شعر طنز : این هوا جان میدهد آبدوغ خیار


   ۲۵ بهمن ۱۳۹۴    ۱۱:۳۹ ق.ظ    1170 بازديد    بدون دیدگاه

نرم نرمک میرسد اینک بهار
این هوا جان میدهد آبدوغ خیار

همچو خر رفته ست در آغوش گل
مانده ام یکسال و اندی آزگار

چشم من در حسرت لبخند دوست
دل تقاضا میکند آمار یار

مینشینم صبح و شب در حسرتت
دل ندارد از غمت صبر و قرار

گر رسد بوی بهاران، میخورم
آب را همراه با دوغ و خیار

معده ام در انتظار فصل سبز
تا خورد آن را به حد انفجار

روده ام با معده ام کشتی گرفت
رفت بر حالم خطایی آشکار

پس کجا مانده ست این شمع بهار
تا بچرخم دور او پروانه وار

منتظر ماندم به شوق دیدنت
در کدامین گور خوابیدی بهار؟

گر تو را ماشین نباشد، عیب نیست
با الاغی بر سرم منت گذار

آرزو بر دل نمیرم ای عزیز
تا نباشم تا ابد در انتظار

شاعر : سید ابوالفضل طاهری
با سپاس از ایمان صابر

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :
تلگرام فیس بوک گوگل توییتر لینکدین کلوب فیس نما هم میهن تبیان افسران

لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=13096

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه