سعید طلایی : طنز اجتماعی می نویسیم تا خیال همه راحت تر باشد

   ۲۳ خرداد ۱۳۹۵    ۱۰:۱۴ ق.ظ    939 بازديد   
0
   بدون دیدگاه

سعید طلایی ، شاعر، نویسنده و طنزپرداز، متولد ۱۵ اسفند ۱۳۶۸ یک گونه خاص از آدمیزاد است. علیرغم اینکه مهندسی خوانده و مهندسی را دوست دارد طنز می نویسد چون طنز را دوست تر دارد. کلاً یک سر دارد و دو سودا. مصاحبه ی اختصاصی شیرین طنز با سعید طلایی را در ادامه می خوانید :

سعید طلایی

– چطور شد که طنزپرداز شدید؟
من از اعضای هیئت موسس کانون ادبی دانشگاه صنعتی امیرکبیر بودم. در یکی از شب شعرهای دانشگاه که آقای فیض دعوت بودند شعر طنزی خواندم که کف ایشان برید و به زور مرا به جلسات “در حلقه رندان” برد. آنجا آقای امید مهدی نژاد من را خفت کرد و شماره ام را گرفت. بعد ها هم دوستان طنزپرداز مختلف این قدر مرا به طنز نوشتن تشویق کردند که ناخواسته سر از اینجا درآوردم.

– طنزهای مطبوعاتی شما در کدام مجلات و روزنامه ها منتشر می شود؟
من از سال ۸۸ در مجلات رشد جوان می نوشتم. رشد نوجوان کمی بعدتر. در ماهنامه ساختمان شعرهای طنز ساختمانی می نویسم و در خبرگزاری مهر و روزنامه جام جم با سایر دوستان طنزپرداز قلم می زنیم و هر روز هفته یکی از ما می نویسیم. برای وقایع تهرانیه هم هر وقت آقای رضا ساکی دستور بدهد چیزی می نویسم. کلاً می نویسم.

محفل طنزخوانی قم پز عباس احمدی سعید طلایی

– بچه ها شما را در محافل زیر دیده اند، اول بگین اونجا چکار می کردین و سپس درباره این محافل توضیح بدین :
o سرو چمان
o در حلقه رندان
o دگرخند
o قند و نمک
o یه حبه طنز
o شعر طنز پهلو
o چلچراغ
o دارچین
o باشگاه شعر طنز کندو
o باشگاه خنده
o هفت شین
o یک فنجان شعر
o قم پُز
o نمک یُد دار
o کافه لبخند
خیلی از این ها را یادم نمی آید. این قدر محفل شعر طنز زیاد شده که واقعا آدم اسم همه شان را یادش نمی ماند. اما در حلقه رندان همانطور که گفتم زادگاه من به عنوان طنزپرداز بود. بعدها شکرخند هم می رفتم که به علت افت کیفی برنامه و عدم میزبانی مناسب از طنزپردازان ترجیح دادم نروم. الان قند و نمک هم خیلی مخاطب پیدا کرده و واقعا دوست دارم آنجا شعر بخوانم. دگرخند هم که مال مهدی فرج الهی خودمان است و دستور بدهد با سر می رویم. قمپز هم معرکه است. من یک بار رفته ام. عباس آقای احمدی در قم پایگاهی درست کرده که هر آن بیم آن می رود که بواسطه آن کودتا کند. هفت شین هم همان برنامه ای بود که در امیرکبیر داشتیم. عیدانه بود. سالهای اولش خودم مجری بودم. بعد که پیشرفت کرد آدم های حسابی تری را برای مجری گری دعوت کردیم. امسال هم آقای فرج الهی مجری بودند. خسته شدم دیگر. بقیه اش هم همین جوری است.

– شما با رادیو در برنامه های طنز ما یه نفریم رادیو فرهنگ و شکر پنیر رادیو صبا هم همکاری می کنید، لطفا در مورد طنزرادیویی توضیح دهید.
جدی ترین همکاری من با رادیو به برنامه فی البداهه برمیگردد که آقای استاد احمد تهیه کننده اش بود و این قدر این آدم گل است که من و سید امیر سادات موسوی یک سال تمام به صورت روتین این برنامه را روزانه داشتیم صرفا بابت رودروایسی با مهدی. رادیو نه پول درست و حسابی دارد و نه کاری که آدم برای رادیو می نویسد به درد جاهای دیگر می خورد. اگر بداهه گوی خوبی هستید بروید رادیو ولی اگر میخواهید برای مطلبی که در رادیو می خوانید وقت بگذارید و بنویسید توصیه می کنم کار مکتوب کنید. هم مخاطبانش بیشتر است و هم ماندگارتر است. البته شاید نظرم خلاف نظر خیلی ها باشد ولی به هر حال این نظر من است.

http://www.leader.ir/media/album/news/37611_221.JPG

خدا انشاءالله این نماز را از شما قبول کند، این جمله شما را یاد کدام خاطره می اندازه؟
این جمله من را که سهل است نصف مردم ایران را هم یاد همان خاطره می اندازد. شب جالبی بود. توفیق شد محضر حضرت آقا برویم و من آنجا بود که متوجه شدم ایشان از نظر ادبی بسیار خوش ذوق هستند و واقعا شعر را می فهمند. خداوند سایه شان را بر سرمان نگاه دارد.

– در مورد اسم وبلاگتون “از این مینویسم” توضیح بدین.
این اسم را از یکی از اشعار قیصر امین پور وام گرفته ام. کلا ارادت خاصی به قیصر دارم و حسرت می خورم که هیچوقت سعادت نداشتم ایشان را ملاقات کنم.

نه از مهر و نه از کین می نویسم
نه از کـفر و نه از دین می نویسم

دلم خون است میدانی برادر؟
دلم خون است از این می نویسم

– با کدامیک از طنزپردازان خیلی رفیقین؟
تقریبا با همه شان. این قدر ماهند که نمی شود رفیقشان نشد. امید مهدی نژاد را برادر بزرگ خودم می دانم. با سید امیر سادات موسوی از دبیرستان رفیق بوده ام. مهدی فرج اللهی، مهدی استاد احمد، صابر قدیمی، علیرضا لبش، علی زراندوز، عبدالله مقدمی، روح الله احمدی و شروین سلیمانی دوستان خیلی خوبم هستند. حامد اسحاقی، محمد صاحبی، حسام الدین مقامی کیا، رضا ساکی و … واقعا خیلی زیادند دوستان طنزپردازم و واقعا دوستشان دارم. همایون حسینیان و نادر ختایی هم خیلی به من لطف داشته اند و دارند. با آقای فیض و بیابانکی و امینی و عباس احمدی رفاقتمان بیشتر شاگرد و استادی است. آقای زرویی را هم که خاک پایش هستم و اصلا حرفی نیست. از بین خانم های طنزپرداز هم با خانم ناهید نوری که مثل خواهرم هستند و خانم عرب امیری بیشتر ارتباط دارم.

روح الله احمدی صابر قدیمی سعید طلایی

– آثار کدوم طنزپردازان را مطالعه می کنید؟
خیلی ها، تقریبا همه شان را. حتی آیدین سیارسریع که سعادت دیدنش را نداشته ام را هم دنبال می کنم رفقایم که جای خود دارند.

– چه کسانی وقتی طنز مینویسید براتون کف می زنند؟
اول از همه همسرم که واقعا لطف خدا بود که با ایشان آشنا شدم. آقای مهدی نژاد ما را به هم معرفی کردند که خدا از برادری کمشان نکنند. بعد هم دوستان طنزپردازم و در درجه بعد عزیزانی که کارهایم را دنبال می کنند و همیشه به من لطف داشته اند.

– چه کتابهایی منتشر کردین و یا میخواهین منتشر کنید؟
سه کتاب طنز نوحوان با سوره مهر کار کردم که امسال برای نمایشگاه کتاب منتشر شد که می شود گفت اکثراً طنزهایی است که برای رشد نوشته بودم.
از جلو نظام
-کامپیوتر یا رایانه، مساله چیست؟
-تکنولوژیک یا فناوریک، مسئله چیست؟
اگر خدا بخواهد می خواهم امسال دو کتاب منتشر کنم. یکی شعرهای طنزم و دیگری مجموعه کارهای ترجمه طنزم به زیان انگلیسی که ترانسلیتور نام دارد و سابقا برای مجله سه نقطه می نوشتم.

مجموعه طنز نوجوان

– در کدوم مسابقات رتبه آوردین؟
زیاد است و خیلی هایش هم مهم نیستند. مهم ترینش جشنواره طنز مکتوب یا همان طنز سوره است.

– سوژه های طنزتون را چطور پیدا می کنید؟
خیلی جاها خودشان سوژه می دهند و می گوسند برو طنز بنویس. اگر سوژه ندهند هم کاری ندارد. به قول امیر سادات موسوی:
بس که اخبار طرب انگیز دارد مملکت/ عاقبت گوینده اخبار شاعر می شود

– روزی چند ساعت می خوابین و چند ساعت طنز می نویسین و چند ساعت مطالعه میکنید؟
زیاد می خوابم. ۹ ساعت شاید هم بیشتر. یک ساعت هم می نویسم. دو سه ساعتی هم مطالعه می کنم.

– بیشتر طنز سیاسی مینویسین یا اجتماعی؟ و کدومشون مؤثرتره؟
اجتماعی. طنز سیاسی نوشتنش راحت تر است اما کمتر جایی چاپش می کند، باید خیلی دست به عصا بنویسی که روزنامه ای جرأت کند چاپ کند و بخاطر همین یخ می شود. روزنامه ها هم امروزه از ریسمان سیاه و سفید هم می ترسند. اجتماعی می نویسیم خیال همه راحت تر باشد. سیاسی هم اگر بنویسم توی کانال خودم منتشر می کنم.

– تا حالا شده طنزی بنویسید که دوست ندارین؟
بله شده. مخصوصا شعرهای طنزی که برای مجله ساختمان می نویسم را بعضا دوست ندارم. بعضی وقت ها حامد اسحاقی خیلی موضوعات سختی می دهد و جان می کنم تا شعر بگویم آخرش هم چیزی نمیشود که به دلم بچسبد اما زندگی خرج دارد دیگر. البته آن ها همیشه راضی بوده اند و من خودم نسبت به کارهایم وسواس دارم.

– نظرتون در مورد طنزهایی که در شبکه های اجتماعی منتشر میشه، چیه؟
توئیت ها خیلی خوبند. در یک جمله این قدر بار طنز می چپانند که آدم حظ می کند. اصلا من عاشق توئیت خواندنم.

– تا به حال شده شعر یا مطلبی از شما کِش برن و به نام خودشون بنویسند؟
بنویسن؟ کجای کاری؟ یک روز آقای بیابانکی به من زنگ زد و گفت من داور یک جشنواره ای ام. تو کار فرستاده ای؟ گفتم نه گفت ولی الان شعرت زیر دست من است. طرف شعر من را به اسم خودش توی جشنواره شرکت داده بود!

– طنزی نوشتین که براتون دردسر ساز بشه؟
شعر نماز را قبل از اینکه پیش آقا بخوانم هیچ رسانه ای جرات نمی کرد پخش کند. نه تلویزیون و نه رادیو. اما بعدش که خواندم حل شد. دردسر آنچنانی هم نه واقعا و اصولا به قول آقای فیض طنزپرداز باید جوری حرفش را بزند که یقه اش را دست کسی ندهد، اگر قرار باشد فحش بدهیم و فردایش بیایند یقه مان را بگیرند که هنر نکرده ایم.

– آیا از طنزنویسی امرار معاش هم میکنید، یا شغل دیگه ای هم دارین؟
فعلا سربازم و تنها از طنزنویسی امرار معاش می کنم اما سربازیم که تمام بشود قطعا کار عمرانی می کنم هم تخصصم است و هم دوستش دارم.

– اگر نکته ای به نظرتون میرسه، بگین.
چشم.

– از این که وقت گرانبهای خود را در اختیار ما قرار دادین صمیمانه سپاسگذاریم، شاید به جای این مصاحبه می تونستین چند تا طنز بنویسید.
واقعاً. الان باید برای رضا ساکی کلی رباعی بنویسم و از طرفی حامد اسحاقی هم گفته که باید تا فردا شب راجع به پنل های خورشیدی برایش شعر بگویم. من هم برای اینکه آن ها را به تعویق بیندازم ترجیح دادم به مصاحبه شما پاسخ بدهم احتمالا الان هم بروم خانه را جارو بزنم.

سید علی روح الامین – شیرین طنز – خرداد ۹۵

***

سعید طلایی را در شبکه های اجتماعی زیر دنبال کنید :

سعید طلایی

کانال تلگرام :
https://telegram.me/saeedtalaee
وبلاگ :
http://saeed-talaee.blogfa.com

0
ارسال به شبکه های اجتماعی خارجی :

ارسال به شبکه های اجتماعی ایرانی :
ارسال به فیس نما   ارسال به کلوب   ارسال به هم میهن   ارسال به افسران  
لینک کوتاه شده این نوشته :
http://shirintanz.ir/?p=15662

مدیر

درباره نویسنده ()

سلام، من مدیر سایت شیرین طنز هستم، مهندسی نرم افزار کامپیوتر دارم و از علاقه مندان به طنز و کاریکاتور.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

برو به ابتدای صفحه
لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران