شعر طنز : شادی و عیش و خوشی در شب یلدا به تو چه؟


   ۱ دی ۱۳۹۶    ۲:۵۰ ب.ظ    483 بازديد    بدون دیدگاه

باز ماه دی و سرمای زمستان آمد
شب یلدا شد و پاییز به پایان آمد

میوه از بهر شب چله فراوان آمد
مفلس از داغ فسنجان به لبش جان آمد

بزم سور است مهیا و بخاری علم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است

پرتقال آمد و موز آمد و ازگیل و انار
سیب و نارنگی و لیمو و گلابی و خیار

هندوانه به میان آمد و آجیل آچار
خوش بساطی‌است ولی حیف که در این شب تار

بینوا در هوس شلغم و ‌آش کلم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است

مفلسا، سور اگر گشته مهیا به تو چه؟
شادی و عیش و خوشی در شب یلدا به تو چه؟

مرغ بریان و فسنجان و مُسمّا به تو چه؟
آخرت از تو بُود! عشرت دنیا به تو چه؟

مطبخ خلد برین بهر تو پُر دود و دم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است

سیر را از شکم گشنه نباشد خبری
نرسد هیچ ز سرما به وجودش خطری

ای ‌که از راه خطا در پی سیمی و زری
نام نیک ار نخری، فاش بگو پس چه خری؟

نسبت خر ندهم بر تو که بر خر ستم است!
اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است

خر شریف است و خران فایده بخشند بسی
کس ندیده که کند هیچ خری بد به کسی

هرچه عرعر کند او را نبود دادرسی
نه هوایی به سرش هست و نه در دل هوسی

نه نگاهش به سوی سفره هر محتشم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است
شاعر : مرحوم «غلامرضا روحانی» / مجله طنز”توفیق”
منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=26244

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه