شعر طنز : ای که با وعده شود درد تو درمان، بنشین


   ۲۱ آذر ۱۳۹۶    ۱۱:۳۳ ق.ظ    213 بازديد    بدون دیدگاه

بنشین!

ای به هر پای تو قربان دو- سه تا جان، بنشین
ای که با وعده شود درد تو درمان، بنشین

نیست گر مبل لویی سیزدهم در خانه
می‌شوم خم، تو به پشت من نالان بنشین

گوسفندم من و این را همه کس می‌داند
پس غمی نیست شوم گر به تو قربان، بنشین

سفره خالی‌ست اگر، خنده نزن بر ریشم
می‌خرم آخر این برج دو تا نان، بنشین

آخرش می‌رسد از راه دلار نفتی
می‌شود سفره‌ی این بنده هم الوان، بنشین

قول دادند سر سفره‌ی ما آید نفت
مطمئن باش تو بر قول بزرگان، بنشین

موز و نارگیل و فلان، سهم بزرگان چون شد
می‌رسد بر من و سر کار، بادمجان، بنشین

از «کیومرث» الی «کوروش» و «دارا» و فلان
وعده باران شده‌ای فت و فراوان، بنشین

شش هزار و دو- سه سال است که تو منتظری
پس چهار سال دگر چشم به ره‌مان، بنشین

«هسته» را با چکش ساخت وطن می‌شکنیم
آن زمان مشکل ما می‌شود آسان، بنشین

«وعده درمانی» عجب داده جواب، ای جانان
شده دنیایی از این معجزه حیران، بنشین

گوش داده به سخنرانی بعضی‌ها باز
«آرش» از این جهت افتاده به هذیان، بنشین
شاعر : حمید آرش آزاد

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=25720

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه