طنز : عیادت پرتقال شمال در شب یلدا

   ۴ دی ۱۳۹۵    ۱۰:۵۶ ق.ظ    116 بازديد   
0
   بدون دیدگاه

مذاکراتی مابین عناصر موثر در شب یلدا در گرفته که شما را به خواندن گزارش مکتوب فایل ضبط شدۀ این جلسه دعوت می کنیم:

طنز مهرآباد – سید ابوالفضل طاهری: رییس اتحادیه فروشندگان میوه و سبزی از کاهش قیمت پرتقال شمال، کیوی و گوجه فرنگی در روزهای اخیر خبر داد و گفت: هندوانه و انار مورد نیاز شب یلدا تامین است و کمبودی در این زمینه نداریم. در همین راستا مذاکراتی هم مابین عناصر این شب طولانی در گرفته که شما را به خواندن گزارش مکتوب فایل ضبط شدۀ این جلسه دعوت می کنیم:

سیب: من به عنوان نماینده صنف سیب با گرایش قرمز و زرد بجز سبز مراتب اعتراض جماعت سیب رو به گوش شما می رسونم. اصلاً چرا در صبحت های رییس اتحادیه اسمی از ما برده نشده؟! این چه رسم بدیه ما با اینکه کلی خاصیت داریم اما میدون رو دادن به چیپس و پفک که خاصیت ندارن.

سیب زمینی: تف به این زندگی. حیف نسبت فامیلی داریم وگرنه از وسط دو قاچت می کردم بری کمپوت بشی. اگه حرمت ریشۀ سفیدم نگه نمی داری لااقل عفت کلام داشته باش. خوبه منم به نوۀ تو بگم بی خاصیت؟!

سیب: عمو جان چرا داغ می کنی یه وقت سیب زمینی پخته میشی ها. من هنوز قصد ادامه تحصیل دارم نوه ام کجا بود. عرض من چیز دیگه ایه. خواهش می کنم روابط فامیلی رو با مسائل کاری دخالت نده عمو.

تخمۀ آفتابگردان: راست میگه دیگه این آشغال ها چیه می ریزن تو معدۀ مردم! بابا یکم انصاف داشته باشین. آخه چیپس و پفک از کی تا حالا رفته قاطی باقالی ها؟!

لوبیا چیتی: برو مردک مطرب پاچه خوار که به هر ساز آفتاب می رقصی. واقعاً متأسفم نه اینکه فکر کنی بخاطر باجناقم باقالی جوش می زنم نه نقل این حرف ها نیست. از تخمه ای که اوج افتخارش شنا کردن چندشناک مابین آب دهن آدمیزاده بیش از این انتظار نمی ره.

تخمۀ آفتابگردان: چرا شایعه می افکنی فک و فامیل باقالی. حرف دهنت بفهم. من خود شیرینم یا اون تخمه ژاپنی تازه به دوران رسیده؟! اصلاً من اعتراض دارم تو جایی که تخمه ایرانی پیدا میشه چرا باید تخمه ژاپنی بیارن؟!

تخمه ژاپنی: 使用の際にはフォ利用規約のテキスがありますのでご覧くださ!

پسته: کسی زبون ژاپنی بلده؟! الان این فحش داد؟!

میوه

خربزه: از قدیم گفتن هر کی منو بخوره باید پای ویبره اش هم بشینه خب داشتن تخمه خارجی وارد می کردن مترجمش هم وارد می کردن اینجوری نشه.

کیوی: نه چیز خاصی که نگفت فقط گلایه کرد گفت چرا مهمان نواز نیستید. ببخشید شما پستۀ خندان هستین؟

پسته: نه من عبوس شونم داداش خندانم حقوق نجومی گرفته الان رفته تعزیرات جواب پس بده.

انار: کی گفته ما مهمان نواز نیستیم؟! الان تو ساوه خیلی از انارها سرما خوردن فامیل هامون توی چین با خبر شدن و کمپوت به دست اومدن برای عیادت. با اینکه وارد شدن اما به واردات شون اعتراض نکردیم چون مهمان نوازیم.

هندوانه: دوستان نظم جلسه رو برقرار کنید جلسه رسمیه جناب سیب ادامه عرایض تون رو می شنویم.

انار: جناب هندوانه خیلی ببخشیدا شما که اصلا میوه زمستونی نیستید چرا باید رئیس جلسه باشید. بنده به عنوان میوۀ ادبی که در وصفم شعرها سروده اند خودم رو شایسته این مقام می دونم.

هندوانه: خیلی عذر می خوام کدوم اشعار؟! نکنه همون صد دانه یاقوت میگی؟! اون که شایعه است اگه راست میگی زنگ بزنم چاقو بیاد سرت ببره بشمریم. به نون بربری قسم اگه دقیق صد تا شد من خودمو می اندازم جلوی چرخ پراید.

انار: نه داداش اون شمایی که با شرط و شروط و کلی منت و تو سری خوردن به فروش می رسی ما رو توی هوا بی قید و شرط می خرن. چه صد دونه باشیم چه سیصد تا.

سیب: حالا دعوا نکنید بذارید به ادامۀ عرایضم بپردازم. بابا یکم به خودتون بیاین. اینترنت خاموش کنین بذارین اون بدبختم یه روز بره مرخصی. گوشی ها رو زمین بذارین بجاش حافظ بخونین. به سلامت خانواده فکر کنید. بابا یکم سیب بخورین.

گوجه فرنگی: الان تبلیغات تون تموم شد جناب سیب؟! همۀ این نصیحت ها رو گفتین که آخرش سیب بخورن؟! پس ما اینجا بوقیم! بزنم سلامتتو به خطر بندازم؟! چشم دیدن موفقیت های منو نداری حسود؟!

سیب: چرا حرف مفت میزنی حالا رئیس اتحادیه یه چی گفته تو چرا جوگیر میشی؟! مگه سیزده بدره تو رو تنظیم می کنن؟! شیطونه میگه بزنم کتلتت کنم دیگه قابل تنظیم هم نباشی ها.

هندوانه: دوستان با هم مهربون باشین میوه های بازار که تأمین شده. قیمت ها هم که تعدیل شده. دیگه دردتون چیه؟! الان همۀ مردم بخصوص قشر زیر خط فقر میوه و آجیل خریدن در کنار کانون گرم خانواده بدهی ها رو به دست فراموشی سپردن و جناب تخمه رو می شکنن و انار دون شده رو گلپر اندود می کنن. بهتر نیست ما هم کمتر تو سر و کلۀ هم بزنیم؟! جناب پر فسفر انجیر شما به عنوان استاد دانشگاه و کارشناس مسائل میوه چرا سکوت کردین خب یه چیزی بگین.

انار: الان منظورت چی بود؟! روی سخنت با من بود؟! من مخالفتی با توقف تو سر و کلۀ هم زدن ندارم ولی این شما و اقوام تون هستین که خواه ناخواه تو سر و کله تون می زنن و آخرش هم نه شیرین از آب در میاین نه قرمز.

پر فسفر انجیر: بس کنید. پس شما کی میخواین میوه بشین؟! دعوا رو بذارین کنار و به مسائل کلان بپردازید. پرتقال شمال امروز بین ما نیست چرا کسی نپرسید کجاست و چیکار می کنه؟! اصلا کسی می دونه کیلویی صد تومن خودش حراج کرده؟! من این بازار نمی خوام. همه شال و کلاه کنین بریم پیش پرتقال. حرف اضافه هم نباشه.

0
ارسال به شبکه های اجتماعی خارجی :

ارسال به شبکه های اجتماعی ایرانی :
ارسال به فیس نما   ارسال به کلوب   ارسال به هم میهن   ارسال به افسران  
لینک کوتاه شده این نوشته :
http://shirintanz.ir/?p=18460

سید ابوالفضل طاهری

درباره نویسنده ()

اولین بار در آخرین ماه سال یکهزار و سیصد و هفتاد و دو در شهر رشت دیده بر این جهان گشود. سید ابوالفضل طاهری نویسنده و طنز نویس ایرانی نوشتن را از نه سالگی آغاز کرد و اولین کتابش را ده سال بعد در ایالات متحده ی آمریکا به زبان انگلیسی منتشر کرد. او که علاقه ی زیادی به طنز دارد اما هیچ یک از هشت کتاب منتشر شده اش طنز نیست. از این هشت اثر تنها سه کتاب به زبان فارسی نوشته شده و باقی آثار وی به زبان های انگلیسی و آلمانی تحریر شده و به انتشار رسیده است. طاهری تاکنون داور جشنواره های داستان نویسی هزار و یک شب و لیگ نویسندگان بوده و مدتی هم بعنوان مدرس داستان نویسی فعالیت کرده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

برو به ابتدای صفحه
لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران