طنز : نامه ای به مدیرانی با حقوق ناچیز

   ۳۰ تیر ۱۳۹۵    ۵:۲۴ ب.ظ    294 بازديد   
0
   بدون دیدگاه

سید ابوالفضل طاهری

پول چیست جز غذای خرس، جز مشتی علف؟ بخور نوش جانت یک وقت نشوی تلف، شیر و حقوقت هر دو حلال ای مدیر شایسته و ای فرزند خلف، که بسیار به انتظار نشستی و زیر پایت سبز شده علف. پول چیست جز چرک کف دست؟ شکایت کن از دست افشاکنندگان حقوق و این انسان های پست، به تو چه مربوط یکی مقروض است و آن یکی زیر خط فقر و دیگری تهی دست، حقوقت را بگیر و کلاهت را سفت بچسب که دست بالای دست بسیار است.

پول چیست جز بدبختی و گرفتاری؟ این پول ها مفت نیست حاصل عمری است اضافه کاری، در ازای خدمت صادقانه است و قانونی اما توفیقی اجباری، این پول ها حق توست تویی که صبر ایوب داشتی و چشم پوشیدی بر خفت و خواری. فیش حقوقی مثل مسواک است هر چقدر هم باشد نجومی، محرمانه و خصوصی است نه اطلاعات عمومی، این همه قیل و قال ندارد نه فاجعه است نه زلزله نه سونامی. صفرهای فیش حقوقت را نبین، این ها حاصل تلاش بی وقفه است و عرق جبین، روزگاری کاشتی حال وقت درو کردن است از این زمین.

حقوق نجومی

کیست که نداند فطیر است بی مایه، با وجود اینکه بی ارزش است ثروت و سرمایه، اما کسر شأن نیست حقوق ناچیز برای مقامی بلند پایه؟! ما را چه به فیش حقوقی، وقتی عمر کوتاه است و آدم می شود افقی، تنها دوستی ها پابرجاست و تنها این فضایل است که می ماند باقی. حقوق تو را مقایسه می کنند با اوباما، وقتی پای شایستگی در میان باشد و شایسته سالاری حکم فرما، مسلم است قیمت پیکان برابر نیست با هواپیما، قیاس مع الفارق است و عده ای فریفته شده اند و خواب نما. تو نصف کی روش هم حقوق نمی گیری تقصیر تو نیست تقصیر رنگ چشمان توست و لیاقت بالای چشمان آبی، تقصیر تو نیست مرغ همسایه غاز است و حقوق بالا لایق آنور آبی، تقصیر تو نیست قدر نشناسند و کباب را رها کرده و چسبیده اند به سیرابی.

برو حقوق بگیر مگو چیست حقوق، که سرمایه ی دنیا و آخرت است حقوق، اینها هم ادعای کذب است دروغ. می دانم این اعداد و ارقام اغراق آمیز است، می دانم حقوقت در برابر کار تو ناچیز است، می دانم این حقوق ناچیز نمونه ی آشکار تبعیض است. اما چه کنیم که در حقت جفا شده، تقدیر بی چشم و رو و سرنوشت بی وفا شده، تنها چاره ی کارت کناره گیری و استعفا شده. آش نخورده و دهن سوخته، نمی دانیم این پاپوش رو کدام نمک به حرامی برایت ساخته، هر کس بوده این درس ها را نزد شیطان آموخته. اما بدان حق آدم خوردنی نیست، دندان لق شایعات کشیدنی نیست، آبروی رفته ی تو آوردنی نیست. آمدند اَبرو را درست کنند چشم را کور کردند، آمدند آبرو را حفظ کنند هیزم دشمن را جور کردند، آمدند نوشدارو درست کنند سهراب را کشتند و وقت شان را صرف این امور کردند.

هر چقدر پول بدهی همانقدر می خوری آش، و کیست که بداند آه در بساط نداری جز یک آسمان خراش، و کیست که صدایت را بشنود که گفتی با خلق جهان چگونه ای؟ با ما به از آن باش. می گویند پول را روی مرده بگذاری زنده می شود، اما دروغ است آدم بدشانس را در پول غرق کنی باز بازنده می شود، پول به ما نیامده پول در فیش شما برازنده می شود. دوای درد آدمی چیست جز پول؟ آدمی را دواست چون قرص و شربت و آمپول، خدا نبخشد و نیامرزد این انسان های فضول. بازی بازی با فیش شما هم بازی؟! اصلا پیش قاضی و معلق بازی، مگر توکیستی جز عروسک خیمه شب بازی. تو تابع قانونی و بی اختیار، خدا نبخشد آن هیزم کش آتش بیار، که آتش افروخت و فیش قانونی ات را کرد آشکار. آواز دهل خوش است اما از دور، عاقبت شایسته سالاری همین است و هر آنکه نتوان دید الهی بشود کور، تو شایسته ی این پولی که حلال است نه پول زور. قرار است حقوق ها را پس بگیرند؟ چه می شود کرد باد آورده را باد می برد، باد می وزد و صفرها از میان این اعداد می برد، آدمیزاد همین است عمری خدمت را با یک فیش حقوق از یاد می برد. تو صورتت را سرخ نگه داشتی آنهم با سیلی، غمت نباشد تاریخ ثابت می کند این فیش حقوقت بوده جعلی، و روزی می آید که همه می دانند حساب و جیبت هر دو بوده خالی. خیالت راحت تو نزد مردم همچنان قهرمانی، تو جاودانه خواهی ماند و بلادرنگ اسطوره ی ملت ایرانی، برخی حسودان از شایستگی ات سوخته اند نگران نباش زنگ زده ایم به آتش نشانی.

منبع: روزنامه اطلاعات

0
ارسال به شبکه های اجتماعی خارجی :

ارسال به شبکه های اجتماعی ایرانی :
ارسال به فیس نما   ارسال به کلوب   ارسال به هم میهن   ارسال به افسران  
لینک کوتاه شده این نوشته :
http://shirintanz.ir/?p=16253

سید ابوالفضل طاهری

درباره نویسنده ()

اولین بار در آخرین ماه سال یکهزار و سیصد و هفتاد و دو در شهر رشت دیده بر این جهان گشود. سید ابوالفضل طاهری نویسنده و طنز نویس ایرانی نوشتن را از نه سالگی آغاز کرد و اولین کتابش را ده سال بعد در ایالات متحده ی آمریکا به زبان انگلیسی منتشر کرد. او که علاقه ی زیادی به طنز دارد اما هیچ یک از هشت کتاب منتشر شده اش طنز نیست. از این هشت اثر تنها سه کتاب به زبان فارسی نوشته شده و باقی آثار وی به زبان های انگلیسی و آلمانی تحریر شده و به انتشار رسیده است. طاهری تاکنون داور جشنواره های داستان نویسی هزار و یک شب و لیگ نویسندگان بوده و مدتی هم بعنوان مدرس داستان نویسی فعالیت کرده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

برو به ابتدای صفحه