شعر طنز : بى تو، اى دلبر! اطویى نیست بر پیراهنم


   ۱۴ دی ۱۳۹۶    ۲:۰۳ ب.ظ    161 بازديد    بدون دیدگاه

در فراق یار..!؟

شعر طنز حمید آرش آزاد

بى تو، اى دلبر! اطویى نیست برپیراهنم
بس که ماندم بى کتک، هرلحظه مى خارد تنم

ظرفها ناشسته مانده،ظرفشویى هم کثیف
پخته ام یک نیمرو، حالاسراپا روغنم

خانه پر آشغال شد از بس که کردم ریخت و پاش
بدتر است از لانه ى گنجشک و لک لک، مسکنم

بوى جورابم کند همسایه هارا منقلب
مى دهد رم گربه ها راپاره ى پیراهنم

چون که اینجا نیستى با توکمى دعوا کنم
من ز ناچارى به روى آینه غُر مى زنم

گه به جاى تو، خودم، گوش خودم را مى کشم
گاه موهاى سر خود را دو دستى مى کنم

گاه مى گویم – به جاى تو -که: «این هم زندگى ست؟!
بدتر از درد شب قبر است اینجا ماندنم!»

نازنینا! بى وجودت، بنده مثل عنکبوت
تارهاى تیرهاى دور سر خودمى تنم

چون به جاى تو، خودم را مى زنم هر دم کتک
حال، ظلمانى تر از یلداست روز روشنم

درد هجران را کنون حس مى کنم، اى نازنین!
چون که دور از تو، کنون تنها و بى دعوا منم

اى خدا! هرگز نباشد از زنش مردى جدا
مثل من که مانده ام یک هفته اى دور از زنم

بى تو، اى دلبر! چه کس را من دهم هر لحظه فحش؟
در فراقت، غُرغُر مخلص کپک زد، اى صنم!

مثل «آرش»، بنده هم دور از تو پر رو مى شوم!
حال آن که – همچو او – پیش تو مى لرزد تنم!

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=26501

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه