انسانها در طول عمرشان می بیند و با نگاهی فانتزی به سراغ زندگی پس از مرگ می رود. با خودکشی، عزرائیل، تشییع جنازه، وصیت، سنگ قبر، قبرستان و… سراغ شوخی با موضوعی می‌رود که انسانها ترجیح می دهند کمتر به آن فکر کنند .خودکشی را امری ناپسند می داند؛ جایی از سر بی حوصلگی به خودکشی فکر نمی کند و جایی هم چون «خداوند کسی را که با خودکشی جان به جان آفرین تسلیم می کند دوست ندارد.»

و در جای دیگری به این سبب که به اندازه کافی به مرگ امیدوار است. او معتقد است: «برای مردن یک عمر باید صبر کرد.» آرزوهای انسان را بی پایان می‌داند و می گوید: «مرگ فرصت نداد بقیه آرزوهایم بر باد رود.» شاپور به سراغ هرموضوعی می رود چه در ارتباط با آن موضوع بنویسد چه حرف بزند تفاوت در نگاهش، وارونه دیدن و دیدن وارونگی ها در عین کوتاهی باعث تمایز نوشته ها و گفته هایش می شود با شاپور به قبرستان می رویم و به شوخی هایش گوش می کنیم:
– وصیت کرده ام سنگ قبرم را پشت و رو بگذارند تا بتوانم با مطالعه نوشته های آن اوقات فراغتم را پر کنم.
– سنگ قبری را دیدم که رویش نوشته شده بود : با مقدمه استاد سعید نفیسی.
– کنارسنگ قبر بزرگی سنگ قبر کوچکی دیدم. بعدا معلوم شد که سنگ قبر کوچک، غلطنامه سنگ قبر بزرگ است.
– گدایی مرده بود و روی سنگ قبرش سوراخی به اندازه یک سکه ایجاد کرده بود که رهگذران به او کمک کنند.
– عده ای را در گورستان دیدم که روی سنگ قبری با قلم و چکش کار می کردند پرسیدم شما چه کاره اید و اینجا چه کار می کنید و آنها جواب داد اند که ماموران ثبت احوال هستیم. این مرحوم در زمان حیاتش تقاضای تغییر نام کرده بود، حالا با تقاضای او موافقت شده است.
در ادامه به بخشی از کاریکلماتورهای شاپور در ارتباط با این موضوع اشاره می شود:
– مرگ مرا به همه چیز امیدوار کرده است.
– مرگم را از چشم تولدم می بینم.
– بر مزار موجودی که به مرگ غیر طبیعی مرده بود،دسته گل کاغذی نهادم.
– خدا سایه مرگ را از زندگی ام کم نکند.
– مرگ در قبر پایکوبی می کرد.
– انسان در طول زندگی اش شانس مردن دارد.
– چون حوصله خودکشی ندارم، زندگی می کنم.
– برای مردن باید یک عمر صبر کرد.
– به مرگ بیشتر از زندگی مدیونم.
– روی پل صراط پوست موز می اندازم.
– تا از عزراییل دستمزد نگیرم خودکشی نمی کنم.
– حاضرم مرگم را بین دوستانم سرشکن کنم.
– روحم هنگام صعود به آسمان جیب جسمم را زد.
– سنگ قبرم به چاپ دهم رسیده است.
– با هفت تیر متصدی آسانسور را مجبور کردم به آسمان هفتم برود.
– به اندازه ای به مرگ امیدوارم که هرگز دست به خودکشی نمی زنم.
– مرگ فرصت نداد بقیه آرزوهایم بر باد رود.
– برای آنکه روز حشر برخیزم ساعت شماطه دار در آرامگاهم می گذارم.
– روی پل صراط پوست موز می اندازم.
حسد، روزنه امید، زنبور، آیینه، خورشید، عنکبوت، زمان، کلاه، آتش و … موضوعات متعدد دیگری هستند که شاپور در نوشته هایش به آنها پرداخته است. که در این مجال فرصت نمی شود به همه آنها اشاره کنیم.

اشعار پرویز شاپور
می خواهیم از زاویه دیگری به کاریکلماتور و نوشته های شاپور نگاه کنیم.کاریکلماتورها گاهی شاعرانه می شود و بعضی اوقات دارای روایتی داستانی است. عمران صلاحی می گوید: «شاپور طنزپردازی شعر آفرین و شاعری طنز اندیش است.» یداله رویایی به کاریکلماتور توجه فراوانی داشت و حتی تحت‌تأثیر آن بود.وقتی می‌گوید: «از درخت بالا می افتم.» نگاه شاپور را دارد: «درخت از گربه پایین می آید.»

منوچهر آتشی در مقدمه ای که بر کتابی نوشته، از تاثیر شاپور بر اشعار فروغ چنین سخن گفته است: «در شعر امروز، کاریکلماتورهای پرویز شاپور از یک دیدگاه و شعرهای احمدرضا احمدی از دیدگاه دیگر، فلسفی ترین کنش مدرنیستی را عرضه کرده اند. شعر احمدی مثل کاریکلماتور های شاپور اعتراض به زبان سیاست زده و رو به افول شعر آن روزگار بود.این هم از شگفتی های روزگار است که پرویز شاپور پیش از همسر جدا شده اش – فروغ فرخزاد – به شعر اعتراض (همین کاریکلماتورها) رسیده بود.چیزی که بعدها در برخی از شعرهای فروغ تجلی پیدا کرد.حالا اگر مدعیانی هستند که می خواهند بگویند نه! بگویند تا پاسخ بشنوند .»
عمران صلاحی می گوید: «وقتی داشتیم کاریکلماتورها را برای چاپ در مجموعه هفتم شاپور انتخاب می کردیم شاعرانه هایش را کنار می گذاشتم.

عمران صلاحی

بعد که این شاعرانه را نگاه کردیم دیدیم بعضی هایش بی آنکه شاپور متوجه شده باشد،وزن پیدا کرده است. بعضی با اندکی تغییر وزن پیدا می کند . بعضی از کارها هم مثل شعر سپید وزن و آهنگ درونی دارند.» حالا از از هر کدام از این موارد نمونه‌هایی می‌آوریم:
الف- کاریکلماتورهایی که خود به خود وزن پیدا کرده اند یا با اندکی تغییر آهنگین شده اند.
– آب تشنه
در سراب
غرق می شود.
– مقصدم
شنیدن صدای پایت است.
– معنی غرق شدن را
دریا می داند.
– ماه
خورشید شب است.
– وقتی چشمم را می بندم
شب را کاملتر می بینم.
– از خودم لبریزم.
– ای کاش
تصویر خویش را
اینجا میان آیینه جا می گذاشتی
– دود را تماشا کن
از سقوط بالا رفت
– سیب رسیده را
چه نیازی به چیدن است؟
– یک نقطه تلاقی
سر در پی خطوط موازی گذاشته است.
– کامل شد
زیبایی پرنده
با پرواز
– پیری
آیینه را لبریز از جوانی بر باد رفته کرد.
– کاغذی را که سفید است
به دلخواه خودم می خوانم.
– عاقبت
آب
خودش را نوشید.

ب)کاریکلماتورهایی که وزن و آهنگ درونی دارند:
– سکوت
مثل برف
روی قله فریاد می نشیند.
– پرواز
در ذهن پرنده محبوس
تا آسمان هفتم زبانه می کشد.
– وقتی نیستی
در آینه
سراب تصویرت را می بینم.
– گویی ستارگان
در آینه شکسته
روزگار می گذرانند.
– خروس سحر خیز
هنگام طلوع
بال زنان
تاریکی را از خود می تکاند.
– تصویرم
در آینه
لبخند زنان
غرق تماشایم شده است.
– آنچنان با تو یکی شده ام
که وقتی گام بر می داری
صدای پای خودم را می شنوم.
– چراغی در دوردست
روشنایی را نجوا می کند.
– چشمت
نزدیکترین ستاره است.

از شاعرانه های شاپور که بگذریم بعضی از کاریکلماتورها روایتی داستانی دارند :
– وقتی با پیراهن گلداراز درخت عریان پاییزی بالا می روم.پرستوی مهاجر فرا رسیدن اختلال حواس را بشارت می دهد.
– درباره موش حرف میزدم . تا سر و کله گربه پیدا شد حرفهایم پا به فرار گذاشتند.

بیشتر ما با شاعران و شعرهایی بلند آشنا هستیم که تنها به یک مصرع زنده اند و بارها و بارها آن مصرع تکرار می شود. یک شعر کوتاه شاپور گاهی با یک شعر از آنها برابری می کند.به قول اردشیر رستمی: «شاپور با یک صفحه ،کار یک کتاب از دیگران را انجام داده است. از او هزار صفحه شعر کوتاه به جای مانده است و اگر با استاندارد بالایی بخواهیم آنها را مورد گزینش قرار دهیم، یک چهارم آنها باقی خواهند ماند؛ به عبارتی دهها کتاب شعر.»

ویژگیهای کاریکلماتور
گذاشتن نامی بر روی مجموعه ای از کاریکلماتور کار دشواری نیست، به قول ابراهیم نبوی کافی است یکی از جملات آن کتاب را بر داریم و از آن استفاده کنیم تا مشکل حل شود.عمران صلاحی می گوید: کاریکلماتور کتابی است که می توانید آنرا از هر کجا که دلتان خواست بخوانید حتی از آخر. نوعی از شوخ طبعی است. جملاتی پر محتوا وکوتاه است که گاهی به جمله قصار می ماند، گاهی به شعر شانه می زند وشاید بتواند تبدیل به ضرب المثل شود، آنچه مسلم است کاریکاتور کلمات است که معمولا نگاهی طنز آمیز ، فکاهی و فلسفی به موضوعات مختلف دارد.
اولین ویژگی ظاهری کاریکلماتورکوتاهی این نوع ادبی است. برای انسانهای امروزی که در این سراسیمگی سرعت و کم حوصلگی و تنوع محصورند ، به قول برنارد شاو ، «آثار کلاسیک آثاری هستند که هیچ کس دوست ندارد آنها را بخواند ولی همه دوست دارند آنها را خوانده باشند.» و به قول ابوالفضل زرویی نصر آباد «نوشتن برای مخاطبان کم طاقت و پر مشغله ای که از هر چیز نوع فشرده اش را می پسندند، مثل توضیح نظریه نسبیت برای کسی است که در خیابان با عجله دنبال توالت عمومی می گردد.»

کیومرث صابری فومنی (گل آقا) در مراسم بزرگداشت شاپور گفت: «کوتاه نویسی شاپور به خاطر خساست او در استفاده از کلمات است. شاپور کلمات را جواهراتی گرانبها می داند که نباید بی جهت آنها را در نوشته هایش خرج و درج کند.» می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که نویسنده کاریکلماتور باید در خرج کردن واژه ها در این مجال کوتاه دقت نظر ویژه‌ای داشته باشد.
دومین ویژگی بارز و مهم کاریکلماتور، تفاوت در نگاه و پختگی بیان در مجالی کوتاه است. شاید بتوان در باره یک کاریکلماتور خوب مقاله‌ای نوشت. در کاریکلماتور باید دنیا را متفاوت دید و دنیایی متفاوت آفرید.کاریکلماتوریست به دور اتفاقات روزمره خط می کشد و باید با قواعد کادر کشیدن آشنا باشد.کاریکلماتور مثل اشانتیونی از یک عطر معروف است.

صنایع و آرایه های ادبی در کاریکلماتور
این مبحث در علم بدیع تعریف می شود. دانشی که زیبایی و آراستگی سخن را بررسی می کند. آرایه یا صنعت، به هر واحد از زیبایی های گفتاری گفته می شود که به دلیل هماهنگی های آوایی یا معنایی و یا هر دو مورد بررسی قرار می گیرد. به طور کلی آرایه های ادبی به کار رفته در کاریکلماتور بیشتر ساخت معنایی دارند تا ساخت آوایی. آرایه هایی که از تناسب واژه ها و جمله ها بوجود می آیند.در واقع بر اثر ایجاد تناسبات و روابط معنایی خاصی بین کلمات موسیقی معنوی کلام افزایش می یابد. آرایه هایی چون: انگاره، تشبیه، استعاره، کنایه، انسان گونگی، حس آمیزی، جمع، تفریق، تجاهل العارف، تمثیل، تمثیل عکس، تجسم، حرف نمایی، تناسب یا مراعات نظیر، تناسب گریزی، ایهام، تضاد، پارادوکس، حس آمیزی، تلمیح، محتمل الضدین، احاله به محال، ساخت زدایی، حسن تعلیل، دلیل عکس، پارادوکس، جابه جایی صفت و …
در نوشتن کاریکلماتور معمولا ترکیبی از این آرایه ها به وقوع می پیوندد.در ادامه به نمونه هایی از این آرایه ها با توضیح بیشتر و ارائه مثال می پردازیم:

1- بازی با کلمات،کنایه و ایهام
با دقیق شدن در معانی کلمات می توان با ظرافت به گونه ای آنها را معماری کرد و کنار هم قرار داد تا از معانی گوناگون یک کلمه یا عبارت برای ساختن تصاویری با چند معنی استفاده کرد و یا با ایجاد معانی دور و نزدیک زیبایی خاصی آفرید. ایهام مهمترین مبحث بدیع است که تمام سخنوران برجسته به انواع مختلف آن توجه داشته اند.
– در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد. ( پرویز شاپور)
– شیر باغ وحش چکه می کرد. ( پرویز شاپور)
– آدم دلخور،هیچگاه دل نمی دهد قلوه بگیرد. (حسین مقدسی نیا)
– کشتی گیر حریفش را روی پل برد و او را داخل رودخانه انداخت. (حسین مقدسی نیا)
– نیمکت فلزی زیر باران زنگ می زد ولی کسی جواب نمی داد. (سیده مهتاب فرخده)
– کارمند و برج ساز هر دو به سر برج فکر می کنند. (یداله محبی)
– رژیم به درد آدمهای چاق می خورد. (مهدی فرج الهی)
– نانوا هم جوش شیرین می زند بیچاره فرهاد. (مهدی فرج الهی)
– مردم برای دیدن ارتوپد سر و دست می شکنند. (علیرضا فرج الهی)

البته نباید فراموش کرد که افراط در این گونه ما را به عباراتی بی معنی و صرفا شکل گرا می رساند.

2- تشخیص یا انسانگونگی (personification)

هر گاه به آنچه انسان نیست،شخصیت انسانی بدهند آنرا انسانگونگی گویند.این گونه در کاریکلماتور بسیار مورد استفاده قرار گرفته است.

– پرگاری که اختلال حواس پیدا کرده بود بیضی ترسیم می کرد. ( پرویز شاپور)
– دود سر گرم بالا رفتن از سقوط است. ( پرویز شاپور)
– سلام متواضع ترین واژه هاست. ( پرویز شاپور)
– غرور سیل اجازه نمی دهد از زیر پل بگذرد. ( پرویز شاپور)
– شکارچی فرزترین گلوله اش را به سمت پرنده شلیک کر . (حسین گودرزی)
– جاده ناهموار ،راننده عجول را دست می اندازد. (مهدی فرج الهی)
– زلزله حرمت بناهای پیر را نگه نمی دارد. (مهدی فرج الهی)

3- احاله به محال
هر گاه بوقوع پیوستن امری ممکن منوط به وقوع امری محال گردد.
– خودم را قبل از تولدم نامگذاری کردم. ( پرویز شاپور)
– عاشق کسی هستم که تاریخ تولدش را خودش انتخاب کرده باشد. (مهدی فرج الهی)

4- تمثیل
در تمثیل کلام حاوی ضرب المثلی است یا جنبه ضرب المثل دارد.
– برای بادکنک میسر نیست «یک سوزن به خودش بزندیک جوالدوز به دیگری» (پرویز شاپور)
– تنبان مرد که دو تا شود آش یا شور می شود یا بی نمک.(مهدی فرج الهی)
– کلاغ می خواست پرواز هواپیما را یاد بگیرد دچار نقص فنی شد. (حسین مقدسی نیا)

5- حسن تعلیل و دلیل عکس
دراستفاده از آرایه حسن تعلیل گوینده دلیل و علتی را برای گفته هایش می آورد که داری ظرافتها و لطایف ادبی و هنری باشد. در این روش می تواند علتی که ذکر می شود واقعی و حقیقی باشد اما ربط آن به معلول با ظرافت و لطافت صورت گیرد یا اینکه علتی که برای معلول ذکر می شود حقیقت ندارد بلکه علتی ادعایی است که معمولا زیباتر می باشد.
دراستفاده از آرایه دلیل عکس برای مطلبی دلیل و توجیهی آورده می شود که کاملا بر خلاف انتظار و مخالف عرف و عادت است.
– برای آنکه پشه ها کاملا نا امید نشوند دستم را از پشه بند بیرون می گذارم. (پرویز شاپور)
– دلیل اینکه پشه اعضای داخلی آدم را نیش نمی زند این است که می داند آدم نمی تواند اعضای داخلی‌اش را بخاراند. (پرویز شاپور)
– عاشق خربزه ام زیرا مثل هندوانه تخمه هایش را در سلول انفرادی محبوس نمی کند. (پرویز شاپور)
– اگر برف می دانست کره خاکی انقدر کثیف است هنگام فرود آمدن لباس سفید نمی پوشید. (پرویز شاپور)
– گربه ای که سر در پی حاصل جمع گربه ها بگذارد دست خالی باز می گردد. (پرویز شاپور)
– گلی که بر قله روییده بود حکایت از کوهنوردی بهار می کند. (پرویز شاپور)
– تا ضد یخ در کاسه سرم نریزم به قطب شمال فکر نمی کنم . (پرویز شاپور)
– برای اینکه از چشمانت نیافتم خودم را به عینکت بستم . (محمد واحدی)
– گردی زمین تمامی خداحافظی ها را به سلام ختم می کند . (مهدی فرج الهی)

6- حس آمیزی
این شیوه از شاخه های تضاد و از مصادیق هنجار گریزی در زبان است که دو یا چند محسوس که هر یک با حس متفاوت دیگری احساس می گردد در کنار هم آورده می شود. در حسهای مختلف کنار هم قرار می گیرند.
– چراغی در دوردست روشنایی را نجوا می کند.(پرویز شاپور)
– گوشم آنچنان سنگین شده است که تا پایم را لگد نکنی صدای پایت را نمی شنوم. (پرویز شاپور)

7- تشبیه و استعاره
همانند کردن دو یا چند امر را تشبیه می گویند و بیشتر برای بیان مبالغه و افراط استفاده می شود.که دارای انواع مختلفی است.استعاره نیز تشبیهی است که از دو طرف تشبیه یعنی مشبه و یا مشبه به یک طرف حذف شود.
– شنبه در ورودی هفته است. (پرویز شاپور)
– سراب کاریکاتور آب است. (پرویز شاپور)
– سلام در ورودی گفتگو است. (پرویز شاپور)
– به نگاهم خوش آمدی. (پرویز شاپور)
– ابر پلک مشترک ستارگان است. (پرویز شاپور)
– هر برگ زرد پاییز کوچکی است. (پرویز شاپور)
– آسمان شب پر ستاره ترین تیم دنیا است. (سیده مهتاب فرخنده)
– آدم بدقول اسکناس بدون گوشه است. (مهدی فرج الهی)

8- تلمیح
اشاره به داستان،واقعه و یا حادثه ای را تلمیح می گویند .که معمولا دارای ساختهای تشبیهی و تناسبی می باشد.
– نانوا هم جوش شیرین می زند بیچاره فرهاد. (مهدی فرج الهی)

9- مراعات النظیر
وقتی برخی از واژه های کلام اجزایی از یک کل باشند و از این جهت بین آنها ارتباط و تناسبی وجود داشته باشد از این شیوه استفاده شده است. بدیهی است که اسم بردن اجزای یک مجموعه خود به خود هنری نیست. بلکه باید این اسم ها و تناسب بین آنها دارای مضمون باشد و هر چقدر که این روابط گسترده تر، محکم تر و پیچیده تر باشد اثر هنرمندانه است.
– عرض و طول دوران تحصیلم مرا به یاد لورل و هاردی می اندازد. (مهدی فرج الهی)

10- تضاد و پارادوکس
در تضاد بین دو یا چند واژه تناسب منفی وجود دارد. یعنی کلمات از نظر معنی، عکس و ضد هم هستند. مهمترن نوع تضاد پارادوکس است و وقتی رخ می دهدکه تضاد منجر به معنای دور و به ظاهر متناقضی است. که به کمک مجاز و استعاره قابل توجیه است.
– دود سرگرم بالا رفتن از سقوط است. (پرویز شاپور)
– عمر کوتاه مرگ طولانی تری را در پی دارد. (پرویز شاپور)
– پرنده کوتاه پرواز نمی تواند بلند پروازی کند.اما پرنده بلند پرواز می تواند کوتاه پرواز ی کند. (پرویز شاپور)
– سازمان خصوصی سازی دولتی است . (مهدی دهقانی)

در نوشتن کاریکلماتور معمولا ترکیبی از این آرایه ها به وقوع می پیوندد.که به بخشی از آنها اشاره شد و توضیح مفصل تر در خصوص تمامی این آرایه ها خود نیاز به مقاله و مجال دیگری دارد.

کاریکلماتور بنویسیم

یک کاریکلماتور خوب باید :
1- مار ار به وجد بیاورد.
2- به فکر وادار کند.
3- دوست داشته باشیم آنرا بیان کنیم و از بر داشته باشیم.
جوشش و کوشش دو مرحله کلی در خلق اثر هنری است. که مورد نظر دراینجا جوشش و دست یافتن به سوژه های ناب است. با توجه به این موضوع در خصوص جوشش و کشف ایده های جدید به دو صورت می‌توان با نوشتن کاریکلماتور مواجه شد:
1- غیر فعال : سر وکله اتفاق احتمالا هر از گاهی در ذهن نویسنده می افتد یا اینکه کاملا به صورت تصادفی رخ می دهد و یا وقتی به موضوعی برای نوشتن فکر می کند ایده ای به ذهنش خطور می‌کند.
2- فعال: موضوعی را برای نوشتن انتخاب می کنیم با در نظر گرفتن این مساله که موضوع باید ارزش نوشتن داشته باشد. پرویز شاپور به یک موضوع پیله می کرد و می‌نوشت. باید سر به سر موضوع گذاشت. در همین ارتباط شیوه ای را که خودم مورد استفاده قرار داده ام را شرح می دهم . در این شیوه از نموداری استفاده می کنیم که نام آنرا نموداردرخت واژگان می گذاریم. برای رسم این نمودار موضوع انتخابی را در وسط برگه می نویسیم و آنگاه عبارات و ضرب المثلهایی که به نوعی با موضوع انتخابی در ارتباط هستند را با نظم خاصی نوشته و با خطوطی به موضوع اصلی متصل می کنیم. این کار را تا زمانی که هیچ کلمه جدیدی به ذهنمان خطور نکند ادامه می دهیم. حالا کافیست چشممان را در صفحه بچرخانیم و روابط منطقی و غیر منطقی جدید را کشف کنیم. این کار به ما کند تا مرحله جوشش سریعتر اتفاق بیافتد. البته کشف روابط خود نیازمند توجه به مسائلی است که در ادامه به آنها اشاره می شود:

1- از راه مطالعه مکتوب،شفاهی و تصویری دانش و معلومات کافی را بدست آوریم.
2- به خوبی احساس کنیم. (خوب ببینیم،خوب نگاه کنیم،خوب بشنویم)
3- بیندیشیم و تحلیل کنیم.
4- بفهمیم،درک کنیم و کشف کنیم.
5- آنچه را کشف کرده ایم به خوبی بیان کنیم.
برای اینکه بتوانیم کارهای خوبی بنویسیم نباید دچار خود سانسوری شویم. البته باید توجه داشت که هر چیزی که می نویسیم الزاما ارزش مطرح کردن ندارد. طبیعی است وقتی قرار است نوشته هایمان را مطرح کنیم باید در ارائه آن وسواسی باشیم. اما در هنگام خلق اثر نباید با کاغذ و قلم تعارف کرد. هر آنچه به ذهن می رسد باید به رشته تحریر در آید تا در نهایت با غربال و محکِ کوشش آثار ارزشمندی ارئه گردد.

پیوست
کتابشناسی کاریکلماتور

الف) کتابشناسی پرویز شاپور
ـ کاریکلماتور‌ ۱، انتشارات نمونه، تهران: ۱۳۵۰؛
ـ کاریکلماتور ۲، انتشارات بامداد، تهران: ۱۳۵۴؛
ـ کاریکلماتور ۳، با گردباد می‌رقصم، تهران، انتشارت مروارید، ۱۳۵۴؛
ـ کاریکلماتور ۴، همه به ملاقات آیینه می‌رویم، تهران، انتشارت مروارید، ۱۳۵٦؛
ـ کاریکلماتور ۵، انتشارات پرستش، تهران، ۱۳٦٦؛
ـ کاریکلماتور ٦، انتشارات مروارید، تهران، ۱۳۷٦؛
ـ کاریکلماتور ۷ ،به نگاهم خوش آمدی، تهران، نشر گل آقا، ۱۳۷۸؛
ـ کاریکلماتور ۸ ، پایین آمدن درخت از گربه، تهران، انتشارت مروارید، ۱۳۸۲؛
ـ فانتزی سنجاق قفلی، تهران، نشر پویش، ۱۳۵۵؛
ـ تفریح‌نامه (طرح‌های مشترک بیژن اسدی‌پور و پرویز شاپور)، تهران، نشر مروارید، ۱۳۵۵؛
ـ گزیده ی کاریکلماتورهای پرویز شاپور، تهران، نشر مروارید،۱۳۷۱.
– مجموعه کاریکلماتور های پرویز شاپور،قلبم را با قلبت میرزان می کنم،انتشارات مروارید،1383
گزیده‌ای از کاریکلماتورهای او هم در سال ۱۹۹۱ در آمریکا به چاپ رسیده است. افزون بر این، بخشی از کتاب طراحان طنزاندیش ایران، تألیف ایران‌دخت محصص نیز به پرویز شاپور اختصاص دارد.

ب)سایر کتابها
– طنز خانگی،بیژن اسدی پور
– براده ها،سید حسن حسینی،انتشارات برگ،1365
– سنجاق قفلی، ابوالفضل لعل بهادر، سبزوار، انتشارات امید مهر،1383
– سکوت کلمات، ابوالفضل لعل بهادر، سبزوار، انتشارات امید مهر،1385
– به پنجره چشمم خوش آمدی، ابوالفضل لعل بهادر، سبزوار، نشر ابن یمین،1382
– سیمای لخت،حسین کلاته آقا محمدی و اسماعیل جوکار، سبزوار، انتشارات برزین مهر،1384
– حلوای عروس ، اسماعیل جوکار ، نشر کاوش‌گر،۱۳۸٦
– در کلاس دیر‌وقت، هادی خورشاهیان،نشر نگار و نیما،۱۳۸۳
– وقتی که واژه ها می‌اندیشند…!، محمد تقی آبادی فراهانی، سمرقند، نشر لنگرود،۱۳۸٦
– دو سه خطی‌ها، عباس دانشی، اصفهان، نشر عتیق عشق،۱۳۸۳
– دفتر خاطرات فرشته‌ها، کامبیز درم بخش، تهران، نشر افق،۱۳۸۵.
– کمی شوخی کمی جدی بخوانیم، ملیحه قریشی، نشر روزگار،1385
– ترافیک در کوچه ی علی‌چپ، فاطمه شتابی‌وش، تهران، نشر آوای کلار، ۱۳۸۵
– بر دیوار W.C، محمد شریف شاهی، تهران، نشر سپاهان،۱۳۸۳
– سیمای قلم، امیر شفیعی طبرستانی، قم، نشر نسیم حیات،۱۳۸۰
– ماه مهمان چشمان تو بود، شیری،تهران، نشر سفیر علم،۱۳۸۲
– عارفانه با قلم، حسین صنعت پور امیری، تهران، نشر سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری،۱۳۷۸
– مشتری نمی‌شوم حتی اگر ماه شوی. (گزیده آثار اولین جشنواره‌ی کاریکلماتور دانشجویان کشور)، مهدی فرج الهی، تهران نشر آوای کلار،۱۳۸۵
– کاریکاتور کلمات، مهدی فرج الهی، تهران،انتشارات شکروی،1383
– سیمای لخت،حسین کلاته آقا محمدی و اسماعیل جوکار، انتشارات برزین مهر،1384
– گاهگاهی زندگی شوخی نیست، سهراب گل هاشم، نشر افراز،1386
– اسکناس متقلب،احمد غفاری، نشر روجین،1381
– پرواز بر باد،کیومرث مبشری، انتشارت کلینی،1371

فهرست منابع
– نگاهی تازه به بدیع، سیروس شمیسا، نشر میترا،1371
– آرایه های ادبی در زبان فارسی، محمود فضیلت، انتشارات دانشگاه رازی،1371
– کاوشی در طنز ایران، سید ابراهیم نبوی، انتشارات جامعه ایران ما،1378
– انواع ادبی، سیروس شمیسا
– کاریکلماتور‌ ۱، پرویز شاپور، انتشارات نمونه، تهران، ۱۳۵۰
– کاریکلماتور ۲، پرویز شاپور، انتشارات بامداد، تهران، ۱۳۵۴
– کاریکلماتور ۳، با گردباد می‌رقصم، پرویز شاپور، تهران، انتشارت مروارید، ۱۳۵۴
– کاریکلماتور ۴، همه به ملاقات آیینه می‌رویم، پرویز شاپور، تهران، انتشارت مروارید، ۱۳۵٦
– کاریکلماتور ۵، پرویز شاپور، انتشارات پرستش، تهران، ۱۳٦٦
– کاریکلماتور ٦، پرویز شاپور، انتشارات مروارید، تهران، ۱۳۷٦
– کاریکلماتور ۷ ، به نگاهم خوش آمدی، پرویز شاپور، تهران، نشر گل آقا، ۱۳۷۸
– کاریکلماتور ۸ ، پایین آمدن درخت از گربه، پرویز شاپور، تهران، نشر مروارید، ۱۳۸۲
– ماهنامه گل آقا ،شماره های 161 ، 174 ، 184-196 ،صفحه کاریکلماتور، مهدی فرج الهی
– دو هفته نامه تندیس، شماره155، پرجمعیت ترین شهر دنیا، اردشیر رستمی

مهدی فرج‌اللهی – دفتر طنز حوزه هنری

0
اشتراک گذاری :

لینک کوتاه شده این نوشته :
http://shirintanz.ir/?p=3639

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه