طنز : اعتراض به گفته‌های مردگان


   ۲۱ مرداد ۱۳۹۶    ۶:۰۰ ب.ظ    106 بازديد    بدون دیدگاه

جهانگیر ایزد پناه :

راستش را بخواهید، حال و هوای اعتراض به سرمان زد. نشستیم دو دو تا چهار تا کردیم، دیدیم که به مردگان اعتراض کنیم، راحت‌تر است و بی‌درد سر. چون نه در قید حیات‌اند و نه هم وکیل مدافع دارند که مرا به محاکمه بکشند یاخرد و خمیرمان کنند و درد سر درست کنند و برو و بیا و هزار مکافات و سیاه روزی دیگر. ‏

بنا بر همین محاسبات و عاقبت اندیشی وعافیت طلبی که به خرج دادیم، آمدیم از بزرگان متوفی که الآن هزار کفن پوسانده‌اند و ورثه و نوه و نتیجه بلا واسطه هم ندارند که به پر و پایمان بپیچند، نقل و قول‌هایی ذکر کرده‌ایم و جمله معترضه خودمان را هم در پی آن آورده‌ایم؛ یعنی فقط پا توی کفش مرده‌ها کردیم. ان‌شالله که به کسی بر نخورد تا ما بی‌درد سر اظهار نظری کرده باشیم.‏

«عبدالرحمان جامی» شاعر و ادیب قرن نهم هجری چنین می‌گوید: «طبیبی را دیدند که هر گاه به گورستان رسیدی، ردا سر کشیدی. از سبب آن سؤال کردند گفت: از مردگان این گورستان، شرم همی دارم. بر هر که می‌نگرم، ازشربت من مرده است.»‏

جمله معترضه: خیلی از مردگان این زمان هم به خاطر نداشتن توان پرداخت حق عمل جراحی و دوا و درمان، درگذشته‌اند و یا چون چندین میلیون تومان نداشته‌اند که اول به حساب بیمارستان واریز کنند، به دریار باقی شتافته‌اند. کسی هم شرمگین نیست!‏

عبدالرحمان جامی: خواجه بهاءالدین نقشه بند را پرسیدند که سلسله «خاندان و پیوند» به کجا می‌رسد؟ فرمودند که از سلسله، کسی به جایی نمی‌رسد!‏

جمله معترضه: این چه حرفی است می‌زنید؟ در این دور و زمانه تا از سلسله‌ای نباشی یا به جایی بند نباشی، به جایی نخواهی رسید‏‎.

عزیز نسفی (نخشبی) از عارفان قرن هفتم هجری، در کتاب الانسان الکامل، چنین می‌گوید: بدان که در دماغ جمله آدمیان، اندیشه پادشاهی یا تمنای حاکمی، یا سودای پیشوایی، سر بر می‌زند.‏

جمله معترضه: و در استان ما هم خیلی‌ها سودای نمایندگی مجلس را در سر دارند.‏

سعدی: نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود.‏

جمله معترضه: حضرت اجل! این حرف‌ها از شما بعید است. آنهایی که سه هزار میلیارد دلار بردند و خوردند، چه زحمتی کشیدند؟

شاعر: زگهواره تا گور دانش بجوی!‏

جمله معترضه: آدرس عوضی ندهید. ما را دنبال نخود سیاه نفرستید. می‌رویم جلو دانشگاه تهران، انواع تز و رساله، مقاله و تحقیق خرید و فروش می‌شود می‌خریم و ارائه می‌دهیم. یک پارتی هم پشت بندش. همه چی به خیر و خوشی تمام می‌شود.‏

‎ ‎شاعر: برو کار می‌کن نگو چیست کار!

جمله معترضه: خدا خیرتان بدهد با این گفته‌هاتان. بگو برو دنبال بند «پ»، همه چی حلّ حلّ است!‏

شاعر: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است : بادوستان دوستی با دشمنان مدارا

جمله معترضه: با دوستان دوستی را می‌پذیریم، اما در ولایت ما با دشمنان مدارا نمی‌شود، بلکه دشمنان را با تفنگ، سنگ و همچنین با آن وسیله‌ای که اسمش یادم رفته، مداوا می‌کنیم‏‎.

شمس تبریزی می‌گوید: «من شیخ را می‌گیرم و مؤاخذه می‌کنم، نه مرید را».‏

جمله معترضه: ما با دانه درشت‌ها کاری نداریم، پادو‌ها را اعدام می‌کنیم.‏

شمس تبریزی می‌گوید: «هنوز ما را اهلیت گفتن نیست».‏

جمله معترضه: این شمس خدا بیامرز چقدر کم جربزه بوده! محمود ما سخن سرایی که هیچ، بلکه برای دنیا هم تعیین تکلیف می‌کرد و نسخه و دستورالعمل اقتصادی و غیر اقتصادی برای جهان صادر می‌کرد.‏‎

منبع : روزنامه اطلاعات – سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۵

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=23794

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه