شعر طنز : نامه ای از دوستم دریافت کردم از هلند


   ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵    ۱۱:۴۶ ب.ظ    442 بازديد    بدون دیدگاه

دوستی از هلند

نامه ای از دوستم دریافت کردم از هلند
گفته بود از عشق میهن با بیانی دردمند

گفته بود از اینکه حتّی نان خشک کشورم
صد شرف دارد به بریان برّه ای که می خرم

آمد ایران چند روزی پیش ما مهمان شود
بلکه درد غربت از روح و تنش بیرون رود

میوه آوردیم از نوعی که خیلی نوبر است
میوه نه، تعبیر «پارافین جامد» بهتر است

با برنج هندی ای که چرب و خوش استیل بود
قیمه ای که گوشتش از کشور برزیل بود

در کنارش چند مرغ گنده ی هورمون تبار
ماست هم لازم به گفتن نیست، آری پالم دار

این غذاها گرچه مهلک بودنش ثابت شده ست
کاملاً با معده ی های اهل ایران سِت شده ست

پیش خود گفتم که چون عادت ندارد این عزیز
شاید از میل غذاهای وطن گردد مریض

دیدم امّا از غذا بسیار هم تعریف کرد
چند بار از دستپخت همسرم تعریف کرد

گفت: باید قدردان نعمت این خاک بود
با تشکّر؛ مزّه ی ناهارتان کولاک بود

یک دو ساعت بعد دیدم اندکی تغییر کرد
وای من، انگار سم در معده اش تأثیر کرد

لحظه ی بعدش من و او در ترافیکی عجیب
سوی درمانگاه می رفتیم تا پیش طبیب

دوستم از آن همه دود و شلوغی در شگفت
سرفه کرد و تیره شد، یکهو نفس تنگی گرفت

توی درمانگاه دکتر گفت: امکانات ما
نیست در اندازه ی درمان بیمار شما

عاقبت جایی برای آن رفیق روی زرد
دکتری دگزا و استامینوفن تجویز کرد

در همانجا گوشی و کیف رفیقم را زدند
زیر لب می گفت: ای جانم به قربانت هلند!

بازگشتیم و همینکه شب گذشت و صبح شد
رفته بود از خانه ی ما؛ نامه اش روی کمد

باز کردم، سطر اوّل جز «غلط کردم» نبود
باقی نامه تشکّر بود و بدرود و درود
*
رادیو از انهدام توپولوف پیغام داد
ای رفیق نازنین من!، روانت شاد باد.
شاعر : حسین گلچین «شکلات الشعرا»

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=15349

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه