بیوگرافی امیر حسین خوش حال


   ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳    ۱:۳۷ ب.ظ    4105 بازديد    ۳ دیدگاه

آخــرِ خــردادِ سالِ شصت و هفت

صــبح جــمعه مــادرم از حـال رفت

بُرد او را بــهــرِ زائـیـــدن پـــدر

مـن بــه دنــیــا آمــدم بی درد سر

در دبستان کــارِ مـن تحصیل بود

یا صـف نــانــوائــی و زنــبیــل بود

وقتی از سـنِّ دبــــستان رد شدم

با فضای عــلم و دانـــــش بـد شدم

بس کـه مـی کردم کلاسم را دودَر

ناظمــم مـی گفت: گم شو کرّه خر !

در دبیرستــان کـمـــی آدم شدم

البتـــه یـکـــباره نـه، کم کم شدم

تازه فهمیدم بـلوغ و جوش چیست

معنــی بوس و شب و آغوش چیست

می شــکستــم تـخمه در زیرِ چنار

بود سبـکِ مــوی مـــن فرقِ کنار !!

یــاد دارم اول هـشـــــتاد و ســه

شعـــرکی گــفـتـم ز وصف مدرسه

گـرچه شعــرم انــدکی معیوب بود

از بــرای کــار اول خــــوب بـــود

در فــنون شــعر چـون ماهر شدم !

ناگهــان دیــدم شــبـی شاعر شدم

مــی ســرودم شـعــرهای ارزشــی

اجتماعــی، گــاه حـتـّـی ورزشی !

بـعــد آن هــم نـوبــت کنکور شد

مـدتــی الـــواتـــی از من دور شد

سر فــرو بـردم بــه تـحـصیـل ادب

درس می خواندم حسابی روز و شب

مهــرماه سـیـــصد و هشتاد و شش

بعد کـلـّـی جــنگ و ایضاً کشمکش

وارد آمــوزش عــالــی شـــــــدم

آشنا با خانــه ی خـالــــی شدم !!!

هــمچنــان درگــیر تحصیلم شدید

مــی سـرایم شـعر جــز شعر سپید

گشته تنهائــی و غــم تمثیــل مـن

هست « خوشحالی » فقط فامیل من.

 

امیر حسین خوش حال

بله این مختصر شرح حال من بود. من امیرحسین خوش حال هستم با نام مستعار « کولی ». در مشهد متولد شده ام. از سال 1387 کار طنز را به صورت جدی! آغاز کردم با « ماهنامه ی طنز و کاریکاتور بچه مشد » که این همکاری کماکان ادامه دارد و در حال حاضر دبیر بخش شعر این مجله هم هستم. با نشریات و روزنامه های دیگری نیز همکاری داشته ام و دارم.
کتاب اولم « البدیعُ الجدید!، فی الهزاران اشعارِ المُفید » بود که طنز بود و کتاب بعدی ام « مرگ را حس می کنم این روزها » بود که مجموعه ی غزل بود و کتاب بعدی ام « مات رخت شدم » بود که مثنوی عاشقانه ست.

وبلاگ : koyli.mihanblog.com/

مطالب مرتبط :

ارسال به شبکه های اجتماعی :


لینک کوتاه این نوشته
http://shirintanz.ir/?p=2723

دیدگاه‌ها (۳)

آدرس بازتاب فید دیدگاه ها

  1. سلام. ممنون که از شعر من استفاده کردین. فقط ترتیب مصرعها نامیزون بود. اگر یکبار بخوانید متوجه میشوید

  2. مهسا گفت:

    عاااااااااالیییییی بووووود مررررررسییییییییییی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برو به ابتدای صفحه